فرد خودشیفته چه خصوصیاتی دارد و چگونه باید با او رفتار کرد؟

فرد خودشیفته چه خصوصیاتی دارد و چگونه باید با او رفتار کرد؟

آنچه در این مقاله می‌خوانید

اختلال شخصیت نارسیسم یک وضعیت سلامت روان است که می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی فرد و روابط او با دیگران تأثیر بگذارد. درحالی که هیچ درمانی برای خودشیفتگی وجود ندارد، گزینه‌های درمانی مانند روان درمانی، دارو درمانی و استراتژی‌های مراقبت‌ازخود می‌توانند به مدیریت علائم و بهبود رفاه کلی کمک‌کنند.

approved-by-doctors

تأیید‌‌‌‌‌‌‌ شده توسط پزشکان متخصص دکترتو

محتوای این مقاله صرفا برای افزایش آگاهی شماست. قبل از هرگونه اقدام، جهت درمان از پزشکان دکترتو مشاوره بگیرید.

زمان مطالعه : ۱۲ دقیقه
نارسیسم یا خودشیفتگی چیست؟

خلاصه این مطلب را در این پادکست گوش دهید:

اگر فردی بیش‌از‌حد به خود توجه کند و این خودبزرگ‌بینی به یک اختلال شخصیتی تبدیل شود، فرد را مبتلا به شخصیت خودشیفته می‌دانند. نخستین بار در سال ۱۸۹۸ هاویلاک الیس فیزیک‌دان و مقاله‌نویس بریتانیایی، خودشیفتگی (Narcissism) یا به فکر خود بودن بیمارگونه را به‌عنوان اختلال روانی شناسایی نمود. ویژگی‌هایی مانند خودانگاره مغرورانه و وابستگی فانتزی، خونسردی و خودداری غیرمعمول تنها زمانی می‌شکند که اعتمادبه‌نفس فرد خودشیفته به ‌خطر بیفتد.

قدرنشناسی نسبت به اطرافیان و سوءاستفاده از آنها، از ویژگی‌های اختلال نارسیسم به شمار می‌روند. این اختلال بر اساس شخصیت افسانه‌ای نارسیس (اسطوره یونانی/Narcissus) نام‌گذاری شده‌است که عاشق انعکاس تصویر خود در آب شد. از نظر زیگموند فروید، خودشیفتگی یک مرحله طبیعی و عادی در رشد کودک محسوب می‌شود، اما اگر پس از دوران بلوغ روی دهد، باید آن را نوعی اختلال روانی دانست. 

خودشیفتگی چیست؟ (نارسیست یعنی چه و نارسیست ها چه کسانی هستند)

معمولا اختلال شخصیت خودشیفته در ارزیابی‌های بالینی تشخیص داده‌می‌شود و یکی از انواع مختلف اختلالات روانی محسوب می‌شود که در آن فرد خود را به نسبت سایرین مهمتر می‌داند، به‌شدت نیازمند توجه و تحسین بیش از اندازه است، در برقراری روابط مشکل دارد و حس همدلی نسبت به سایرین در او دیده‌نمی‌شود. اما پشت این نقاب اعتمادبه‌نفس زیاد، عزت نفس شکننده‌ای وجود دارد که با کوچکترین انتقاد و عیب‌جویی فرو می‌ریزد.

اختلال خودشیفتگی یا خودبزرگ بینی، مشکلاتی در حوزه‌های مختلف زندگی از جمله روابط، کار، تحصیل یا امور مالی ایجاد می‌کند. افرادی که از این اختلال رنج می‌برند، به‌‌دلیل کم‌توجهی یا عدم دریافت لطف و تحسینی که تصور می‌کنند شایسته‌اش هستند، ناراحت و سرخورده می‌شوند. روابطشان به سرانجام نمی‌رسد و دیگران هم از وقت گذراندن با آن‌ها لذت نمی‌برند. پس در یک کلام می‌توان نارسیسم را به این شکل تعریف کرد:

«اختلال شخصیت خودشیفته به اختلال شخصیتی گفته می‌شود که در آن فرد نسبت به سایرین حس خودبزرگ‌ بینی و غرور دارد. به‌علاوه همیشه دوست دارد کانون توجه باشد و به‌طور مدام تحسین شود.»

مشاوره روانشناسی

با برترین روانشناسان ایران از دیدگاه کاربران

مشاوره حضوری و آنلاین۵۰۰+ خدمت

بیماری نارسیسم یا اختلال نارسیسم؟ کدام صحیح است؟

اصطلاح صحیح برای توصیف این بیماری اختلال شخصیت خودشیفتگی (NPD) یا اختلال نارسیسم است، نه «بیماری نارسیسم».

استفاده از اصطلاح «بیماری نارسیسم» یا «بیماری خودشیفتگی» به‌جای واژه «اختلال» ممکن‌است این مفهوم را نشان‌دهد که خودشیفتگی یک وضعیت عمومی است که می‌تواند هر کسی را تحت‌تاثیر قرار‌دهد، نه یک اختلال شخصیت خاص که نیاز به تشخیص حرفه‌ای دارد.

طرحواره خودشیفتگی

طرحواره خودشیفتگی یک چارچوب شناختی یا الگوی تفکر است که مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت نارسیسم است. این طرحواره شامل برآورد بیش‌ازحد توانایی‌ها و اهمیت خود، عدم همدلی نسبت‌به دیگران و تمایل‌به جستجوی تحسین و توجه است.

خودشیفته یعنی چه؟
اگر فردی بیش‌از‌حد به خود توجه کند و این خودبزرگ‌بینی به یک اختلال شخصیتی تبدیل شود، فرد را مبتلا به شخصیت خودشیفته می‌دانند.

علائم خودشیفتگی (ویژگی افراد نارسیست چیست؟)

علائم خودشیفتگی و شدت آنها درجات مختلفی دارد و در افراد مختلف متفاوت است. ولی به راستی چطور خودشیفته‌‌ها را بشناسیم؟ خودشیفته‌ها نشانه‌های زیر را دارند:

  • حس خود برتربینی افراطی و بیش ‌از‌حد
  • پرتوقع هستند و حس طلبکارانه‌ای نسبت به دیگران دارند.
  • انتظار دارند همیشه از همه برتر و بهتر باشند، حتی اگر موفقیت و دستاوردی شایسته برتری به ‌دست نیاورده باشند.
  • درباره موفقیت‌ها و استعدادهای‌ خود غلو می‌کنند.
  • درباره موفقیت‌ها، قدرت، هوش و نبوغ، زیبایی یا همسر خوب و کامل بودن خود خیا‌ل‌پردازی افراطی دارند.
  • معتقدند از همه برترند و فقط باید با افراد خاص هم‌تراز خود نشست و برخاست داشته‌باشند.
  • باید همیشه محور اصلی گفتگو با افراد مختلف باشند و کسانی که از نظرشان فرودست هستند را تحقیر کرده یا به دید حقارت نگاه می‌کنند.
  • انتظار دارند همه به آن‌ها لطف کنند و بی‌چون‌وچرا هرآنچه می‌گویند را بپذیرند.
  • از دیگران برای رسیدن به خواسته‌هایشان استفاده‌می‌کنند.
  • از درک نیاز و عواطف دیگران عاجزند یا اصلاً تمایلی به درک موقعیت و احساسات دیگران ندارند.
  • به دیگران حسادت می‌کنند و معتقدند بقیه هم به آن‌ها حسادت می‌ورزند.
  • رفتار مغرورانه و متکبرانه دارند و با غرور و متظاهرانه خود را نشان می‌دهند.
  • اصرار دارند همیشه بهترین هرچیز مثل بهترین خودرو یا بهترین دفتر کار را به دست‌آورند.

بهترین روش درمان خودشیفتگی برای تو چیه؟ 

همین حالا مشاوره بگیر

سایر ویژگی های اختلال خودشیفتگی و شخصیت نارسیست

  • افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته اصلاً با مفهومی به‌نام انتقاد کنار نمی‌آیند و در مقابل کسی که از آنها ایراد بگیرد، پرخاشگری می‌کنند.
  • اگر رفتار ویژه‌ای با آنها نشود کاسه صبرشان لبریز و عصبی می‌‌شوند.
  • این افراد مشکلات درون‌فردی قابل‌ توجهی دارند و به‌سرعت احساس کم‌توجهی و بی‌اعتنایی می‌کنند.
  • با خشم یا تحقیر نسبت به موقعیت‌های مختلف واکنش نشان می‌دهند و برای آنکه کاری کنند تا خودشان برتر به‌نظر برسند، سایرین را خوار و خفیف می‌کنند.
  • نمی‌توانند رفتار و احساساتشان را کنترل کنند.
  • در مقابله با استرس به‌شدت با مشکل مواجه می‌شوند و به راحتی با هر تغییری سازگار نمی‌شوند.
  • از اینکه فکر کنند کامل نیستند، عصبانی می‌شوند و افسردگی می‌گیرند.
  • در درون به‌صورت پنهانی حس عدم امنیت، شرمندگی، حقارت و آسیب‌پذیری دارند.

اکنون که با علائم خودشیفتگی آشنا شدید، متوجه می‌شوید افرادی که از عزت نفس سالمی برخوردارند، معمولا متواضع و فروتن هستند. پس اگر از خود می‌پرسید آیا من خودشیفته هستم؟ باید ببینید تواضع و فروتنی‌تان تا چه اندازه است. افرادی که از نارسیسم رنج می‌برند، تقریباً هرگز فروتنی در آنها دیده نمی‌شود. این افراد همیشه از بالا به بقیه افراد نگاه می‌کنند و خودشان را بهتر از بقیه می‌دانند. اگر در مورد نوع شخصیت خودتان دچار تردید هستید، می‌توانید از تست شخصیت استفاده کنید. با مراجعه به روان‌شناس و انجام تست شخصیت تحت نظر یک متخصص می‌توانید به درک بهتری از خصیت خود برسید.

علائم خودشیفتگی در زنان

خودشیفتگی یک اختلال شخصیتی است که هم مردان و هم زنان را درگیر می‌کند. با‌این‌حال، علائم این اختلال ممکن‌است بین جنس‌ها متفاوت باشد. در اینجا برخی‌از علائم و نشانه‌های رایج خودشیفتگی در زنان آورده‌شده‌است:

  • احساس اغراق‌آمیز از اهمیت داشتن و استحقاق خود
  • دغدغه بیش‌ازحد درمورد وضعیت ظاهری بدن
  • تمایل به استثمار دیگران برای منافع شخصی
  • عدم همدلی نسبت به احساسات و نیازهای دیگران
  • مشکل در پذیرش انتقاد یا بازخورد
  • نگرش متکبرانه و تحقیرآمیز نسبت‌به دیگران
  • ناتوانی در حفظ روابط سالم
  • تمایل به دستکاری و کنترل دیگران
  • دشواری در پذیرش تقصیر یا پذیرفتن مسئولیت اعمال خود
  • حسادت به موفقیت یا توجه دیگران
  • تخیلات بزرگ‌نمایانه قدرت، زیبایی یا موفقیت.

شایان ذکر است که داشتن برخی‌از این ویژگی‌ها لزوما به معنای ابتلا‌به اختلال‌شخصیت خودشیفتگی نیست. تشخیص فقط توسط یک متخصص بهداشت روانی واجد شرایط باید انجام‌شود.

علائم خودشیفتگی چیست؟
اختلال شخصیت نارسیسم یک وضعیت سلامت روان است که می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی فرد و روابط او با دیگران تأثیر بگذارد. درحالی که هیچ درمانی برای خودشیفتگی وجود ندارد، گزینه‌های درمانی مانند روان درمانی، دارو درمانی و استراتژی‌های مراقبت‌ازخود می‌توانند به مدیریت علائم و بهبود رفاه کلی کمک‌کنند.

علائم خودشیفتگی در مردان

مطالعات نشان می‌دهد که مردان بیشتر از زنان به این اختلال مبتلا می‌شوند. در اینجا برخی‌از علائم و نشانه‌های رایج خودشیفتگی در مردان آورده‌شده‌است:

  • احساس خودبزرگ‌بینی و دستاوردهای اغراق‌آمیز
  • اعتقاد به اینکه آنها خاص یا منحصر به فرد هستند و فقط باید با افراد به همان اندازه با موقعیت بالا ارتباط داشته‌باشند.
  • نیاز دائمی به تحسین و توجه دیگران
  • اعتقاد به برتری خود
  • فقدان همدلی با دیگران و تمایل به استثمار آنها برای منافع شخصی
  • تصور اشتغال به قدرت، ثروت، موقعیت خاص
  • احساس استحقاق و انتظار رفتار ویژه
  • نگرش متکبرانه و خودخواهانه نسبت‌به دیگران
  • مشکل در رسیدگی به انتقاد یا طرد شدن
  • مشکل در حفظ روابط سالم
  • رفتار تکانشی و تمایل‌به رفتار پرخطر یا بی‌پروا
  • زمانی که احساس ارزشمندی آنها به چالش کشیده شود، ممکن است حالت تدافعی یا تهاجمی پیدا کنند.

ذکر این نکته ضروری است که اگرچه داشتن برخی از این ویژگی‌ها لزوما نشان‌دهنده اختلال شخصیت خودشیفته نیست، اما اگر شما یا کسی که می‌شناسید با این علائم دست‌وپنجه نرم می‌کنید، ضروری است که به دنبال کمک حرفه‌ای از سمت پزشک باشید.

با دیدن علائم خودشیفتگی یا نارسیسم به چه دکتری مراجعه کنیم؟

اگر شما یا شخصی که می‌شناسید علائم خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته را نشان می‌دهد، توصیه می‌شود از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید. انواع زیر از پزشکان یا درمانگران می‌توانند اختلال شخصیت خودشیفته را تشخیص داده و درمان کنند:

  • روانپزشکان: پزشکانی که در تشخیص و درمان بیماری‌های روانی از جمله اختلالات شخصیت تخصص دارند. آنها می‌توانند دارو تجویز کنند و درمان ارائه‌دهند.
  • روانشناسان: متخصصان سلامت روان که دارای مدارک پیشرفته در روانشناسی هستند و در زمینه تشخیص و درمان اختلالات شخصیت آموزش دیده‌اند. آنها می‌توانند درمان ارائه دهند اما نمی‌توانند دارو تجویز کنند.

برای دریافت نوبت از بهترین روانشناس و دکتر روانپزشک می‌توانید از سایت نوبت‌دهی آنلاین دکترتو کمک بگیرید. همچنین برای دریافت مشاوره تلفنی و آنلاین می‌توانید از لینک‌های زیر کمک بگیرید:

دلایل خودشیفتگی کدام است؟ (علت بروز شخصیت خودشیفته)

به‌طور دقیق مشخص نیست که چه عواملی باعث ایجاد اختلال شخصیت خودشیفته در افراد مختلف می‌شوند. همانند رشد شخصیتی و سایر اختلالات سلامت روان، علل وقوع اختلال نارسیسم هم پیچیده است. اما می‌توان موارد زیر را از دلایل عمده خودشیفتگی دانست:

  • محیط: ناسازگاری و ناهماهنگی در روابط فرزند و والدین با انتقاد و عیب‌جویی افراطی یا تحسین افراطی که به‌هیچ‌وجه با تجربه کودک هماهنگ نیست.
  • ژنتیک: ویژگی‌هایی که از پدر و مادر و نسل‌های گذشته آنها به ارث می‌رسند.
  • عوامل نوروبیولوژی: ارتباط بین مغز و رفتار و تفکر
  • سوءاستفاده در دوران کودکی
  • انتظارات بی‌جا و بی‌مورد والدین از فرزندان
  • بی‌بندوباری جنسی که معمولا با خودشیفتگی همراه است.
  • تاثیرات فرهنگی.

عوامل خطر اختلال خودشیفتگی (یا به اشتباه بیماری خودشیفتگی)

اختلال شخصیت خودشیفته بیشتر از زنان، بر مردان تأثیر می‌گذارد و معمولاً در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می‌شود. به‌خاطر داشته‌باشید اگرچه برخی کودکان ویژگی‌های شخصیتی خودشیفتگی از خود بروز می‌دهند، ولی همیشه نباید آن را با اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسم اشتباه گرفت. چراکه این مشخصه مقتضای سن آنها بوده و به ‌معنای ابتلا به اختلال خودبزرگ‌‌بینی نخواهد‌بود.

اگرچه علت ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معلوم نیست، برخی محققان معتقدند شیوه‌های فرزندپروری حمایت‌گر افراطی یا بی‌اعتنایی در کودکانی که از نظر بیولوژیکی آسیب‌پذیرند، در بروز نارسیسم تأثیرگذار خواهد‌بود. وراثت و عوامل نوروبیولوژی هم در توسعه اختلال خودشیفتگی نقش دارند.

آیا شما هم علائم خودشیفتگی دارید؟ همین حالا مشاوره بگیرید

تست خودشیفتگی انلاین به تشخیص نارسیسم کمک می کند؟

آزمون‌های خودارزیابی آنلاین مختلفی وجود دارد که ممکن‌است به افراد کمک‌کند تا تشخیص دهند که آیا ویژگی‌های اختلال شخصیت نارسیسم را نشان می‌دهند یا خیر.

توجه‌به این نکته ضروری است که تست‌های خودارزیابی جایگزینی برای تشخیص حرفه‌ای نیستند و معیار قابل اعتمادی برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفتگی نیستند. یک متخصص بهداشت روان واجد شرایط باید تشخیص مناسب این اختلال را ارائه‌دهد.

در اینجا چند آزمون آنلاین خودارزیابی محبوب وجود دارد که ممکن است بینش‌هایی درمورد ویژگی‌های خودشیفتگی ارائه‌دهد:

  • تست (NPI): پرسشنامه‌ای ۴۰ سوالی که توسط روانشناس رابرت راسکین و هوارد تری در سال ۱۹۷۹ تهیه شد. این پرسشنامه ۷ جنبه خودشیفتگی را می‌سنجد، از جمله اقتدار، برتری، نمایش‌گرایی، استحقاق، بهره‌کشی، خودکفایی و غرور.
  • تست شخصیت سه‌گانه تاریک: یک تست خودارزیابی که ۳ ویژگی شخصیتی تاریک را می‌سنجد؛ ازجمله: خودشیفتگی، ماکیاولیسم و ​​روان پریشی. این آزمون از ۲۷ عبارت تشکیل شده‌است و از افراد خواسته می‌شود تا میزان موافقت یا مخالفت خود را با هر عبارت ارزیابی‌کنند.
  • تست خودشیفتگی پاتولوژیک (PNI) : پرسشنامه‌ای ۵۲ سوالی که دو بعد خودشیفتگی را می‌سنجد: بزرگواری و آسیب‌پذیری.

درمان خودشیفتگی چیست؟

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته تصور نمی‌کنند مشکلی داشته‌باشند یا ایراد از خودشان باشد. بنابراین بعید است به ‌دنبال درمان بروند. اگر هم قرار باشد روش‌های درمانی را پیش بگیرند، احتمالا به‌خاطر نشانه‌های افسردگی، مصرف الکل و مواد مخدر یا سایر مشکلات روانی خواهدبود. اما توهین‌های مرتبط با عزت نفس آنها، پذیرش بیماری و پیگیری درمان خودشیفتگی را دشوارتر می‌کند.

درمان خودشیفتگی در طب سنتی

هیچ درمان شناخته شده‌ای برای نارسیسم وجود ندارد و هدف از درمان، ارائه گزینه‌هایی برای کاهش شدت علائم و بهبود کیفیت زندگی است.

طب سنتی مانند آیورودا، طب سوزنی و داروهای گیاهی ممکن‌است به عنوان مکمل روان‌درمانی سنتی برای درمان اختلال شخصیت خودشیفتگی استفاده‌شود. با‌این‌حال، شواهد علمی محدودی برای تایید استفاده از این درمان‌ها برای این بیماری خاص وجود دارد.

برای دریافت نوبت از بهترین روانشناس و دکتر روانپزشک می‌توانید از سایت نوبت‌دهی آنلاین دکترتو کمک بگیرید.

تغییر بهبود سبک زندگی برای درمان خودشیفتگی

برای مشاهده نتایج مطلوب‌تر، توصیه می‌شود در طول درمان سبک زندگی خود را هم تغییر دهد. تغییر در سبک زندگی کمک می‌کند روند درمانی راحت‌تر طی شود. برخی راهکارهای تغییر سبک زندگی عبارتند از:

  • از مصرف مواد مخدر، نوشیدنی‌های الکلی و سایر موادی که باعث ایجاد رفتارهای منفی می‌شوند، اجتناب کنید.
  • برای تقویت روحیه حداقل ۳ بار در هفته ورزش کنید.
  • تکنیک‌های تمدد اعصاب مثل یوگا و مدیتیشن برای کاهش استرس و اضطراب واقعاً مفید و تأثیرگذار هستند.

همان‌طور که گفته‌شد درمان فردی که از اختلال خودبزرگ‌بینی رنج می‌برد، به زمان نیاز دارد. پس اگر به خودشیفتگی مبتلا هستید، مدام اهداف خود را در ذهن مرور کنید تا خستگی و ناامیدی برشما غلبه نکند. لازم است به خودتان یادآوری کنید که می‌توان روابط قبلی نابود شده را درست کرد تا شاید به رضایت بیشتری در زندگی برسید.

از جمله مسائل مهم در درمان شخصیت خودشیفته، تداوم درمان است. تغییر و اصلاح ویژگی‌های شخصیتی سریع اتفاق نمی‌افتند. از این رو در روند درمان صبور باشید.

عوارض اختلال شخصیت خودشیفته

عوارض بیماری خودبزرگ‌بینی و شرایطی که همراه با این اختلال روی می‌دهند، عبارت‌اند از:

  • مشکلاتی که در رابطه‌های اجتماعی به‌خصوص روابط دوستانه و زناشویی به وجود می‌آیند.
  • مشکلات ایجاد شده در محیط کار یا مدرسه
  • افسردگی و اضطراب
  • مشکلات جسمی و فیزیکی
  • سوءاستفاده از مواد مخدر یا الکل
  • رفتار یا تفکرات خودکشی.

اینکه چرا برخی افراد دچار اختلال خودشیفتگی می‌شوند، هنوز کاملاً مشخص نیست اما عواملی مانند وراثت، رویکرد فرزند پروری و عوامل نوروبیولوژیکی نقش زیادی در ایجاد شخصیت خود شیفته دارند.

چگونه از بروز خودشیفتگی پیشگیری کنیم؟

از آنجایی‌که علل اختلال خودشیفتگی به‌طور دقیق مشخص نیست، راه مشخصی هم برای پیشگیری از به ‌وجود آمدن این شرایط وجود ندارد. رعایت موراد زیر به میزان زیادی از بروز خودبزرگ‌بینی جلوگیری کنید:

  • درمان سریع مشکلات و بیماری‌های سلامت روان در دوران کودکی
  • جلسات درمان خانوادگی برای یافتن راه‌های سالم ارتباط یا مقابله با تنش‌های عاطفی یا تعارضات
  • شرکت در جلسات فرزندپروری و کمک گرفتن از مددکاران اجتماعی یا تراپیست‌ها در صورت نیاز
  • گفتگو درمانی که به‌عنوان روش‌های روان‌درمانی شناخته‌می‌شود، اولین و اصلی‌ترین راه درمان اختلال خودبزرگ‌بینی است.

چنانچه نشانه‌های خودشیفتگی همراه با افسردگی یا سایر بیماری‌های روانی همراه باشد، باید اقدامات پزشکی لازم جهت درمان آن اختلال‌ها هم اتخاذ شوند. گفتگو درمانی کمک‌می‌کند تا فرد خودشیفته یاد بگیرد چطور با دیگران بهتر ارتباط برقرار کند، در نتیجه از روابط‌ خود لذت بیشتری خواهد‌برد. این روش کمک‌می‌کند تا:

  • روابط کاری بهتری داشته‌باشید.
  • روابط شخصی‌ خود را حفظ کند.
  • نقاط قوت و پتانسیل‌های خود را بشناسد تا انتقاد یا شکست را تاب بیاورد.
  • احساسات خود را بشناسید و بتواند آنها را مدیریت کند.
  • از پس مسائل مربوط به عزت نفس بربیاید.
  • اهداف واقعی برای خود تعریف نماید.

از آنجایی‌که شخصیت فرد به این راحتی تغییر نمی‌کنند، روند درمان و بهبودی هم ممکن است چند سال طول بکشد. گاهی پیش می‌آید فرد طی این مدت خسته شود، درمان را فقط وقت تلف کردن بداند و بخواهد درمان را رها کند. ولی باید به‌ خاطر داشت که تداوم روند درمان اصل بسیار مهمی در بهبود افراد مبتلا به نارسیسم است. پس بهتر است تحت هر شرایطی در تمام جلسات درمانی حاضر شود و حتما دستورات و داروهای تجویزی را رعایت کند. در این صورت است که به ‌مرور زمان، شاهد تفاوت در خود و روابط با دیگران خواهد‌بود.

علائمعلتدرمان
احساس اغراق‌آمیز از اهمیت‌دادن به خودژنتیکدارو درمانی
عدم همدلی نسبت به دیگران         تربیتروان درمانی
نیاز به تحسین تجارب زندگیتغییر سبک زندگی
استثمار دیگرانساختار مغز    خودسازی
ناتوانی در پذیرش انتقادویژگی‌های شخصیتیمدیتیشن و ذهن‌آگاهی
حق‌به‌جانب بودن دائمیفاکتورهای محیطی     خانواده درمانی
تمایل‌به تغییر یا کنترل دیگران         تأثیرات اجتماعی و فرهنگی         درمان شناختی-‌رفتاری
بی‌ثباتی عاطفیترومای دوران کودکیگروه درمانی
کمال‌گرایی     ناامنی و اعتماد‌به‌نفس پایین          
نارسیسم یا خودشیفتگی چیست و چه علائمی دارد؟

چگونه با افراد خودشیفته رفتار کنیم؟

با توجه به همه خصوصیاتی که از افراد خودشیفته ذکر شد، تعامل و برقراری ارتباط با آنها چندان ساده و پیش‌رونده نخواهد بود. پس اگر در اطراف و نزدیکان خود با فرد خودشیفته مراوده دارید، چند نکته و راهکار کمک می‌کند تا طرز برخورد با افراد مبتلا به نارسیسم یا افراد با تمایلات خودبزرگ‌ بینی را بیاموزید. این راهکارها خصوصاً در صورت ازدواج با فرد خودشیفته به دلیل روابط نزدیک و طولانی‌تر، حساسیت بیشتری پیدا می‌کند. پس در این شرایط باید حساسیت بیشتری در تعامل و روابط خود و روش برخورد با آدم خودشیفته داشته باشید. خصوصا دانستن این نکته که افراد خودشیفته به دلیل اعتماد به نفس بالا، به سختی عاشق می‌شوند و خود را در روابط فدا می‌کنند، تصمیم را برای ازدواج و روابط صمیمانه سخت‌تر خواهد کرد. برخی از راهکارهای موثر از این قبیل هستند:

۱. حد و مرزها را مشخص کنید

افراد خودشیفته معمولا کاملاً غرق در خود و خودمحور هستند. معمولاً فکر می‌کنند به هر مکانی که بخواهند می‌توانند بروند، وسایل شخصی‌ افراد دیگر را زیرورو کنند یا فقط ‌آنها هستند که به شما می‌گویند باید چه احساسی داشته باشید. به شما توصیه و مشاوره می‌دهند و آن زمان است که در ازای این مشورت ناخواسته، چیز دیگری طلب می‌کنند. حتی ممکن است شما را تحت فشار قرار دهند تا در محیط‌های عمومی درباره مسائل خصوصیتان حرف بزنید.

درمان اختلال نارسیستی
برای درمان اختلال خودشیفتگی باید به دکتر روانشناس یا دکتر روانپزشک مراجعه کنید.

۲. منتظر باشید عقب‌نشینی کند

اگر جلوی فردی که از اختلال خودبزرگ بینی رنج می‌برد بایستید، حتماً با واکنش متقابل او روبرو می‌شوید. وقتی با او صحبت کردید و حد و مرزها مشخص و تعریف شدند، در نوبت بعدی با تعدادی خواسته جدید برمی‌گردد. حتی شاید کاری کند که احساس گناه در شما ایجاد شود یا فکر کنید شما، فرد غیرمنطقی و زورگو هستید. شاید هم نقش بازی کرده و با شما احساس هم‌دردی کند. ولی اگر با آگاهی از این نکات با فرد خودشیفته روبرو شدید، نباید میدان مسابقه را خالی کنید. اگر جا بزنید و یک قدم از موضعتان عقب‌نشینی کنید، دفعه بعد دیگر شما را جدی نمی‌گیرد.

۳. به‌ خاطر داشته باشید که شما مقصر نیستید

فرد خودشیفته احتمالاً هیچ‌وقت اشتباهات خود را نمی‌پذیرد یا مسئولیت خطای‌ خود را به عهده نمی‌گیرد. بلکه برعکس سعی می‌کند رفتارهای منفی خود را به دیگران نسبت دهد.  شاید گاهی در ارتباط با این فرد ترجیح دهید حتی برای حفظ آرامش، تقصیرها را به ‌گردن بگیرید. اما نباید به‌خاطر خطاهای فرد دیگری تن به حقارت بدهید. زمانی‌که می‌دانید مقصر واقعی کیست، به هیچ‌کس اجازه ندهید تا حقیقت به این روشنی را پنهان کند.

۴. به دنبال پشتیبان و حامی باشید

اگر هیچ راه فراری از دست نارسیست‌ها ندارید، سعی کنید از افراد دیگری برای ایجاد روابط سالم کمک بگیرید. این نکته خصوصاً در پشیمانی از تصمیم ازدواج با فرد خودشیفته مؤثر است. ماندن بیش از حد در رابطه نامطلوب با یک فرد خودشیفته، باعث تحلیل و خستگی احساسی و عاطفی شما می‌شود. پس بهتر است دوستی‌های قدیمی را از سر بگیرید و سراغ روابط دوستانه جدید بروید. بیشتر با خانواده خود وقت بگذرانید. اگر دایره اجتماعی‌تان کوچک‌ است، به فکر سرگرمی و کلاس‌های فراغت باشید. در کارهای خیرخواهانه داوطلب شوید. کارهایی انجام دهید که باعث می‌شوند با افراد بیشتری که احساس راحتی با آن‌ها دارید، دیدار کنید.

۵. به جای وعده فرد خودشیفته، بر عمل او تأکید داشته باشید

فرد خودشیفته اهل قول و وعده دادن‌های زیاد است. مثلا قول می‌دهد کاری کند که شما می‌خواهید و کاری که بدتان می‌آید را انجام ندهد و به‌طور کلی قول می‌دهد بهتر رفتار کند. شاید حتی این قول صادقانه باشد. اما اشتباه نکنید، قول ‌دادن برای فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، صرفا ابزاری برای رسیدن به هدفش است و حتی شاید خود او هم از این جنبه شخصیتی‌اش کاملاً آگاه نباشد. او به محض اینکه به خواسته‌اش برسد، انگیزه‌‌اش از بین می‌رود و تمام می‌شود. پس به نفعتان است روی یکی بودن حرف و عملش، حساب باز نکنید. هرچه می‌خواهید، مقتدرانه بگویید. اصرار کنید تنها در صورتی خواسته‌اش را انجام می‌دهید که او هم خواسته شما را انجام دهد.

۶. بدانید چه زمانی نیاز به کمک دارید

سروکله زدن با کسی که غرق در خودشیفتگی است، می‌تواند بر سلامت جسمی و روانی شما تاثیر بگذارد، خصوصا اگر همسر یا خانواده درجه یک شما دارای اختلال شخصیت خودشیفته باشند، انرژی بیشتری در ارتباط با او از شما گرفته می‌شود. اگر در درازمدت احساس کردید نشانه‌های اضطراب، افسردگی یا بیماری‌های جسمی بی‌دلیل دارید، پیش از هر اقدامی ابتدا به پزشک یا روان‌شناس مراجعه کنید. پس از انجام آزمایش و چکاپ‌های لازم از پزشک بخواهید در صورت نیاز شما را به متخصص مربوطه، گروه‌های حمایتی یا تراپیست‌ها معرفی کند.

با انجام برخی تاکتیک‌های رفتاری مانند تعیین حد و مرزها و عقب‌نشینی نکردن می‌توانید رابطه کارآمدتری با فرد خودشیفته داشت.

نتیجه گیری و راهنمای مراجعه به دکتر

اختلال شخصیت خودشیفتگی یک عارضه و مشکل معمول و رایج در جامعه نیست و ممکن است فردی که او را خودشیفته می‌دانید، صرفاَ خودخواه باشد. برای تشخیص نارسیسم باید بدانید افراد خودشیفته چه خصوصیاتی دارند که این خصوصیات را در این مطلب ذکر کرده‌ایم. حقیقتی که در ارتباط با شخص مبتلا به اختلال خودشیفته وجود دارد این است که در ابتدای شروع روابط، افراد زیادی به دلیل عزت نفس قوی، به سمتشان جذب می‌شوند و این ویژگی او را ارزشمند می‌دانند. در صورتی‌که در ادامه روابط با مشکلاتی مواجه می‌شوند که برای برخورد با او نیاز به راهکارهای خاص و کارآمدی پیدا می‌کنند.

برای درمان شخصیت خودشیفته یا متعادل کردن ویژگی‌های رفتاری بهتر است به روان‌شناس یا روان‌پزشک مراجعه کنید. در وب‌سایت دکترتو می‌تواند به لیستی از بهترین روان‌شناسان شهرتان دسترسی داشته‌باشید. در دکترتو این امکان برای شما فراهم شده‌است که به راحتی و با استفاده از سیستم نوبت‌دهی غیر حضوری از بهترین روانشناس وقت بگیرید. علاوه‌بر این، امکان مشاوره تلفنی یا آنلاین با پزشکان هم وجود دارد.

دکترتو مراقب سلامتی شماست!

پرسش‌های متداول

خیر، اختلال شخصیت خودشیفتگی کاملا قابل درمان نیست، اما با راه‌حل‌های درمانی مناسب می‌توان آن را مدیریت کرد.

علل دقیق اختلال شخصیت نارسیسم شناخته نشده‌است؛ اما ژنتیک، تربیت و تجربیات زندگی ممکن‌است نقش داشته‌باشند.

بله، با درمان و تعهد به خودسازی، افراد مبتلا به نارسیسم می‌توانند روابط سالمی ایجاد کنند.

دارو ممکن است برای درمان بیماری‌های همزمان با خودشیفتگی مانند افسردگی یا اضطراب تجویز شود، اما هیچ دارویی به‌طور خاص برای اختلال شخصیت خودشیفتگی وجود ندارد.

مطالعات شیوع اختلال خودشیفتگی نشان‌داده‌است که این اختلال در مردان بیشتر از زنان است، اما دلایل این تفاوت مشخص نیست.

امتیاز شما به مقاله:
(۴.۱از۵)
دسته بندی:
برچسب:
منبع:
از سال ۹۵ فعالیت خود را در حوزه تولید و مدیریت محتوا آغاز کرده‌ام و همیشه مشتاق روبرویی با موقعیت‌های جدید شغلی‌ هستم. آشنایی با دنیای متفاوت در حوزه‌های مختلف مانند پزشکی و سلامت نیز من را به دنبال کردن سبک زندگی سالم تشویق می‌کند. به همین دلیل همکاری‌ام با دکترتو شروع شد.
مطالب مرتبط

پاسخ دادن

نظرات درباره خودشیفته

  1. جواد گفت:

    سلام از روی خستگیم به همه ، خستگی بپاس داشتن پدری خودشیفته که باعث شد همه فرزندانش و همسرش دچار اختلال روحی بشن ، امیدوارم ما فرزندها بخاطر ابزار گرایی که بپاس جایگاه پدر و مادر برای کنترل جامعه در حاضر استفاده میشه ، باعث نشه خودمون رو غرق در تقدس جایگاه شون قرار بدیم و خودمون رو قربانی شخصیت آسیب دیده شون بکنیم . با رفتن پیش مشاور حاذق میتونیم از اختلالات شخصیتی والدینمان آگاه کنیم خودمون رو اینطوری مانع از آسیب دیدگی بیشتر خودمون بشیم . من بارها سابقه خودکشی ، تشنج ، اظطراب ، کمالگرایی ، افسردگی شدید ، ناراحتی معده و کلی معضلات در روابط با همسرم و کار و تحصیل و اجتماع ، بخاطر وجود همچین پدر بیماری رو دارم

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سلام
      داشتن والدین خودشیفته می‌تواند آسیب‌های عمیقی بر سلامت روان و زندگی فردی و اجتماعی فرزندان بگذارد، اما آگاهی و پذیرش این واقعیت گام اول برای رهایی از چرخه‌ی آسیب است. مهم است که به جای قربانی ماندن در سایه‌ی گذشته، با مراجعه به یک مشاور حاذق، تأثیرات منفی این تجارب را بشناسیم و برای ترمیم زخم‌های روحی خود تلاش کنیم. هرچند گذشته را نمی‌توان تغییر داد، اما می‌توان با آگاهی و انتخاب‌های درست، آینده‌ای سالم‌تر و مستقل‌تر ساخت. مراقبت از خود و تعیین مرزهای سالم در روابط، گامی کلیدی در جلوگیری از تکرار الگوهای ناسالم خانوادگی است.

  2. ر.ن.س گفت:

    سلام
    من ۲۰ ساله با همسرم زندگی میکنم.به طور اتفاقی پیش مشاور رفتیم . مدتی از حضور مانگذشته بود که شنیدم از داخل مطب صدای داد و بیداد میاد. وقتی داخل رفتم دیدم خانمم به بنده خدا مشاوره بدوبیراه میگه.خانومم رو بیرون بردم و بعد خودم داخل رفتم و علت رو پرسیدم که متوجه شدم مثل همیشه خانمم با یه انتقاد جزیی از کوره در رفته شروع به فحاشی کرده.مشاور بهم گفت که خانمم نارسیسیسم هستش(همون خود شیفته) که باید تحت درمان قرار بگیره . خلاصه از من به شما نصیحت ازدواج با یه خودشیفته مساوی با بردگی بدون هیچگونه حق و حقوق

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سلام، به نظر می‌رسد که شما در موقعیت دشواری قرار دارید و تجربه‌ای که توصیف کردید می‌تواند به احساسات پیچیده‌ای منجر شود. در صورتی که خانم شما به ویژگی‌های اختلال شخصیت خودشیفته (نارسیسیسم) مبتلا باشد، ممکن است رفتارهای او به شکل‌های مختلفی از جمله کم‌محلی، انتقاد غیرقابل کنترل، و نادیده گرفتن احساسات شما ظاهر شود. در چنین شرایطی، اگر این رفتارها تکرار شوند، ممکن است بر کیفیت زندگی مشترک شما تأثیر منفی بگذارد. با این حال، درمان اختلالات روانشناختی نیاز به زمان و همکاری دارد و اگر خانم شما آماده درمان باشد، ممکن است پیشرفت‌های مثبتی حاصل شود. توصیه می‌شود در این شرایط همچنان با مشاور یا روانشناس همکاری کنید تا راه‌های بهتری برای مقابله با چالش‌ها پیدا کنید و در عین حال، خودتان نیز از حمایت‌های عاطفی و روانی برخوردار شوید.

  3. ممنونم گفت:

    خیلی مفید و کامل بود. ممنونم .متاسفانه من ۲۰ساله با یکیشون زندگی میکنم و مجبورم به خاطر بچه تحمل کنم . در یک کلام ازدواج با خودشیفته یعنی بردگی . یعنی فکر اینکه در زندگی حق و حقوقی داری رو باید فراموش کنی.

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      درود
      متاسفم که در چنین شرایطی قرار دارید. زندگی با فرد خودشیفته می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز و آسیب‌زا باشد، چرا که افراد خودشیفته معمولاً نیازهای خود را بر نیازهای دیگران ترجیح می‌دهند و رفتارهای کنترل‌گرانه دارند. در چنین روابطی، ممکن است احساس بی‌قدرتی و نادیده گرفتن حق و حقوق خود داشته باشید. حمایت از خود و به دنبال راهکارهایی برای حفظ سلامت روانی و جسمی‌تان اهمیت زیادی دارد.

  4. سلام گفت:

    متاسفانه من حدود ۱۸ساله با این مسئله مواجه هستم . در ابتدا فکر می کردم بعلت کمببودهایی که در زندگی داشته نیاز به توجه و محبت بیشتری داره . ولی بعد از مدتی متوجه شدم که طرف احساس میکنه آسمون سوراخ شده و این و خانواده اش روی زمین افتادن . وقتی جایی میره فکر میکنه لطف کرده با دیگران صحبت میکنه . به محابا دیگران رو تحقیر میکنه. حتی به قول خودش راه رفتنش مثل سناتورهاست .با برادرش که صحبت کردم میگه تو خواهر منو با دیگران مقایسه نکن کسی در حد خانواده ما نیست . اگه حتی نزدیکترین فردش هم جلو رویش بمیرن انگار اتفاقی نیافتاده . بهترین چیزها حق اونه و کسی لیاقت هم صحبت شدن با اون و خانوادش رو نداره . دوست داره همه اون رو برترین بدونن و مرکز توجه جمع باشه .فکر میکنه شخصیت ویژه ای داره که همه باید بهش احترام بزارن و با اون مخالفت نکنن وگرنه حسابی از خجالتشون در میاد . حتی بعضی مواقع میگه بچه شو با خودش نمیبره چون زیبایی خودش خیلی بالاتر از بچه اش است و به اون نمیخوره . من اوایل نمیدونستم این خانم خودشیفته هستش . ولی به اصرار خودش که مثلا من مشکل دارم منو پیش روانشناس برد ولی وقتی بیرون مطب نشسته بودم دیدم صدای داد و بیداد میاد رفتم داخل دیدم خانومم با روانشناس دعوا شده .ظاهرا روانشناس یه سوال ازش پرسیده به خانمم برخورده. اون موقع بود که روانشناس بهم گفت خانمم نارسیسم حاده باید راضی بشه برای درمان اقدام کنه. فکر کنم فقط خدا باید معجز کنه . روابط کوتاه مدت با دوستان و همسایه ها و همکاراش خوبه بعد یه مدت همه به نظرش قدر اونو نمیدونن و در حد اون نیستن و اشتباه از اون بوده که از اول اونهارو آدم حساب کرده.تمایل زیادی به قدرت، توجه و تایید شدن داره و اگه کسی کوتاهی کنه باید از روی کره زمین حذف بشه.در ظاهر رعایت ادب و آداب اجتماعی را می کنه ولی در شرایط کمی نامناسب و زمانی که تحت فشار هستش، کنترل خود را از دست می ده و بسیار بددهن و بد زبان می شوه و لغاتی را به کار می بره که فکر میکنی با یه چاه میدونی طرفی .اصولا در ارتباط با دیگران ، اونها رو آدم حساب نمکنه و سعی در آزار و تحقیر اونها داره.به مخالفت یا انتقاد دیگران خشن برخورد میکنه و اگه از دستش بربیاد میخواد اونها از روی زمین محو بشن حتی با مخالفت بچه مون برخورد خشن و عجیبی میکنه که کسی با بچه دشمنش هم نمیکنه . کلا انتقاد پذیرز نیست و کسی نباید حتی فکر اینکه خودش و خانوادش نقصی دارن رو به سرشون بیاد.

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      بله
      متاسفانه زندگی با یک فرد خودشیفته می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز و آسیب‌زا باشد، به ویژه وقتی که این ویژگی‌ها در طول سال‌ها ادامه پیدا می‌کنند. خودشیفتگی می‌تواند به طرز غیرقابل تحملی روابط را تحت تاثیر قرار دهد، چون فرد خودشیفته معمولاً تنها به نیازهای خودش توجه می‌کند و هیچ‌گونه حساسیتی به نیازها و احساسات دیگران ندارد. در چنین شرایطی، مهم است که مراقب سلامت روانی خود باشید و در صورت لزوم، به حمایت حرفه‌ای از یک روانشناس یا مشاور مراجعه کنید. به علاوه، اگر شرایط به گونه‌ای است که شما احساس می‌کنید نمی‌توانید تحمل کنید، ممکن است نیاز باشد به فکر تغییر در وضعیت خود باشید.

  5. علی گفت:

    خیلی عالی بود.دقیق وکامل ومفید
    تشکررر

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سپاس فراوان از توجه شما علی عزیز
      تندرست باشید

  6. . گفت:

    فقط جدا بشید و این لطف رو به بچه های خودتون بکنید. من حاصل ازدواج با یه پدر خودشیفته روانی هستم، همه مارو بیچاره کرده و خودش عین خیالش هم نیست و داره زندگیش میکنه، به شما به احتمال خیلی زیاد خیانت میشه و این روند تکرار میشه.

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سلام
      متاسفم که چنین تجربه‌ای را دارید. زندگی با فردی که اختلالات روانی یا ویژگی‌های خودشیفتگی دارد می‌تواند بسیار دشوار و آسیب‌زننده باشد. افراد خودشیفته معمولاً تمرکز زیادی بر خود دارند و ممکن است احساسات و نیازهای دیگران را نادیده بگیرند، که می‌تواند منجر به بی‌توجهی، خیانت، یا رفتارهای نامناسب شود. اینگونه روابط می‌توانند تاثیرات منفی زیادی بر روی سلامت روحی و روانی شما و همچنین بر روابط خانوادگی و فرزندان شما بگذارند. اگر در حال تجربه چنین شرایطی هستید، ممکن است نیاز به مشاوره یا حمایت از یک متخصص روانشناس برای عبور از این وضعیت و تصمیم‌گیری‌های آینده داشته باشید. به یاد داشته باشید که شما ارزشمند هستید و حق دارید در یک رابطه سالم و محترم زندگی کنید.

  7. ناشناس گفت:

    من نزدیک بیست سال تجربه زندگی با همچنین آدمی را دارم. قبل از ازدواج هم به پیشنهاد خودم پیش روانشناس رفتیم که پس از انجام تست کتبی و صحبت با روانشناس ، تصمیم گرفته شد که همسرم فقط با روانشناس صحبت کند . در ادامه هم همسرم که البته ان موقع هنوز اردواج نکرده بودیم به من گفت روانشناس گفته که نیازی به ادامه کار نیست و فقط آثار افسردگی در من وجود داره!( مقصر جلوه دادن من ) و می توانیم ازدواج کنیم! پس از ازدواج هم فوری بچه دار شدیم و متاسفانه بازیهای همسرم پس از آمدن بچه شروع شد ، تمام این علائم در مورد همسرم صدق میکنه و متاسفانه من به تازگی فهمیدم که ایشون و پدر و مادرشون دچار همچنین اختلالی هستند تا جائیکه پدر ایشون دخالت در دوستیهایم را حق خود میداند و با دوستانم تماس گرفته و با انها درخصوص قطع رابطه دوستیمان صحبت میکنه که خداراشکر ان را توانستم کنترل و رابطه ام را با وی قطع کردم.
    اما اکنون دو فرزند دارم که بخاطر بچه ها دارم صبوری میکنم متاسفانه این افراد باعث آزار و اذیت نزدیکترین افراد خود می شوند حتی اگر فرزندانشون باشند و هیچ اعتقادی هم به هیچ چیزی ندارند و فقط خود را میبینند و بس . با اینکه در این مدت همه جوره سعی کردم کمکش کنم اما متاسفانه هر چه بیشتر تلاش کردم مقصرتر شدم و حالا در افسوس و حسرت بیست سال زندگیم هستم که چطور این زن آن را تلف و حرام کرد ، به پایش سوختم. الان هم با وجود دو فرزندم دارم زندگی با این زن را تحمل میکنم. از اول زندگی مشترک یاد ندارم که مقصر نباشم؟!!! حتی وقتی در مواقعی که حضور ندارم باز هم من مقصرم! همیشه هم به همسرم میگویم دعوای بین ایران و آمریکا تقصر منه!! دو نفر در آمریکا دارند دعوا میکنند که ان هم تقصیر منه و من مقصرم. اما متاسفانه بازهم به تخریب شخصیت من ادامه میده، پای پدر و مادر و خواهران و برادران و فامیل و دوستان را از خانه من قطع کرده و هیچ رفت و آمدی با هیچ کس نداریم . پدرش و مادرش هم همینطورند هیچ کسی به خانه انها رفت و امد نمی کند و خلاصه بگویم که در این مدت همیشه به فکر کنترل من و تخریب شخصیت من بوده و هوز هم هست . حتی در روابط زناشویی هم شرکت نمیکند مگر مشروط به شرطی باشد که خودش میگذارد . مدتی احساس پوچی و بی ارزشی می کردم و حس خوب و مثبتی به خود نداشتم حتی گاهی به همسرم میگفتم بعید هست که کسی همه کارهایش خطا باشد بالاخره هر آدم احمقی دو تا کار درست انجام میدهد!! ببینید اینقدر در زندگی به من سرکوفت میزند که همچنین حسی پیدا کرده ام یعنی طوری به طرف القا می کند که همیشه تو خطاکاری و….
    توصیه من به کسانیکه می خواهند ازدواج کنند اول از همه به مدت طولانی با طرف مقابل رفت و امد کنید عکس العمل های وی را در خصوص مسایل مختلف با دقت در نظر بگیرید اگر حس کردید طرف مقابل خود شیفته هست به هیچ عنوان با او ازدواج نکنید اینها بیماران روانی خطرناکی هستند که حتی پس از مرگتان هم به جسدتان رحم نمی کنند

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سلام
      بسیار متاسفم که شما چنین تجربیات سختی را در زندگی مشترک خود داشته‌اید. به نظر می‌رسد که همسر شما ممکن است با اختلالاتی مانند خودشیفتگی یا نارسایی‌های روانی دیگر روبه‌رو باشد که می‌تواند موجب رفتارهای آسیب‌زا و تخریبی در رابطه شود. در چنین شرایطی، مهم است که از سلامت روان خود مراقبت کنید و به دنبال مشاوره و حمایت برای مدیریت این وضعیت باشید. حتی اگر به خاطر فرزندانتان تحمل می‌کنید، به یاد داشته باشید که باید برای خود نیز مرزهایی تعیین کنید و از آسیب‌های بیشتر جلوگیری کنید. یافتن راه‌هایی برای تقویت خودشناسی و آرامش در زندگی‌تان، از طریق مشاوره فردی یا گروهی، می‌تواند به شما کمک کند.

  8. ناشناس گفت:

    سلام،من با یکیشون حدود ۸ماهه دارم کار میکنم،فردی ۵۰ساله که هیچ موفقیتی بدست نیاورده و از موفقیت دیگران بشدت ناراحت میشه و خود رو هم ردیف مشاور ریس جمهور میبینه،بشدت از دیگران میخواد که مثل اون رفتار یا فکر کنند،هیچ انتقادی رو نمی پذیره و اگر کسی انتقاد یا اعتراضی کنند بسیار ناراحت میشه و طرف رو احمق و کودن میدونه،در خواب و رویا به سر میبره،اگر قولی بده اصلا به روش نمیاره و سعی میکنه فراموش کنه،حاضره کور بشه ولی عینک نزنه،من بهترینم من بهتر برندها رو میپوشم من بهترین غذاها رو میخورم و….،همسرش دیسک کمر عصبی گرفته و کاملا افسرده شده،هیچ دوستی نداره ولی تظاهر میکنه هزاران دوست ورفیق داره،باور میکنید روزه میگرفت که تمجدید دیگران رو جلب کنه،بسیاربسیار حراف،خودش رو در حد رئیس دانشگاه ها میدونه،گاهی اوقات خودش رو به جای یک شخصیت مهم قرار میده و از نگاه خود کار اون شخصیت رو ارزیابی میکنه واون رو خوار و ذلیل میکنه خلاصه فقط خودش هم قدرتمنده هم خوشکل و خوش هیکل هم ثروتمند هم مهربونتر و هم حاتم طایی و هم موفق ترین توی دنیاست در صورتی که یه کارگره که توی کار خودش مونده و با یه مشکل میریزه به هم

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سلام
      دقیقا
      این نوع رفتار معمولاً به مشکلاتی از جمله اضطراب و بی‌اعتمادی به خود مرتبط است که فرد برای جبران احساسات منفی، خود را در مقام‌های بالا و بهتری از آنچه که در واقعیت هست، می‌بیند. این افراد ممکن است با خودشیفتگی یا “نارسایی شخصیتی” دست و پنجه نرم کنند، به طوری که نیاز دارند از طریق تظاهر به موفقیت‌های بزرگ و برتری نسبت به دیگران احساس ارزشمندی کنند. این رفتارها می‌تواند منجر به مشکلات در روابط اجتماعی و حتی آسیب به خود و دیگران شود. برای چنین فردی، مشاوره روان‌شناسی می‌تواند کمک‌کننده باشد تا به او کمک کند تا احساسات واقعی‌اش را بشناسد و مهارت‌های اجتماعی و عاطفی بهتری پیدا کند.

  9. ندا گفت:

    سلام خوب هستین میشه جواب سوال من رو بدین من حس میکنم شوهرم خودشیفته س.وقتی دعوامون میشه اون بدون توضیح و معذرت خواهی می‌خوابه. وگریه های من واسش مهم نیست.خیلی مغرور.و همش ایراد میگیره.اما در کنار اینا گاهی ازمن یا دیگران هم تعریف کرده .یا مثلامیگه کاش مثل تو باهوش یا زیبا بودم.یا به دیگران کمک میکنه با همه هم با احترام رفتار میکنه و خیلی هم به خانواده اش احترام می‌گذاره. کم پیش بیاد همدلی کنه.ولی گاهی میکنه میشه بگین آیا خود شیفته س یا نه

    1. همیارِ دکترِتو گفت:

      سلام! رفتارهایی که توصیف کردید، مثل بی‌توجهی به احساسات شما در زمان دعوا و ناتوانی در نشان دادن همدلی، می‌تواند نشانه‌هایی از خودشیفتگی باشد. افراد خودشیفته معمولاً به نظر خود اهمیت زیادی می‌دهند، ممکن است دیگران را نادیده بگیرند و از نظر عاطفی در ارتباطات با دیگران دچار مشکل شوند. البته، رفتارهای مثبتی که از او ذکر کردید، مثل احترام به دیگران و تعریف از شما، می‌تواند نشان‌دهنده پیچیدگی شخصیت او باشد. برای تشخیص دقیق‌تر این که آیا او خودشیفته است یا نه، نیاز به مشاوره تخصصی و بررسی بیشتر است. اما مهم است که در روابطتان احساس امنیت و راحتی کنید و بتوانید با هم درک و همدلی برقرار کنید.

      روانشناس خوب

      1. ف گفت:

        سلام .آقای دکتر خسته نباشید تروخدا این مسئله و به من بگید.من چند ماهه با کسی آشنا شدم .این فرد خیلی پولداره خیلی و خوشتیپ و قیافشم خوبه.پسر بزرگ‌ خانوادس و دو برادر دیگش ازدواج کرده این مونده و روزی که باهم آشنا شدیم شبش پیشنهاد ازدواج داد .من خودم خیلییی صبور و مهربون و دلسوزم.
        یه هفته این آقا از خود بی خود بود سر آشنایی و عاشق و این حرفا.ولی کم کم تا الان دو بار بحثمون شده و از اون دوبار رفتارش کاملا عوض شده و دیگه اصلا احساسات روز اول و نداره و از کلمات احساسی که اول استفاده میکرد دیگه خبری نیست گاهی با عزیزم و یا قربونت جواب میده.اینم بگم خیلیییی سرش شلوغه و همش فکرش کار و پول زیاده.انقدر داره که ۷ نسل راحتا ولی میگه کمه من باید کار کنم.ولی دیگه اون زیاد اس نمیده .زنگ نمیزنه همش به من میگه من سرم شلوغ تو است بده تو زنگ بزن.اس نمیدم میگه آره برات مهم نیستم .یا میگه سرت گرمه من و میخوای چکار و چیزای دیگه.همشم میگه من تا سرم خلوت بشه درکم کن .ولی از خودش تعریف می‌کنه.یا چیزی میخره میگه مارکه یا در مورد کارش تو اینستا خیلی توضیح میده و این کارو میکنم اون کارو میکنم.ولی شدید با خانوادش خوب و جونش اوناست.به من گفته کارم کم بشه میام جلو بعد یک سال میریم عشق و حال بعد میام دوباره میچسبم به کار.
        تروخداااااا راهنماییم کنید این رفتارها چیه و من باید چکار کنم

        1. همیارِ دکترِتو گفت:

          سلام،
          به نظر می‌رسد که این فرد ممکن است در ابتدا تحت تاثیر احساسات و علاقه وارد رابطه شده باشد، اما پس از مدتی متوجه شده که نیازهای زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش برای او اولویت بیشتری دارد. این که او بیشتر وقت خود را به کار و خانواده‌اش اختصاص می‌دهد و نسبت به شما به طور مداوم فاصله می‌گیرد، ممکن است نشان‌دهنده این باشد که اولویت‌های او تغییر کرده یا در حال حاضر آماده برای ارتباط عمیق‌تر نیست. به جای پذیرش رفتارهایی که ممکن است به شما آسیب بزند، بهتر است با خودتان صادق باشید و نیازهای عاطفی خود را اولویت قرار دهید. به طور واضح با او درباره احساساتتان صحبت کنید و ببینید آیا او واقعاً به رابطه ادامه دادن علاقه دارد یا خیر. در این شرایط، آرامش و احترام به خودتان مهم‌ترین مسئله است و نباید احساس کنید که باید همیشه منتظر تغییر رفتار یا توجه بیشتر از سوی او باشید.
          روانشناس خوب- زوج درمانگر

      2. ف گفت:

        دکتر جان ج من و بدید لطفا

        1. همیارِ دکترِتو گفت:

          درود بر شما
          جواب همه سوالات داده می شود
          صبور باشید

        2. ف گفت:

          ممنون از محبت و راهنمایی شما.یعنی این فرد که آنقدر از خودش تعریف می‌کنه خودشیفته نیست ؟

        3. همیارِ دکترِتو گفت:

          خواهش می‌کنم! اگر فردی مرتب از خود تعریف می‌کند و رفتارهایی مانند احساس برتری یا ناتوانی در توجه به دیگران را نشان می‌دهد، ممکن است ویژگی‌های خودشیفتگی را از خود بروز دهد. خودشیفتگی به معنای نیاز به تأیید و توجه مداوم از دیگران است و ممکن است به صورت زیاده‌روی در تعریف از خود یا عدم توجه به نیازهای دیگران ظاهر شود. با این حال، برای تشخیص دقیق‌تر، نیاز به ارزیابی دقیق‌تری توسط متخصص روان‌شناسی است.

        4. ف گفت:

          و اینکه همش منم منم زیاد داره و فکر می‌کنه فقط اون درست میگه فقط اونه می‌دونه .اینا خودشیفته نیست ؟