فهرست مطالب
نقشه مغزی یا الکتروانسفالوگرافی کمی (QEEG) ابزاری قدرتمند برای درک عملکرد مغز است و کاربردهایی در زمینههای بالینی و بهبود روشهای درمانی اختلالات روانی دارد. اما یکی از مهمترین بخشهای این تست تشخیصی، تفسیر نقشه مغزی است. تفسیر درست و دقیق یک نقشه مغزی تاثیر بسزایی روی روند درمان بیماران دارد. در واقع برای اینکه بتوان به درک درستی از عملکرد مغز بیماران دست یافت، تفسیر دادههای به دست آمده از یک نقشه مغزی اهمیت زیادی دارد. در این مقاله از دکترتو، به اصول اولیه نقشهبرداری مغزی QEEG، نحوه تفسیر دادهها و دلیل ارزشمند بودن آن برای درک عملکرد مغز خواهیم پرداخت.
گزارش نقشه مغزی از چه بخش هایی تشکیل شده است؟
QEEG فعالیت الکتریکی مغز شما را اندازهگیری میکند و آن را به یک نقشه رنگی تبدیل میکند. تهیه این نقشه مغزی رنگی شامل چندین بخش مختلف است. در این فرایند، عملکرد لوبهای مختلف مغز از جمله لوب فرونتال، پیشانی و تمپورال برای تمامی امواج مغزی از جمله دلتا، آلفا، گاما و بتا آنالیز میشوند.
این آنالیزها شامل بخشهای مختلفی از جمله سیگنالهای خام، نقشههای رنگی مغز و مجموعهای از جدولها و شاخصهای عددی است که تمامی آنها در تفسیر نقشه مغز، ارزیابی و بررسی میشوند. یک متخصص حرفهای میتواند با در نظر گرفتن تمامی این گزارشها، در مورد نوع اختلال، شدت علائم و بهترین شیوه درمانی تصمیمگیری کند.
1. بخش سیگنال خام EEG و نمودار امواج مغزی
قسمت اول یک نقشه مغزی مربوط به دادههای خام EEG است. دادههای نوار مغز (EEG) با استفاده از الکترودهای قرار داده شده روی پوست سر جمعآوری میشوند. معمولا از یک چیدمان استاندارد ۱۹ کاناله، مطابق با سیستم بینالمللی ۱۰-۲۰، برای جمعآوری این دادهها استفاده میشود. البته قبل از تفسیر نقشه مغزی، دادههای خام EEG برای حذف مصنوعاتی مانند پلکزدن، حرکات عضلات و تداخل الکتریکی خارجی پاکسازی خواهند شد.

2. نقشه های رنگی (Topographic Maps) و نمودارهای سه بعدی مغز
همانطور که گفته شد، QEEG یک ابزار مکمل برای تشخیص است. دادههای خام به دست آمده از این تست بعد از طی کردن مراحل اولیه، تصویرسازی شده و این سیگنالها به نقشههای رنگی مغزی تبدیل میشوند. در این نقشههای مغزی رنگارنگ، بر اساس افزایش یا کاهش فعالیت مغزی در عملکردهای مختلف و بر اساس نوع هنجار، رنگها تغییر میکنند. درمانگران با کمک این نقشههای رنگی و سه بعدی از مغز، دقیقتر میتوانند نوع اختلال و شدت آن را تشخیص دهند.
3. جدول ها و شاخص های عددی
علاوه بر تصاویر و دادههای خام اولیه، در تفسیر نقشه مغزی یکسری اعداد و جدولها هم هستند که به درمانگر برای آنالیز نقشه و تشخیص بهتر کمک میکند. بخش مهم این اعداد، انحراف معیار یا نمرات Z هستند.
این نمرات نشان میدهند که دادههای به دست آمده از مغز مراجعهکننده چقدر با نمودارها یا الگوهای استاندارد فاصله دارد. بهعنوانمثال زمانی که عدد Z صفر باشد، به این معنی است که الگوی رفتاری و فکری فرد با نمونه استاندارد مغایرتی نداشته و کاملا سالم و طبیعی است.
آشنایی با باندهای فرکانسی در تفسیر نقشه مغزی
با قرار دادن حسگرها یا همان الکترودها روی سر برای تهیه نقشه مغزی، فعالیتهای عصبی در مغز در زمان واقعی ثبت میشوند. این فعالیتها به صورت یکسری امواج الکتریکی هستند که با ثبت آنها، درمانگران به یک تصویر رنگی دست مییابند.
امواج مغزی الگوهایی از فعالیت الکتریکی در مغز هستند که هر کدام در فرکانسهای مختلفی رخ میدهند؛ این فرکانسها شامل فرکانسهای دلتا، تتا، آلفا، بتا و گاما میشوند. فرکانس به سرعت نوسان یک موج مغزی اشاره دارد. بهعنوانمثال، امواج آلفا ۸ تا ۱۲ بار در ثانیه یا ۸ تا ۱۲ هرتز چرخه دارند. تحقیقات در مورد فعالیت مغز نشان میدهد که هر موج مغزی یا هر یک از این فرکانسها، به عملکردهای شناختی خاصی در مغز مرتبطاند.
| باند فرکانسی | موارد مرتبط و شاخصهای مورد بررسی در نقشه مغزی |
|---|---|
| دلتا (Delta) | خواب عمیق، کندی فعالیت مغز، بررسی وجود دلتا در بیداری، ارتباط با کندی شناختی، اختلالات یادگیری، افسردگی، آسیبهای مغزی |
| تتا (Theta) | خوابآلودگی، رویاپردازی، رمزگذاری و بازیابی حافظه، توجه و تمرکز، بررسی افزایش تتا در بیداری، ارتباط با ADHD و اختلالات یادگیری |
| آلفا (Alpha) | آرامش ذهنی، استراحت، تنظیم هیجان، تمرکز در حالت چشم بسته، بررسی کاهش یا افزایش آلفا بهویژه در نواحی پیشانی و حرکتی |
| بتا (Beta) | هوشیاری، تمرکز فعال، حل مسئله، بررسی کاهش یا افزایش بتا، بیشفعالی و مشکلات تمرکز |
| هایبتا (High Beta) | تنش ذهنی، استرس، بیشبرانگیختگی مغز، بررسی فعالیت بیشازحد در نواحی فرونتال |
| گاما (Gamma) | پردازش پیچیده اطلاعات، تمرکز شدید، حل مسئله، تنظیم احساسات، یکپارچهسازی اطلاعات بین نواحی مختلف مغز (در صورت وجود در گزارش) |
متن انگلیسی:
به نقل از سایت myndlift
Brainwaves are patterns of electrical activity in the brain, each occurring at different frequencies: delta, theta, alpha, beta, and gamma.
ترجمه فارسی:
امواج مغزی الگوهایی از فعالیت الکتریکی در مغز هستند که هر کدام در فرکانسهای مختلفی رخ میدهند: دلتا، تتا، آلفا، بتا و گاما.
1. امواج دلتا و تتا؛ خواب، کندی مغز و اختلال توجه
امواج دلتا در طول خواب عمیق غالب میشوند و در عوض باند تتا، در رمزگذاری و بازیابی حافظه نقش دارد. این امواج همچنین با افزایش قدرت در طول خوابآلودگی مرتبطاند. امواج دلتا بهطور غالب و گسترده در زمان خواب در نقشه مغزی دیده میشوند و بالا بودن آنها در زمان بیداری، به کندی مغز، اختلالات یادگیری یا حتی افسردگی مربوط میشود.
امواج تتا هم بیشتر با قدرت رویاپردازی مرتبط است و در صورت بالا بودن آنها در زمان بیداری، ممکن است فرد با اختلالاتی همچون اختلال توجه یا انواع اختلال یادگیری مواجه باشد.
2. امواج آلفا؛ استراحت، آرامش و تنظیم هیجان
در تفسیر نقشه مغزی، امواج آلفا هم باید آنالیز شوند. باند آلفا در عملکردهای حرکتی (بر روی قشر حرکتی) و عملکرد شناختی نقش دارد. معمولا در حالت استراحت و آرامش، این امواج ثبت میشوند؛ بنابراین در صورتی که کمبود امواج آلفا در یک نقشه مغزی مشاهده شد به این معنی است که فرد در تنظیم هیجانات و احساسات و در حالت آرامش مشکل دارد.
البته بالا رفتن بیش از حد این امواج خصوصا در لوب پیشانی هم میتواند نشان دهنده وجود اختلالاتی همچون بیش فعالی باشد.

3. امواج بتا و های بتا؛ تمرکز، اضطراب و بیش فعالی
قسمت دیگر فرکانسهایی که برای تفسیر نقشه مغزی باید آنها را بشناسیم، امواج بتا و های بتا در محدوده 13 تا 30 هرتز هستند.
این امواج با میزان هوشیاری، قدرت تمرکز و حل فعال مسئله مرتبطاند و در نتیجه در صورتی که فعالیت این امواج در نقشه مغزی پایین باشد، قدرت تمرکز و حل مسئله دچار مشکل شده است. معمولا در افرادی که با اختلال بیش فعالی درگیرند، فعالیت امواج بتا کمتر میشود.
4. گاما؛ پردازش پیچیده اطلاعات (در صورت لزوم و وجود در گزارش)
بخشی از فرکانسهای به دست آمده از یک نقشه مغزی، مربوط به امواج گاما هستند. امواج گاما، فرکانسهای بین 30 تا 100 هرتز هستند و با تمرکز شدید، حل مسئله و تنظیم احساسات مرتبطاند. این امواج مغزی سریع و نسبتا پیچیده، به شما کمک میکنند تا اطلاعات پیچیده را پردازش کنید و ارتباطات را در نواحی مختلف مغز تسهیل میکنند.
برای مثال، وقتی در حال حل یک معمای دشوار هستید، مغز شما دانش، منطق و خلاقیت گذشته را برای یافتن راهحل ادغام میکند. در تفسیر نقشه مغزی برخی از پژوهشها حاکی از این بوده که اگر فعالیت گاما کم باشد، اغلب با مشکل در تمرکز، تصمیمگیری کندتر و عدم تعادل خلقی مرتبط است.
نمونه هایی از الگوهای شایع در تفسیر نقشه مغزی
نقشههای مغزی تنوع زیادی دارند و تمامی آنها از فردی به فرد دیگر متفاوتاند. در نتیجه برای تفسیر نقشه مغزی هر فرد، مجموعهای از عوامل و شرایط در نظر گرفته میشود. از طرفی معمولا در پایگاهداده یک سری نقشهها وجود دارد که آنها را معیار سنجش و آنالیز سایر نقشههای مغزی در نظر میگیرند.
در نتیجه با الگو قرار دادن این نقشهها، درمانگران میتوانند نقشههای مغزی به دست آمده از بیماران مختلف را آنالیز کنند. در ادامه برخی از الگوهای رایج QEEG گزارش شده برای یکسری از اختلالات را بررسی میکنیم.
1. افزایش بتا در نواحی فرونتال در اضطراب
یکی از رایجترین الگوهای بررسی شده در نقشه مغزی، مربوط به نقشه مغزی فرد مضطرب است. در تفسیر نقشه مغزی فردی که اضطراب شدید دارد، معمولا فعالیت بخشهای خاصی از مغز افزایش مییابد. در این الگو عمدتا امواج بتا در بخشهای فرونتال بیشتر میشود و در عوض، فعالیت امواج آلفا که با آرامش و تمرکز ارتباط دارند، کاهش مییابد.

2. افزایش تتا/کاهش بتا در ADHD
در اکثر افرادی که با اختلال ADHD مواجهاند، قابلاعتمادترین نشانگر، افزایش مطلق در نوسانات موج آهسته، یعنی امواج دلتا و تتا است. در این افراد، توان نسبی تتا در حالت استراحت نیز عمدتا در نواحی پیشانی افزایش مییابد. علاوه بر این، در تفسیر نقشه مغزی افراد مبتلا به ADHD کاهش فعالیت امواج بتا نیز در حالت استراحت و با چشمان بسته مشاهده میشود.
متن انگلیسی:
به نقل از سایت bitbrain
ADHD: The most reliable marker is increased absolute power in slow-wave oscillations (delta and theta) and relative theta power during resting states.
ترجمه فارسی:
در ADHD قابلاعتمادترین نشانگر، افزایش توان مطلق در نوسانات موج آهسته (دلتا و تتا) و توان نسبی تتا در حالت استراحت است.
3. کاهش آلفا در افسردگی یا استرس مزمن
در تفسیر نقشه مغزی فرد افسرده، معمولا شاهد کاهش چشمگیر شاخص آلفا هستیم. علاوه بر این، در این گروه نشانگر غالب، افزایش توان مطلق در تتا و بتا برای هر دو حالت چشم بسته و چشم باز است. افزایش توان تتا اغلب در ناحیه پیشانی یا نواحی خاص مغز مشاهده میشود.
4. الگوهای غیرطبیعی در صرع (اسپایک و پاروکسیم ها)
یکی از غیرطبیعیترین الگوهای نقشه مغزی، مربوط به افرادی است که سابقه صرع دارند. در نقشه مغزی این گروه شاهد الگوهای تشنجی هستیم. به این الگوهای غیرطبیعی اسپایکها یا پلی اسپایکها گفته میشود که در صورت مشاهده آنها در نقشه مغزی و EEG بالینی، میتوان گفت که احتمال بروز صرع بیشتر است.
نتیجه گیری
امروزه با مقایسه QEEG یک فرد بیمار با QEEG افراد عادی (موجود در پایگاههای داده تحلیل QEEG افراد عادی)، میتوان ناهنجاریهای عملکرد مغز را شناسایی کرده و با تطبیق آن با الگوهای موجود، نوع اختلال را تعیین کرد. با این حال تفسیر نقشه مغزی به مهارت، تجربه و دانش بالایی نیاز دارد و حتما باید توسط یک متخصص حرفهای در این زمینه ارزیابی شود.
دکترتو مراقب سلامتی شماست!