فهرست مطالب
خلاصه این مطلب را در این پادکست گوش دهید:
اگر فردی بیشازحد به خود توجه کند و این خودبزرگبینی به یک اختلال شخصیتی تبدیل شود، فرد را مبتلا به شخصیت خودشیفته میدانند. خودشیفتگی یکی از موضوعاتی است که در رابطه عاطفی، ازدواج، خانواده و محیط کار زیاد درباره آن صحبت میشود. خیلیها بعد از تجربه رابطه با فردی سلطهگر، بیتوجه یا تحقیرکننده، میپرسند آیا او خودشیفته است یا فقط رفتار سختی دارد؟ پاسخ این سوال همیشه ساده نیست، چون خودشیفتگی یک طیف دارد و تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته فقط با ارزیابی تخصصی ممکن است. شناخت نشانهها کمک میکند رفتارهای آسیبزننده را بهتر ببینیم، مرزهای سالمتری بسازیم و در صورت نیاز از روانشناس یا روانپزشک کمک بگیریم. در این مقاله از دکترتو، خودشیفتگی را با زبانی ساده و علمی بررسی میکنیم.
خودشیفتگی چیست و خودشیفته کیست؟
اختلال خودشیفتگی (به انگلیسی narcissism) به اختلال شخصیتی گفته میشود که در آن فرد نسبت به سایرین حس خودبزرگ بینی و غرور دارد. بهعلاوه همیشه دوست دارد کانون توجه باشد و بهطور مدام تحسین شود. معنی خودشیفتگی همیشه به معنای اختلال روانی نیست. بعضی افراد ممکن است در موقعیتهایی رفتار خودمحور داشته باشند، اما وقتی این الگو پایدار، شدید و آسیبزا شود و روابط، کار یا سلامت روان فرد را مختل کند، احتمال اختلال خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته مطرح میشود. خودشیفتگی در روانشناسی، فقط غرور یا اعتماد به نفس بالا نیست، بلکه بیشتر به شکنندگی عزت نفس و نیاز مداوم به تایید بیرونی مربوط است.
معمولا اختلال شخصیت خودشیفته در ارزیابیهای بالینی تشخیص دادهمیشود و یکی از انواع اختلالات شخصیت محسوب میشود که در آن فرد خود را به نسبت سایرین مهمتر میداند، بهشدت نیازمند توجه و تحسین بیش از اندازه است، در برقراری روابط مشکل دارد و حس همدلی نسبت به سایرین در او دیدهنمیشود. اما پشت این نقاب اعتمادبهنفس زیاد، عزت نفس شکنندهای وجود دارد که با کوچکترین انتقاد و عیبجویی فرو میریزد. این الگوها معمولا از اوایل بزرگسالی دیده میشوند و در موقعیتهای مختلف ادامه دارند. تشخیص نهایی باید توسط متخصص سلامت روان انجام شود، نه بر اساس چند رفتار یا چند ویدئوی فضای مجازی.
طرحواره خودشیفتگی چیست؟
منظور از طرحواره خودشیفتگی یک چارچوب شناختی یا الگوی تفکر است که مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت نارسیسم است. این طرحواره شامل برآورد بیشازحد تواناییها و اهمیت خود، عدم همدلی نسبتبه دیگران و تمایلبه جستجوی تحسین و توجه است.
در طرحواره درمانی، ممکن است پشت این ظاهر برتر، نیازهای برآوردهنشده، شرم، احساس ناکافی بودن یا تجربههای ناپایدار کودکی پنهان باشد. فرد ممکن است برای فرار از احساس ضعف، تصویری بزرگ از خود بسازد و در برابر هر انتقاد واکنش دفاعی نشان دهد. این طرحواره میتواند باعث شود فرد در رابطه، بیشتر به تایید، کنترل یا برنده شدن فکر کند تا صمیمیت و مسئولیتپذیری.

منظور از نارسیست چیست و نارسیست ها چه کسانی هستند؟
اصطلاح صحیح برای توصیف این بیماری اختلال شخصیت خودشیفتگی (NPD) یا اختلال نارسیسم است، نه «بیماری نارسیسم». استفاده از اصطلاح «بیماری نارسیسم» یا «بیماری خودشیفتگی» بهجای واژه «اختلال» ممکناست این مفهوم را نشاندهد که خودشیفتگی یک وضعیت عمومی است که میتواند هر کسی را تحتتاثیر قراردهد، نه یک اختلال شخصیت خاص که نیاز به تشخیص حرفهای دارد.
نارسیست همان فردی است که ویژگیهای خودشیفته دارد. قدرنشناسی نسبت به اطرافیان و سوءاستفاده از آنها، از ویژگیهای اختلال فرد نارسیست به شمار میروند. این اختلال بر اساس شخصیت افسانهای نارسیس (اسطوره یونانی/Narcissus) نامگذاری شدهاست که عاشق انعکاس تصویر خود در آب شد. از نظر زیگموند فروید، خودشیفتگی یک مرحله طبیعی و عادی در رشد کودک محسوب میشود، اما اگر پس از دوران بلوغ روی دهد، باید آن را نوعی اختلال روانی دانست و باید با یک متخصص در این باره صحبت کرد
علائم خودشیفتگی چیست؟
خودشیفتگی فقط به خودپسندی یا حرف زدن زیاد از موفقیتها محدود نمیشود. فرد ممکن است نیاز مداوم به تحسین داشته باشد، در برابر انتقاد کوچک واکنش شدید نشان دهد، احساس کند قوانین برای او کمتر از دیگران اهمیت دارد یا در رابطه عاطفی بیشتر دریافتکننده باشد تا همراه. علایم خودشیفتگی وقتی مهمتر میشوند که در موقعیتهای مختلف تکرار شوند و باعث آسیب به رابطه، کار، خانواده یا سلامت روان شوند.
نشانه های خودشیفتگی ممکن است آشکار یا پنهان باشند. بعضی افراد خودشیفته پرحرف و سلطهگر هستند، اما بعضی دیگر با قهر، سکوت، مظلومنمایی یا احساس قربانی بودن توجه میگیرند. در هر دو حالت، رابطه معمولا حول نیازهای آنها میچرخد و طرف مقابل ممکن است احساس فرسودگی، گناه یا سردرگمی کند. علائم اختلال خودشیفتگی شامل موارد زیر است:
- احساس اهمیت و برتری بیش از حد
- نیاز مداوم به تعریف، توجه و تایید
- انتظار رفتار ویژه از دیگران
- حساسیت زیاد به انتقاد یا شکست
- تحقیر دیگران برای حفظ حس برتری
- استفاده ابزاری از دیگران برای رسیدن به هدف
- مشکل در همدلی با احساسات اطرافیان
- حسادت به دیگران یا تصور اینکه دیگران به او حسادت میکنند
- قهر، خشم یا کنارهگیری هنگام ناکامی
- ناتوان به درک نیاز و عواطف دیگران
- رفتارهای مغرورانه و متکبرانه
- انتقاد تاپذیری و پرخاشگری نسبت به انتقاد
- واکنش به موقعیتهای مختلف با خشم
علائم خودشیفتگی در مردان
مطالعات نشان میدهد که مردان بیشتر از زنان به این اختلال مبتلا میشوند خودشیفتگی در مردان ممکن است به شکل کنترلگری، رقابت افراطی، نیاز به تایید، تحقیر شریک عاطفی یا تأکید زیاد بر موفقیت، قدرت و جایگاه اجتماعی دیده شود. خصوصیات مردان خودشیفته همیشه پرخاشگری آشکار نیست.
بعضی از مردان نارسیست در ابتدای رابطه بسیار جذاب، حمایتگر و پرانرژی به نظر میرسند، اما بعد از صمیمیتر شدن رابطه، ممکن است نیازهای طرف مقابل را کماهمیت بدانند یا با انتقاد و مقایسه، اعتماد به نفس او را کاهش دهند. شخصیت خودشیفته در مردان باید از اعتماد به نفس، جاهطلبی سالم و برونگرایی جدا شود. برخی از علائم و نشانههای رایج خودشیفتگی در مردان عبارت است از:
- احساس خودبزرگبینی و دستاوردهای اغراقآمیز
- نیاز دائمی به تحسین و توجه دیگران
- اعتقاد به برتری خود
- فقدان همدلی با دیگران و تمایل به استثمار آنها برای منافع شخصی
- تصور اشتغال به قدرت، ثروت، موقعیت خاص
- احساس استحقاق و انتظار رفتار ویژه
- نگرش متکبرانه و خودخواهانه نسبتبه دیگران
- مشکل در رسیدگی به انتقاد یا طرد شدن
- مشکل در حفظ روابط سالم
- رفتار تکانشی و تمایلبه رفتار پرخطر یا بیپروا
- حالت تدافعی یا تهاجمی در شرایطی که احساس ارزشمندی آنها به چالش کشیده شود
ذکر این نکته ضروری است که اگرچه داشتن برخی از این ویژگیها لزوما نشاندهنده اختلال شخصیت خودشیفته نیست، اما اگر شما یا کسی که میشناسید با این علائم دستوپنجه نرم میکنید، ضروری است که به دنبال کمک حرفهای از سمت پزشک باشید.
مردان خودشیفته عاشق چه زنانی میشوند؟
مردان خودشیفته معمولا جذب افرادی میشوند که توجه، تحسین و حمایت عاطفی زیادی به آنها میدهند یا در برابر کنترلگری، زودتر احساس گناه میکنند. البته این موضوع به معنای مقصر بودن زنان در شکلگیری رابطه آسیبزا نیست. در بسیاری از روابط، فرد خودشیفته در شروع رابطه بسیار جذاب، پیگیر و عاشقانه رفتار میکند و همین مرحله میتواند طرف مقابل را امیدوار کند. با گذشت زمان، ممکن است رابطه از صمیمیت به چرخهای از تحسین، انتقاد، قهر و آشتی تبدیل شود. اگر رابطه باعث ترس، تحقیر، انزوا یا فرسودگی شدید میشود، باید از متخصص کمک گرفت. برای مشاوره با متخصص، لیست بهترین دکتر روانکاوی ایران را مشاهده کنید.
علائم خودشیفتگی در زنان
خودشیفتگی یک اختلال شخصیتی است که هم مردان و هم زنان را درگیر میکند. بااینحال، علائم این اختلال ممکناست بین جنسها متفاوت باشد. اختلال شخصیت خودشیفته در زنان هم میتواند با نیاز به تحسین، حساسیت به انتقاد، رقابت شدید، مقایسه اجتماعی، کنترل عاطفی یا بیتوجهی به نیازهای دیگران همراه باشد.
گاهی خودشیفتگی زنان به شکل آشکار و سلطهگرانه دیده میشود و گاهی با مظلومنمایی، رنجش مداوم، توقع توجه ویژه یا استفاده از احساس گناه اطرافیان خود را نشان میدهد. این نشانهها نباید با مراقبت از ظاهر، اعتماد به نفس یا میل به موفقیت اشتباه گرفته شوند. برخیاز علائم و نشانههای رایج خودشیفتگی در زنان عبارت است از:
- احساس اغراقآمیز از اهمیت داشتن و استحقاق خود
- دغدغه بیشازحد درمورد وضعیت ظاهری بدن
- تمایل به استثمار دیگران برای منافع شخصی
- عدم همدلی نسبت به احساسات و نیازهای دیگران
- مشکل در پذیرش انتقاد یا بازخورد
- نگرش متکبرانه و تحقیرآمیز نسبتبه دیگران
- ناتوانی در حفظ روابط سالم
- تمایل به دستکاری و کنترل دیگران
- دشواری در پذیرش تقصیر یا پذیرفتن مسئولیت اعمال خود
- حسادت به موفقیت یا توجه دیگران
- تخیلات بزرگنمایانه قدرت، زیبایی یا موفقیت.
با مشاهده نشانه های خودشیفتگی یا نارسیسم به چه دکتری مراجعه کنیم؟
اگر شما یا شخصی که میشناسید علائم خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته را نشان میدهد، توصیه میشود از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید. انواع زیر از پزشکان یا درمانگران میتوانند اختلال شخصیت خودشیفته را تشخیص داده و درمان کنند:
- روانپزشکان: پزشکانی که در تشخیص و درمان بیماریهای روانی از جمله اختلالات شخصیت تخصص دارند. آنها میتوانند دارو تجویز کنند و درمان ارائهدهند
- روانشناسان: متخصصان سلامت روان که دارای مدارک پیشرفته در روانشناسی هستند و در زمینه تشخیص و درمان اختلالات شخصیت آموزش دیدهاند. آنها میتوانند درمان ارائه دهند اما نمیتوانند دارو تجویز کنند

ویژگی افراد خودشیفته چیست؟
خصوصیات افراد خودشیفته معمولا در رابطههای نزدیک بهتر دیده میشود، چون در محیط رسمی ممکن است فرد بسیار موفق، جذاب یا با اعتماد به نفس به نظر برسد. مشخصات افراد خودشیفته شامل نیاز به تحسین، توجه زیاد به تصویر بیرونی، تحمل پایین در برابر انتقاد، احساس استحقاق و مشکل در پذیرش مسئولیت است. افراد خودشیفته اغلب خود را در مرکز رابطه میبینند و انتظار دارند دیگران خود را با نیازها و حساسیتهای آنها تنظیم کنند. این ویژگیها اگر شدید و پایدار باشند، میتوانند با انواع اختلالات شخصیت همپوشانی داشته باشند.
ویژگی های افراد خودشیفته گاهی با اختلال شخصیت نمایشی، اختلال شخصیت مرزی یا دیگر الگوهای شخصیتی اشتباه گرفته میشود. برای مثال، فرد دارای اختلال شخصیت نمایشی ممکن است توجه زیادی بخواهد، اما انگیزه و الگوی رابطهای او لزوما مثل خودشیفتگی نیست. همچنین در اختلال شخصیت مرزی ترس از رها شدن و نوسان شدید هیجانی برجستهتر است. تیپ شخصیتی خودشیفته را باید در بستر کلی زندگی فرد، روابط طولانیمدت و توانایی او برای همدلی و مسئولیتپذیری بررسی کرد.
نقطه ضعف افراد خودشیفته چیست؟
حساسیت شدید به انتقاد، شکست، نادیده گرفته شدن و از دست دادن تصویر برتر از خود، مهمترین نقطه ضعف افراد خوشیفته است. با وجود ظاهر قدرتمند، عزت نفس این افراد میتواند بسیار شکننده باشد و به تایید بیرونی وابسته بماند. وقتی کسی آنها را نقد میکند یا مرکز توجه نیستند، ممکن است واکنشهایی مثل خشم، تحقیر، کنارهگیری، قهر یا حمله کلامی نشان دهند. این نقطه ضعف به این معنا نیست که باید از آن برای آسیب زدن استفاده کرد. بهتر است در برخورد با فرد خودشیفته، مرز روشن، گفتوگوی کوتاه و تمرکز بر رفتار واقعی داشته باشید.
قهر افراد خودشیفته چگونه است؟
فرد ممکن است بعد از نقد، مخالفت یا ناکامی، ناگهان رابطه را سرد کند، پاسخ ندهد، محبت را قطع کند یا طرف مقابل را در احساس گناه نگه دارد. این رفتار گاهی به عنوان تنبیه خاموش عمل میکند و باعث میشود طرف مقابل برای برگرداندن آرامش، از نیازها و مرزهای خود عقبنشینی کند. اگر قهرهای مکرر باعث اضطراب، ترس یا احساس بیارزشی میشود، لازم است رابطه جدیتر بررسی شود. در رابطه سالم، فاصله گرفتن باید برای آرام شدن باشد، نه برای کنترل و تحقیر.
ویژگی افراد خودشیفته در رابطه
فرد خود شیفته در رابطه در ابتدا ممکن است بسیار عاشق، سخاوتمند و هیجانانگیز به نظر برسد، اما به تدریج رابطه حول نیازهای او میچرخد. طرف مقابل ممکن است مدام مراقب باشد چه بگوید تا دعوا، قهر یا تحقیر شروع نشود. در رابطه با فرد خودشیفته، مسئله اصلی این نیست که او هیچ احساس خوبی ندارد، بلکه مشکل این است که همدلی، مسئولیتپذیری و تحمل تفاوت در رابطه آسیب میبیند.
| علامت یا رفتار فرد خودشیفته | توضیح | اثر احتمالی در رابطه | زمان جدی گرفتن |
| نیاز زیاد به تحسین | فرد مدام تایید و توجه میخواهد | خستگی عاطفی طرف مقابل | وقتی بدون تحسین خشمگین یا تحقیرکننده میشود |
| حساسیت به انتقاد | نقد کوچک را حمله شخصی میبیند | بحث، قهر یا انتقام عاطفی | وقتی گفتوگوی سالم ممکن نیست |
| احساس برتری | خود را خاصتر یا شایستهتر میداند | نادیده گرفتن نیاز دیگران | وقتی حقوق دیگران را کمارزش میکند |
| کمبود همدلی | احساس طرف مقابل را جدی نمیگیرد | تنهایی عاطفی در رابطه | وقتی درد دیگران را مسخره یا انکار میکند |
ویژگی افراد خودشیفته بعد از طلاق
سرزنش کامل طرف مقابل، تلاش برای حفظ کنترل، تخریب تصویر همسر سابق یا استفاده از فرزندان برای فشار عاطفی ممکن است برخی از خصوصیات افراد خود شیفته بعد از طلاق باشد. بعضی افراد بعد از جدایی وارد رابطه جدید میشوند تا سریعتر حس ارزشمندی خود را بازسازی کنند. بعضی دیگر با قهر، تهدید، شکایتهای مکرر یا پیامهای متناقض، طرف مقابل را درگیر نگه میدارند. البته هر رفتار سخت بعد از طلاق نشانه خودشیفتگی نیست، چون جدایی برای بسیاری از افراد پرتنش است.
خیانت افراد خودشیفته در رابطه
برخی افراد خودشیفته خیانت را توجیه میکنند، مسئولیت را نمیپذیرند یا شریک عاطفی را مقصر جلوه میدهند. با این حال، خیانت همیشه نشانه اختلال شخصیت خودشیفته نیست و دلایل مختلفی دارد. آنچه در رابطه با خودشیفتگی اهمیت دارد، الگوی تکراری بیمسئولیتی، دروغ، تحقیر و نادیده گرفتن اثر رفتار بر دیگری است. در چنین شرایطی، درمان فردی یا زوجدرمانی فقط زمانی مفید است که امنیت عاطفی و صداقت حداقلی وجود داشته باشد.
اختلال شخصیت خودشیفته و ازدواج
ازدواج به همدلی، انعطاف، پذیرش اشتباه و گفتوگوی دوطرفه نیاز دارد به همین دلیل ازدواج با فرد خود شیفته چالشهای متفاوتی دارد. فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است در ظاهر رابطه را مهم بداند، اما در عمل نیازهای خود را بر نیازهای همسر مقدم کند. همسر او ممکن است احساس کند همیشه باید تایید کند، کوتاه بیاید یا مراقب واکنشهای طرف مقابل باشد. این رابطه در صورتی قابل بهبود است که فرد خودشیفته مشکل را بپذیرد، درمان را جدی بگیرد و رفتارهای آسیبزننده را تغییر دهد. فقط قول دادن، بدون تغییر پایدار، کافی نیست.
پیری افراد خودشیفته
بعضی افراد در سنین بالاتر نرمتر و واقعبینتر میشوند، اما بعضی دیگر به دلیل ترس از نادیده گرفته شدن، حساستر، طلبکارتر یا تلختر رفتار میکنند. اگر فرد در طول زندگی فقط از تحسین بیرونی تغذیه کرده باشد، دوران بازنشستگی یا بیماری میتواند برای او سختتر شود. در این مرحله، حمایت خانواده باید همراه با مرزهای روشن باشد تا مراقبت تبدیل به فرسودگی نشود.
دروغگویی افراد خودشیفته
دروغهای فرد خود شیفته همیشه بزرگ و واضح نیستند. گاهی فرد واقعیت را کمی تغییر میدهد، نقش خود را کمرنگ میکند یا طوری حرف میزند که طرف مقابل به برداشت خودش شک کند. اگر دروغگویی با انکار مداوم، سرزنش طرف مقابل یا تغییر دادن واقعیت همراه شود، رابطه میتواند بسیار فرساینده شود. بهترین واکنش، ورود به بحثهای طولانی برای اثبات هر جزئیات نیست. ثبت واقعیتها، تعیین مرز و کمک گرفتن از فرد متخصص میتواند مفیدتر باشد.
جملات آدم خودشیفته
حرفهای آدم خودشیفته معمولا حول برتری، سرزنش، تحقیر یا بیاعتبار کردن احساسات دیگران میچرخد. این جملات ممکن است مستقیم یا بسیار ظریف باشند و باعث شوند طرف مقابل به خودش شک کند. هدف از شناخت این جملات، تشخیص قطعی دادن به کسی نیست، بلکه کمک میکند الگوهای آسیبزننده را جدیتر ببینیم. نمونههایی از این جملهها عبارتاند از:
- تو زیادی حساسی
- هیچکس مثل من به تو کمک نکرده
- اگر من نبودم تو هیچجا نمیرسیدی
- همه به من حسادت میکنند
- مشکل از تو است نه من
- من فقط حقیقت را گفتم، ناراحت شدی مشکل خودت است
- باید قدر من را بیشتر بدانی
- تو باعث شدی این رفتار را بکنم
علت خودشیفتگی چیست؟
بهطور دقیق مشخص نیست که چه عواملی باعث ایجاد اختلال شخصیت خودشیفته در افراد مختلف میشوند. همانند رشد شخصیتی و سایر اختلالات سلامت روان، علل وقوع اختلال نارسیسم هم پیچیده است. اما میتوان موارد زیر را از دلایل عمده خودشیفتگی دانست:
- محیط: ناسازگاری و ناهماهنگی در روابط فرزند و والدین با انتقاد و عیبجویی افراطی یا تحسین افراطی که بههیچوجه با تجربه کودک هماهنگ نیست
- ژنتیک: ویژگیهایی که از پدر و مادر و نسلهای گذشته آنها به ارث میرسند
- عوامل نوروبیولوژی: ارتباط بین مغز و رفتار و تفکر
- سوءاستفاده در دوران کودکی
- انتظارات بیجا و بیمورد والدین از فرزندان
- بیبندوباری جنسی که معمولا با خودشیفتگی همراه است
- تاثیرات فرهنگی

عوامل خطر اختلال خودشیفتگی
اختلال شخصیت خودشیفته بیشتر از زنان، بر مردان تأثیر میگذارد و معمولاً در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع میشود. بهخاطر داشتهباشید اگرچه برخی کودکان ویژگیهای شخصیتی خودشیفتگی از خود بروز میدهند، ولی همیشه نباید آن را با اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیسم اشتباه گرفت. چراکه این مشخصه مقتضای سن آنها بوده و به معنای ابتلا به اختلال خودبزرگبینی نخواهدبود.
اگرچه علت ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معلوم نیست، برخی محققان معتقدند شیوههای فرزندپروری حمایتگر افراطی یا بیاعتنایی در کودکانی که از نظر بیولوژیکی آسیبپذیرند، در بروز نارسیسم تأثیرگذار خواهدبود. وراثت و عوامل نوروبیولوژی هم در توسعه اختلال خودشیفتگی نقش دارند. عوامل خطر احتمالی شامل موارد زیر هستند:
- تحسین افراطی و بدون مرز در کودکی
- انتقاد، تحقیر یا طرد مداوم
- بیثباتی رابطه با والدین یا مراقبان
- تجربه سوء استفاده عاطفی یا بیتوجهی
- وابسته شدن ارزشمندی فرد به موفقیت، ظاهر یا مقام
- الگوهای خانوادگی کنترلگر یا رقابتی
- زمینههای ژنتیکی و خلق و خوی حساس
- یادگیری رفتارهای سلطهگرانه در خانواده یا محیط اجتماعی
تست خودشیفتگی انلاین به تشخیص نارسیسم کمک می کند؟
آزمونهای خودارزیابی آنلاین شخصیت شناسی مختلفی وجود دارد که ممکناست به افراد کمککند تا تشخیص دهند که آیا ویژگیهای اختلال شخصیت نارسیسم را نشان میدهند یا خیر. توجهبه این نکته ضروری است که تستهای خودارزیابی جایگزینی برای تشخیص حرفهای نیستند و معیار قابل اعتمادی برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفتگی نیستند. یک متخصص بهداشت روان واجد شرایط باید تشخیص مناسب این اختلال را ارائهدهد. چند آزمون آنلاین خودارزیابی محبوب وجود دارد که ممکن است بینشهایی درمورد ویژگیهای خودشیفتگی ارائهدهد:
- تست (NPI): پرسشنامهای ۴۰ سوالی که توسط روانشناس رابرت راسکین و هوارد تری در سال ۱۹۷۹ تهیه شد. این پرسشنامه ۷ جنبه خودشیفتگی را میسنجد، از جمله اقتدار، برتری، نمایشگرایی، استحقاق، بهرهکشی، خودکفایی و غرور
- تست شخصیت شناسی سهگانه تاریک: یک تست خودارزیابی که ۳ ویژگی شخصیتی تاریک را میسنجد؛ ازجمله: خودشیفتگی، ماکیاولیسم و روان پریشی. این آزمون از ۲۷ عبارت تشکیل شدهاست و از افراد خواسته میشود تا میزان موافقت یا مخالفت خود را با هر عبارت ارزیابیکنند
- تست خودشیفتگی پاتولوژیک (PNI) : پرسشنامهای ۵۲ سوالی که دو بعد خودشیفتگی را میسنجد: بزرگواری و آسیبپذیری
درمان خودشیفتگی چیست؟
افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته تصور نمیکنند مشکلی داشتهباشند یا ایراد از خودشان باشد، بنابراین بعید است به دنبال درمان بروند. اگر هم قرار باشد روشهای درمانی را پیش بگیرند، احتمالا بهخاطر نشانههای افسردگی، مصرف الکل و مواد مخدر یا سایر مشکلات روانی خواهدبود. اما توهینهای مرتبط با عزت نفس آنها، پذیرش بیماری و پیگیری درمان خودشیفتگی را دشوارتر میکند.
رواندرمانی میتواند به فرد کمک کند الگوهای دفاعی، حساسیت به انتقاد، نیاز به تحسین، خشم، شرم و مشکلات همدلی را بهتر بشناسد. درمان اختلال شخصیت خودشیفته زمانی اثربخشتر است که فرد انگیزه واقعی برای تغییر داشته باشد و درمان را فقط برای آرام کردن اطرافیان شروع نکرده باشد.
برای اختلال شخصیت خودشیفته داروی اختصاصی وجود ندارد، اما اگر افسردگی، اضطراب، بیخوابی، سوء مصرف مواد یا اختلالات همراه وجود داشته باشد، روانپزشک ممکن است دارو را برای همان مشکل همراه تجویز کند. خانواده یا همسر هم گاهی به حمایت درمانی نیاز دارند، چون زندگی طولانیمدت با رفتارهای خودشیفته میتواند عزت نفس و امنیت روانی را آسیب بزند.
درمان خودشیفتگی در طب سنتی
هیچ درمان شناخته شدهای برای نارسیسم وجود ندارد و هدف از درمان، ارائه گزینههایی برای کاهش شدت علائم و بهبود کیفیت زندگی است. طب سنتی مانند آیورودا، طب سوزنی و داروهای گیاهی ممکناست به عنوان مکمل رواندرمانی سنتی برای درمان اختلال شخصیت خودشیفتگی استفادهشود. بااینحال، شواهد علمی محدودی برای تایید استفاده از این درمانها برای این بیماری خاص وجود ندارد.
ممکن است برخی روشهای آرامسازی، خواب منظم، تغذیه سالم، ورزش سبک، مراقبه یا کاهش استرس به بهبود خلق و کنترل هیجان کمک کنند، اما اینها جایگزین رواندرمانی یا ارزیابی روانپزشکی نیستند. استفاده از گیاهان دارویی یا مکملها هم باید با احتیاط باشد، چون ممکن است با داروها تداخل داشته باشند یا برای همه مناسب نباشند. اگر فرد رفتارهای کنترلگر، پرخاشگر یا آسیبزننده دارد، تمرکز اصلی باید بر درمان تخصصی و حفظ امنیت اطرافیان باشد.
درمان خودشیفتگی پنهان
در این نوع خودشیفتگی، شرم، حسادت، رنجش، قهر و نیاز پنهان به توجه میتواند نقش مهمی داشته باشد. درمان به فرد کمک میکند پشت این حساسیتها را بشناسد و به جای کنترل عاطفی یا کنارهگیری، نیازهایش را سالمتر بیان کند. برای اطرافیان هم مهم است که با احساس گناه وارد چرخه جبران دائمی نشوند و مرزهای روشن داشته باشند.
بهبود سبک زندگی برای درمان خودشیفتگی
برای مشاهده نتایج مطلوبتر، توصیه میشود در طول درمان سبک زندگی خود را هم تغییر دهد. تغییر در سبک زندگی کمک میکند روند درمانی راحتتر طی شود. برخی راهکارهای تغییر سبک زندگی عبارتند از:
- از مصرف مواد مخدر، نوشیدنیهای الکلی و سایر موادی که باعث ایجاد رفتارهای منفی میشوند، اجتناب کنید.
- برای تقویت روحیه حداقل ۳ بار در هفته ورزش کنید.
- تکنیکهای تمدد اعصاب مثل یوگا و مدیتیشن برای کاهش استرس و اضطراب واقعاً مفید و تأثیرگذار هستند.
همانطور که گفتهشد درمان فردی که از اختلال خودبزرگبینی رنج میبرد، به زمان نیاز دارد. پس اگر به خودشیفتگی مبتلا هستید، مدام اهداف خود را در ذهن مرور کنید تا خستگی و ناامیدی برشما غلبه نکند. لازم است به خودتان یادآوری کنید که میتوان روابط قبلی نابود شده را درست کرد تا شاید به رضایت بیشتری در زندگی برسید.
انواع خودشیفتگی
رایجترین تقسیمبندی، خودشیفتگی آشکار و خودشیفتگی پنهان است. در خودشیفتگی آشکار، فرد بیشتر پرادعا، سلطهگر، رقابتی و نیازمند توجه مستقیم است. در خودشیفتگی پنهان، فرد ممکن است حساس، رنجیده، قربانینما یا منزوی به نظر برسد، اما همچنان انتظار توجه ویژه و تایید زیاد داشته باشد. بعضی منابع از خودشیفتگی بدخیم یا خطرناک هم برای الگوهایی همراه با پرخاشگری، بهرهکشی و بیرحمی بیشتر استفاده میکنند.
شناخت انواع خودشیفته کمک میکند فقط به تصویر کلیشهای فرد مغرور و پرحرف محدود نشویم. گاهی فردی که همیشه خود را مظلوم نشان میدهد، دیگران را مقصر میداند و با سکوت یا احساس گناه رابطه را کنترل میکند، میتواند ویژگیهای خودشیفته پنهان داشته باشد. با این حال، دستهبندیها نباید جای تشخیص تخصصی را بگیرند. مهمتر از اسم نوع خودشیفتگی، این است که رفتار فرد چقدر به رابطه آسیب میزند و آیا مسئولیت تغییر را میپذیرد یا نه.
عوارض اختلال شخصیت خودشیفته
فرد خود شیفته ممکن است در روابط عاطفی پایدار مشکل داشته باشد، در محیط کار با تعارضهای مکرر روبهرو شود، انتقاد را تحمل نکند یا هنگام شکست دچار خشم و ناامیدی شدید شود. همچنین مشکلات همراه مثل افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد، مشکلات رابطهای و افت عملکرد ممکن است دیده شود. اطرافیان فرد خودشیفته هم ممکن است دچار فرسودگی، کاهش اعتماد به نفس، اضطراب، احساس گناه، انزوا و سردرگمی شوند. برخی از عوارض اختلال خودشیفتگی عبارت است از:
- مشکلاتی که در رابطههای اجتماعی بهخصوص روابط دوستانه و زناشویی به وجود میآیند
- مشکلات ایجاد شده در محیط کار یا مدرسه
- افسردگی و اضطراب
- مشکلات جسمی و فیزیکی
- سوءاستفاده از مواد مخدر یا الکل
- رفتار یا تفکرات خودکشی
افسردگی افراد خودشیفته
وقتی تصویر فرد در دید خود آسیب میبیند، افسردگی فرد خودشیفته دیده می شود. شکست شغلی، طرد عاطفی، طلاق، نقد اجتماعی، پیری یا از دست دادن جایگاه میتواند باعث افت شدید خلق شود. فرد ممکن است افسردگی را پشت خشم، تحقیر دیگران یا کنارهگیری پنهان کند و به جای گفتن احساس غم، دیگران را مقصر بداند. اگر افسردگی، بیخوابی، مصرف مواد، ناامیدی یا افکار آسیب به خود وجود دارد، مراجعه به روانپزشک ضروری است. درمان افسردگی همراه میتواند کیفیت زندگی را بهتر کند، اما الگوهای شخصیتی همچنان به رواندرمانی نیاز دارند.
| علائم | علت | درمان |
|---|---|---|
| احساس اغراقآمیز از اهمیتدادن به خود | ژنتیک | دارو درمانی |
| عدم همدلی نسبت به دیگران | تربیت | روان درمانی |
| نیاز به تحسین | تجارب زندگی | تغییر سبک زندگی |
| استثمار دیگران | ساختار مغز | خودسازی |
| ناتوانی در پذیرش انتقاد | ویژگیهای شخصیتی | مدیتیشن و ذهنآگاهی |
| حقبهجانب بودن دائمی | فاکتورهای محیطی | خانواده درمانی |
| تمایلبه تغییر یا کنترل دیگران | تأثیرات اجتماعی و فرهنگی | درمان شناختی-رفتاری |
| بیثباتی عاطفی | ترومای دوران کودکی | گروه درمانی |
| کمالگرایی | ناامنی و اعتمادبهنفس پایین |
چگونه از بروز خودشیفتگی پیشگیری کنیم؟
از آنجاییکه علل اختلال خودشیفتگی بهطور دقیق مشخص نیست، راه مشخصی هم برای پیشگیری از به وجود آمدن این شرایط وجود ندارد. رعایت موراد زیر به میزان زیادی از بروز خودبزرگبینی جلوگیری کنید:
- درمان سریع مشکلات و بیماریهای سلامت روان در دوران کودکی
- جلسات درمان خانوادگی برای یافتن راههای سالم ارتباط یا مقابله با تنشهای عاطفی یا تعارضات
- شرکت در جلسات فرزندپروری و کمک گرفتن از مددکاران اجتماعی یا تراپیستها در صورت نیاز
- گفتگو درمانی که بهعنوان روشهای رواندرمانی شناختهمیشود، اولین و اصلیترین راه درمان اختلال خودبزرگبینی است.
چنانچه نشانههای خودشیفتگی همراه با افسردگی یا سایر بیماریهای روانی همراه باشد، باید اقدامات پزشکی لازم جهت درمان آن اختلالها هم اتخاذ شوند. گفتگو درمانی کمکمیکند تا فرد خودشیفته یاد بگیرد چطور با دیگران بهتر ارتباط برقرار کند، در نتیجه از روابط خود لذت بیشتری خواهدبرد. این روش کمکمیکند تا:
- روابط کاری بهتری داشتهباشید
- روابط شخصی خود را حفظ کند
- نقاط قوت و پتانسیلهای خود را بشناسد تا انتقاد یا شکست را تاب بیاورد
- احساسات خود را بشناسید و بتواند آنها را مدیریت کند
- از پس مسائل مربوط به عزت نفس بربیاید
- اهداف واقعی برای خود تعریف نماید
چگونه با افراد خودشیفته رفتار کنیم؟
با توجه به همه خصوصیاتی که از افراد خودشیفته ذکر شد، تعامل و برقراری ارتباط با آنها چندان ساده و پیشرونده نخواهد بود. رفتار با افراد خودشیفته نیازمند ترکیبی از آگاهی، مرزبندی و مراقبت از خود است. نباید انتظار داشت با توضیحهای طولانی، خواهش یا اثبات مداوم، فرد ناگهان به اشتباه خود پی ببرد. اگر فرد ویژگیهای خودشیفته دارد، ممکن است گفتوگو را به سمت دفاع، حمله یا سرزنش شما ببرد. بنابراین بهتر است پیام شما کوتاه، مشخص و رفتاری باشد.
به جای بحث درباره اینکه او چه شخصیتی دارد، درباره رفتاری حرف بزنید که قابل مشاهده است و پیامد مشخص دارد. در برخورد با افراد خودشیفته، حفظ آرامش به معنی تسلیم شدن نیست. شما میتوانید بدون توهین، مرز بگذارید و در صورت تکرار رفتار آسیبزننده، پیامد مشخصی را اجرا کنید.
پس اگر در اطراف و نزدیکان خود با فرد خودشیفته مراوده دارید، چند نکته و راهکار کمک میکند تا طرز برخورد با افراد مبتلا به نارسیسم یا افراد با تمایلات خودبزرگ بینی را بیاموزید. این راهکارها خصوصاً در صورت ازدواج با فرد خودشیفته به دلیل روابط نزدیک و طولانیتر، حساسیت بیشتری پیدا میکند. پس در این شرایط باید حساسیت بیشتری در تعامل و روابط خود و روش برخورد با آدم خودشیفته داشته باشید. در ادامه، چند راهکار کاربردی برای رفتار با فرد خودشیفته آمده است.

۱. حد و مرزها را مشخص کنید
افراد خودشیفته معمولا کاملاً غرق در خود و خودمحور هستند. معمولاً فکر میکنند به هر مکانی که بخواهند میتوانند بروند، وسایل شخصی افراد دیگر را زیرورو کنند یا فقط آنها هستند که به شما میگویند باید چه احساسی داشته باشید. به شما توصیه و مشاوره میدهند و آن زمان است که در ازای این مشورت ناخواسته، چیز دیگری طلب میکنند. حتی ممکن است شما را تحت فشار قرار دهند تا در محیطهای عمومی درباره مسائل خصوصیتان حرف بزنید.
۲. منتظر باشید عقبنشینی کند
اگر جلوی فردی که از اختلال خودبزرگ بینی رنج میبرد بایستید، حتماً با واکنش متقابل او روبرو میشوید. وقتی با او صحبت کردید و حد و مرزها مشخص و تعریف شدند، در نوبت بعدی با تعدادی خواسته جدید برمیگردد. حتی شاید کاری کند که احساس گناه در شما ایجاد شود یا فکر کنید شما، فرد غیرمنطقی و زورگو هستید. شاید هم نقش بازی کرده و با شما احساس همدردی کند. ولی اگر با آگاهی از این نکات با فرد خودشیفته روبرو شدید، نباید میدان مسابقه را خالی کنید. اگر جا بزنید و یک قدم از موضعتان عقبنشینی کنید، دفعه بعد دیگر شما را جدی نمیگیرد.
۳. به خاطر داشته باشید که شما مقصر نیستید
فرد خودشیفته احتمالاً هیچوقت اشتباهات خود را نمیپذیرد یا مسئولیت خطای خود را به عهده نمیگیرد. بلکه برعکس سعی میکند رفتارهای منفی خود را به دیگران نسبت دهد. شاید گاهی در ارتباط با این فرد ترجیح دهید حتی برای حفظ آرامش، تقصیرها را به گردن بگیرید. اما نباید بهخاطر خطاهای فرد دیگری تن به حقارت بدهید. زمانیکه میدانید مقصر واقعی کیست، به هیچکس اجازه ندهید تا حقیقت به این روشنی را پنهان کند.
۴. به دنبال پشتیبان و حامی باشید
اگر هیچ راه فراری از دست نارسیستها ندارید، سعی کنید از افراد دیگری برای ایجاد روابط سالم کمک بگیرید. این نکته خصوصاً در پشیمانی از تصمیم ازدواج با فرد خودشیفته مؤثر است. ماندن بیش از حد در رابطه نامطلوب با یک فرد خودشیفته، باعث تحلیل و خستگی احساسی و عاطفی شما میشود.
پس بهتر است دوستیهای قدیمی را از سر بگیرید و سراغ روابط دوستانه جدید بروید. بیشتر با خانواده خود وقت بگذرانید. اگر دایره اجتماعیتان کوچک است، به فکر سرگرمی و کلاسهای فراغت باشید. در کارهای خیرخواهانه داوطلب شوید. کارهایی انجام دهید که باعث میشوند با افراد بیشتری که احساس راحتی با آنها دارید، دیدار کنید.
۵. به جای وعده فرد خودشیفته، بر عمل او تأکید داشته باشید
فرد خودشیفته اهل قول و وعده دادنهای زیاد است. مثلا قول میدهد کاری کند که شما میخواهید و کاری که بدتان میآید را انجام ندهد و بهطور کلی قول میدهد بهتر رفتار کند. شاید حتی این قول صادقانه باشد. اما اشتباه نکنید، قول دادن برای فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، صرفا ابزاری برای رسیدن به هدفش است و حتی شاید خود او هم از این جنبه شخصیتیاش کاملاً آگاه نباشد.
او به محض اینکه به خواستهاش برسد، انگیزهاش از بین میرود و تمام میشود. پس به نفعتان است روی یکی بودن حرف و عملش، حساب باز نکنید. هرچه میخواهید، مقتدرانه بگویید. اصرار کنید تنها در صورتی خواستهاش را انجام میدهید که او هم خواسته شما را انجام دهد.

۶. بدانید چه زمانی نیاز به کمک دارید
سروکله زدن با کسی که غرق در خودشیفتگی است، میتواند بر سلامت جسمی و روانی شما تاثیر بگذارد، خصوصا اگر همسر یا خانواده درجه یک شما دارای اختلال شخصیت خودشیفته باشند، انرژی بیشتری در ارتباط با او از شما گرفته میشود. اگر در درازمدت احساس کردید نشانههای اضطراب، افسردگی یا بیماریهای جسمی بیدلیل دارید، پیش از هر اقدامی ابتدا به پزشک یا روانشناس مراجعه کنید. شما میتوانید به کمک دکترتو بهترین دکتر روانشناس ایران را پیدا کرده و نوبت بگیرید.
با شوهر خودشیفته چگونه رفتار کنیم؟
بهتر است در زمان آرامش درباره رفتارهای مشخص صحبت کنید، نه اینکه او را با برچسب خودشیفته خطاب کنید. اگر تحقیر، کنترل، قهر، دروغ یا تهدید تکرار میشود، زوجدرمانی فقط وقتی مفید است که هر دو نفر مسئولیت بپذیرند و امنیت وجود داشته باشد. اگر همسر شما هر گفتوگو را به سرزنش، خشم یا تهدید تبدیل میکند، درمان فردی برای خودتان میتواند کمک کند تصمیمهای روشنتری بگیرید.
نحوه برخورد با زن خودشیفته
نباید همه رفتارهای سخت یا نیاز به توجه را خودشیفتگی دانست، اما اگر الگوی مداوم تحقیر، کنترل، قهر، مقایسه یا بیتوجهی به احساسات شما وجود دارد، باید جدی گرفته شود. گفتوگو را از برچسبزنی دور کنید و روی رفتارهای مشخص تمرکز داشته باشید. اگر تغییر فقط در حد قول باقی میماند، از مشاور کمک بگیرید. در رابطه سالم، هر دو نفر حق دارند شنیده شوند و هیچکس نباید برای حفظ رابطه، عزت نفس خود را قربانی کند.
با پدر و مادر خودشیفته چطور رفتار کنیم؟
مادر و پدر خودشیفته ممکن است نیازهای عاطفی فرزند را نادیده بگیرد، موفقیتهای او را متعلق به خود بداند یا با احساس گناه او را کنترل کند. اگر هنوز به خانواده وابسته هستید، مرزبندی باید واقعبینانه و متناسب با شرایط شما باشد. اگر مستقل هستید، میتوانید میزان تماس، موضوعات گفتوگو و واکنش به تحقیر را مدیریت کنید. درمان فردی به فرزندان والدین خودشیفته کمک میکند احساس گناه، شرم و نیاز مداوم به تایید را بهتر بشناسند.
نتیجه گیری
اختلال خودشیفتگی یک عارضه و مشکل معمول و رایج در جامعه نیست و ممکن است فردی که او را خودشیفته میدانید، صرفاَ خودخواه باشد. برای تشخیص نارسیسم باید بدانید افراد خودشیفته چه خصوصیاتی دارند که این خصوصیات را در این مطلب ذکر کردهایم. حقیقتی که در ارتباط با شخص مبتلا به اختلال خودشیفته وجود دارد این است که در ابتدای شروع روابط، افراد زیادی به دلیل عزت نفس قوی، به سمتشان جذب میشوند و این ویژگی او را ارزشمند میدانند. در صورتیکه در ادامه روابط با مشکلاتی مواجه میشوند که برای برخورد با او نیاز به راهکارهای خاص و کارآمدی پیدا میکنند. خودشیفتگی یک طیف است و نباید هر رفتار خودخواهانه را اختلال شخصیت خودشیفته دانست. اگر رابطه با فرد خودشیفته باعث فرسودگی، ترس یا کاهش عزت نفس شده است، کمک گرفتن از روانشناس یا روانپزشک بهترین قدم بعدی است.
دکترتو مراقب سلامتی شماست!



سلام مادر شوهر من این اختلال رو داره و این مسأله به شدت روی روابط من و همسرم تاثیر گذاشته من الان وقتی مادر شوهرم رو می بینم اصلا باهاش حرف نمی زنم با این که آدم خونگرمی هستم ولی وقتی با این آدم حرف می زنم فقط عذاب می کشم البته ایشون مشکلات شخصیت زیاد داره
دقیقا مثل مادرشوهره من همه این علائم رو داره منو افسرده کرد خدا ازش نگذره ایشالله
سلام ..من حدود 7 ماهه با ی اقا برای ازدواج و تشکیل زتدگی اشنا شدم ..طی صحبتها و رفت امدهایی که داشتیم متوجه شدم که فردی فوق العاده خودشیفته هستش..از لحاظ سطح سواد وخونوادگی من از اون بالاتر هستم اما کم کم متوجه شدم که دارم اعتماد بنفسمو ازم میگیره …همیشه حق ب جانب بود بسیار لوس …تمام علائمی که بالا نوشته شده رو داشت ..اول فکر میکردم از روی دوست داشتنه که احساس مالکیت رو من داره اما نه این کلا مریض روانی و خودشیفته بود …خداروشکر میکنم که هیچی بینمون اتفاق نیفتاد وتمام شد ..
اصلا به ازدواج با خودشیفته فکر نکن…بعد چند سال یه آدم خسته و افسرده و داغون میشی که تمام عزت نفس شو از دست داده و تمام قلبش پر از نفرت و کینه میشه
تمام روح و جسمم بخاطر یه خودشیفته از دست دادم نمیدونم چقد طول میکشه که حالم خوب شه ….
دوست عزیز
متاسفانه افرادی که با فرد خود شیفته در ارتباط هستند آسیب می بینند و امیدواریم شما به زودی این موضوع را حل کنید. میتونید از مشاوره های سایت نیز استفاده کنید.
متخصص روانشناسی
بله حق کاملا با شماست در مورد ازدواج با فرد نارسیسم.
کاش من از قبل از این موضوع اشنا بودم.
اصلا به ازدواج با خودشیفته فکر نکن…بعد چند سال یه آدم خسته و افسرده و داغون میشی که تمام عزت نفس شو از دست داده و تمام قلبش پر از نفرت و کینه میشه
سلام
بله، زندگی با فرد خودشیفته میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد. افرادی که اختلال شخصیت خودشیفته دارند، معمولاً تمرکز زیادی روی خودشان دارند و از دیگران انتظارات غیرمنطقی دارند. این میتواند منجر به احساس بیارزشی، ناامیدی، و کاهش عزت نفس در شریک زندگیشان شود.
در چنین روابطی، افراد ممکن است احساس کنند که هیچگاه نمیتوانند به اندازه کافی جلب توجه کنند یا نیازهای عاطفیشان برآورده میشود. در طول زمان، این شرایط میتواند به افسردگی، اضطراب، و خستگی عاطفی منجر شود. برای حفظ سلامت روانی و عاطفی، مهم است که در روابطی وارد شویم که در آن احترام، همدلی و توجه متقابل وجود داشته باشد.
اره واقعا مخصوصا که خودشون هم قبول ندارن
من تجربش رو دارم
متاسفانه اصلا نمیتونن انتقادی بپذیرن
به راحتی توهین میکنن
تو شرایط استرس که حتی دست تو نبوده ، تو رو میکوبونن و تو رو مقصر میدونن
با کوچکترین حواس پرتی تو بهت فحاشی میکنن
وقتی باهت چپ میوفتن فقط میجنگند و نمیان برای حل مسئله گام بردارند.
سلام
بله، افراد خودشیفته معمولاً در برابر انتقاد بسیار حساس هستند و توانایی پذیرش مسئولیت یا دیدگاههای مخالف را ندارند. در موقعیتهای استرسزا، آنها ممکن است به راحتی به توهین یا فحاشی متوسل شوند، چرا که تمرکز اصلیشان بر حفظ تصویر خود است. به جای تلاش برای حل مشکلات یا رفع سوء تفاهمات، بیشتر به دفاع از موقعیت خود پرداخته و در برخورد با دیگران، همکاری یا پذیرش اشتباه را دشوار مییابند. این نوع رفتارها میتواند برای اطرافیان بسیار خستهکننده و آسیبزننده باشد.
دقیقا من خواهرم اینطوره.خیلی غیر قابل تحمله
خدا خیلی دوستت داشته که با چنین آدمی ازدواج نکردی من مادرم خودشیفته است باهاش قطع رابطه کردم و راحت شدم متاسفانه شوهرم هم دقیقا همین مشخصات رو داره و بعد از سالها تحمل فهمیدم خودشیفته است من تبدیل به یک آدم افسرده و بی انگیزه و تارک دنیا شدم و خودم رو سالها قربانی این آدم بی لیاقت کردم فقط به طلاق فکر میکنم اقلا باقی عمرم در آرامش زندگی کنم. ای کاش دختران مجرد عزیز قبل از ازدواج خوب رفتارهای آقایون رو بفهمند ولی بعضیها نقاب به چهره میزنند و بعد از سالها زندگی, تازه شخصیتشون معلوم میشه حتما قبل از ازدواج مشاوره بروید که عمرتان خدای نکرده به پای فردی بی لیاقت به باد نره
بهاره عزیز
متاسفم که چنین تجربیات سختی را پشت سر گذاشتهاید. داشتن یک زندگی سالم و آرام به ویژه در رابطههای عاطفی اهمیت زیادی دارد و گاهی به دلیل عدم شناخت کافی از شخصیت طرف مقابل یا فشارهای اجتماعی، افراد درگیر روابطی میشوند که به سلامت روانشان آسیب میزند. درک رفتارهای خودشیفته و تاثیرات آن بر فرد مقابل، میتواند به راحتی به افسردگی و بیانگیزگی منجر شود. شما حق دارید که به آرامش برسید و در کنار یک فرد دلسوز و فهمیده زندگی کنید. مشاوره پیش از ازدواج و آگاهی از خصوصیات اخلاقی افراد، گامی مهم برای جلوگیری از این نوع مشکلات است. امیدوارم شما بتوانید مسیر بهبودی را طی کنید و زندگی جدیدی را برای خود بسازید که شایستهاش هستید.
نکنه پای این محتواهای اینستا گرام نشستی و عقل و هوشت و این نابکاران روانشناس نمای تقلبی دزدیدن مواظب باش تشخیص خودشیفتگی با شما و این مامورین دشمن ملت نیست یک کار پیچیده و روانکاوانست اشتباه نکن که بعد پشیمان میشی و مشکل روانی خودت پیدا میکنی
مسعود عزیز
بله
تشخیص اختلالات روانی نیاز به تخصص و ارزیابی دقیق توسط روانشناس یا روانپزشک دارد، و نباید سریع به نتیجهگیری رسید. اگر احساس میکنید شرایط برایتان سخت است، مشاوره حرفهای میتواند کمک کند تا با آگاهی و دید بازتری تصمیم بگیرید. مهم این است که مراقب خودتان باشید و برای بهبود وضعیت، از منابع معتبر کمک بگیرید.
عزیزک با همچین فردی ازدواجنکن فردا با بچه مجبور میشی جدا بشی من اپل ازدواج میدیدم فقط خوبیاشو میگفتم حالا هر مردی بدی هایی داره اما الانخدم افسردگی شدید گرفتن از دستش دوبار خود کشی کردم که حتی منو دکتر نرساند گفت بزار بمیری من که ادمخوبیم الان در شرف طلاق هستم چون دیدم درست نمیشه از همه راهها من وارد شدم
درود
متأسفم که تجربهای چنین دردناک را پشت سر گذاشتهاید. از محتوای صحبتهای شما پیداست که تمام تلاش خود را برای حفظ این رابطه به کار بستهاید، اما زمانی که احترام متقابل، حمایت عاطفی و احساس امنیت روانی در یک زندگی مشترک وجود نداشته باشد، ادامه دادن نهتنها سودی ندارد، بلکه منجر به فرسودگی و آسیبهای جدیتر میشود. هیچکس نباید به نقطهای برسد که از شدت فشار روانی، به پایان دادن زندگی خود فکر کند؛ چنین وضعیتی بهوضوح نشاندهندهی ناسالم بودن رابطه است. تصمیم به جدایی، هرچند دشوار، گاهی تنها راه ممکن برای حفظ کرامت، سلامت روان و بازگشت به زندگی سالمتر است.
من با یکی از این موجودات موزی وخود شیفته زندگی می کنم بی ثباتن و سعی می کنن نظام فکری تو به هم بریزن دیونه به تمام معنا هستش
ولی به من انگ روانی بودن می زنه یه آشغال به تمام معناست سعی می کنه دائم مخ زن ها رو بزنه واز اونا تمجید وتعریف بشنوه
دوست عزیز
متاسفانه افراد دارای این مشکل حاضر به قبول مشکل خود نمی شوند. پیشنهاد می شود با متخصص روانشناسی در خصوص نحوه برخورد با این فرد مشورت کنید.
متخصص روانشناسی
من 16 ساله با چنین شخصیتی زندگی می کنم و به خاطر دخترم نمیتونم به جدایی فکر کنم و با وجود اینکه مشکل رو میدونم حتی بهم اجازه دکتر رفتن و مصرف دارو برای تحمل شرایطم رو نمیده. خیلی خسته و درمانده هستم. کسی رو هم ندارم که کمکم کنه. هر کاری برای بهبود حالم انجام میدم ازش جلوگیری میکنه و اگه در خفا انجام بدم بهم تهمت پنهان کاری و دروغ گویی میزنه. افسردگی شدید گرفتم و هیچ امیدی برام نمونده. هر راهی رو بگید امتحان کردم حتی حرف از جدایی بشه کتک میزنه و زندانیم میکنه. گوشیم رو میگیره از سر کار رفتنم جلوگیری میکنه و سالهاست باعث شده خانوادم دیگه باهامون رفت و آمد نداشته باشن طوری که دیگه انگار هیچ کس منو نمیشناسه.
آدم درونگرایی هم هستم و دوست پیدا کردن برام سخته. گرچه اگر به کسی نزدیک بشم انقدر ازش بدگویی میکنه و بهم احساس گناه میده که مجبور میشم به خاطر چالش درست نشدن و عذاب نکشیدن دخترم به عذاب کشیدن خودم راضی بشم. چرا هیچ کاری نمیشه کرد؟ چرا؟
سلام
متأسفانه شرایطی که شما توصیف میکنید بسیار سخت و آزاردهنده است. در چنین موقعیتی مهم است که به خودتان و سلامت روانیتان اهمیت بدهید. اگرچه ممکن است به نظر برسد که هیچ راهی برای تغییر وجود ندارد، اما حمایت حرفهای میتواند کمک کند. برای شروع، پیدا کردن یک مشاور یا روانشناس میتواند به شما کمک کند تا احساسات خود را بیان کنید و برای مدیریت افسردگی و کنترل وضعیت، راههای مؤثری پیدا کنید. همچنین، در شرایطی که احساس خطر و تهدید دارید، میتوانید به مراکز حمایت از زنان در شرایط دشوار یا نهادهای حقوقی مشورت کنید تا در صورت لزوم اقدامات قانونی و حمایتی انجام دهید. از آنجایی که شما در وضعیت بسیار سختی هستید، حتی پیدا کردن یک فرد مورد اعتماد یا گروه حمایتی برایتان اهمیت زیادی دارد. به یاد داشته باشید که شما لیاقت شادی و آرامش دارید.
فکر کنم تعداد این افراد کم نباشه یکی از همین آشغالها ناراحتی روحی روانی دچار من کرد. حیف دیر فهمیدم
همیشه در حال خیانت کردن و زیرش زدن هستن
تو رو مقصر و کوته فکر میبینند
و هیچ کس قدرشان را نمیداند
سلام
بله از خصایص این افراد می باشد
منم تو چنین رابطه ای بودم
همش خیانت میکرد
تمام روانم رو داغون کرده بود
دروغگو های خوبی ان
گردن نگیرن
سلام من هم با يكيش دارم بيست ويك سال زندگي ميكنم اولش بخاطر ابروي خانواده اين اشتباه رو كردم ادامه دادم بعد هم كه بچه وارد زندگي شد وبخاطر بچه ي زندگي پراسترسي دارم شبا از استرس اينكه ممكنه از بچه هام جدام كنه ميخوابم كلا گند زده به زندگيم من موندم ودوتا بچه الانم دعوامون شده من رو بدون هيچ حقي از خونه انداخته بيرون بچه ها هم جرعت ندارن حتي ي زنگ بزنن هيچ تماسي نداريم منم بخاطر بچه ها كه اسيب نبينن كوتاه ميام
دوست عزیز
برای نحوه رفتار با این افراد و متقاعد کردن انها برای درمان نیازه با متخصص روانپزشکی مشورت کنید.
دکتر روانپزشک
به نظرم خیلی حواستون رو حمع کنید که وارد رابطه با این افراد نشید من ده ساله که تو این رابطه هستم و الان با کمک تراپیست تازه متوجه شدم چه بلایی واسه اعتماد به نفس بوده همش تحقیر و مقصر جلوه دادن، که باعث میشد باور کنم که همیشه مقصر منم و ادم ناتوانی هستم ادمی هستم که همیشه باعث درگیری و دعوا هستم و…. در هر صورت زندگی با این افراد بسیار فرسایشی و خسته کننده است
سلام
من دارم دوازده ساله با یکیشون زندگی میکنم
دیوانم کرده، روانی شدم، جدیدا هم متوجه خیانت از طرفش شدم. من که تصمیم به طلاق گرفتم ولی باز اومد اینقدر التماس کرد و زجه زد که دلم به رحم اومد
تورو خدا کمکم کنید
دوست عزیز
نیازه برای درمان و نجات زندگی به متخصص روانپزشکی مراجعه کنید تا با تشخیص پزشک نوع بیماری روحی مشخص شود. طلاق تنها راه حل مشکل شما نیست و آسیب های بیشتری را دارد. از این لینک می تونید از یکی از بهترین متخصصان روانپزشکی شهر محل زندگی خود نوبت بگیرید و مراجعه کنید.
متخصص اعصاب و روان
سلام
ببخشید این بیماری زمینش چیه؟؟؟
من اختلاف زناشویی دارم
8 سال هست با خانمی ازدواج کردم خیلی ویژگی هاش و اوصاف و حالت های رفتاریش شبیه به این بیماری هست
واقعا نمیدونم از دستش چه کنم؟؟؟
بچه دارم و گرنه راه جدایی راحت ترین گزینه هست.
بدبختانه به هیچ مشاوره و روانشناسی هم اعتقاد نداره
چند ترم روان شناسی خونده همه را بیمار میدونه الا خودش.
این گونه افراد فرزند زنا هستند ببین قیافش به باباش میخوره چیزی از باباش ارث برده ولی صد در صد نیست
سلام
نظرتان علمی و منطقی نیست
باهاتونموافقم
من متاسفانه در محاصره سه تاشون هستم مادر خواهر و همسر خواهر بسیار شدید و مادر کمتر و همسر هم نسبتا با نواسانات شدید بیست ساله به طلاق فکر میکنم ولی پیش ربته تاحالا
سلام
متاسفم که چنین شرایط سختی رو تجربه میکنید. زندگی با افراد خودشیفته میتواند بسیار آزاردهنده باشد، چون رفتارهایشان معمولاً به کنترل، کمبود همدلی و تضادهای عاطفی منجر میشود. اگر رابطه شما با همسر و خانوادهتان به حدی رسیده که باعث آسیب روحی و عاطفی به شما میشود، مشاوره حرفهای (مثل روانشناسی یا مشاوره خانواده) میتواند کمک زیادی کند. طلاق یک تصمیم بزرگ است و بهتر است قبل از هر اقدامی، راههایی برای بهبود ارتباط و درک متقابل جستجو کنید.
احمد خان سلام
باز هم اشتباه کردید این افراد در زمان جدایی طوری رفتار میکنند که انگار مقصر شما بودید و او تنها عاشق شما هست و زمانی بگذرد همان رفتار گذشته را شروع میکند خود شیفته نه در رفتار تعغیر میکند ونه تعهدی را داده انجام میدهد فقط بار دیگر شما را وابسته میکند ودوباره وارد زندگیتان میشود البته من طرفدار فرو باشی زندگی نیستم ولی ادامه زندگی با افراد نارسیسم به منزله نابودی خودت و فرزندانت در اینده
سپاس از راهنمایی تان
تندرست باشید
بله واقعا درسته پدر من خودشیفته اس وبا اینکاراش..جگر مادرم رو خورد وا با روح وروان مابازی کرد…ومادرم فوت کرد..ازدواج مجدد کرده وفک میکنه که من که دخترش هستم حسودی زنش رو میکنم …به هر بهانه ای مارو اذیت میکنه….واقعا من مستاصل شدم
دوست عزیز
افراد خودشیفته مشکل خود را قبول ندارند و درمان آنها سخت است. شما میتونید با مشاوره مشورت کنید تا نحوه برخورد با این افراد را آگاه شوید.
دکتر چرا منطقی نیست توی روایت اومده افراد بدخو دروغگو حسود خیرشون به کسی نمیرسه همه رو ازار میدند از دیگران سو استفاده میکنند به زنا تمایل دارند زورگوو ظالم وون در نطفه ی انها شیطان شریکه و به طور ناخوداگاه انها و رفتارشون کنترل میکنه اخه ی ادم با نسب پاک وجداان داره همدلی میکنه پشیمون میشه ولی اینا تا اخر عمر درست بشو نیستند چون شیطان که منبع شر و بدی توی خونشون و مغزشون رخنه مرده البته به طور اگاهانه اگه بخاند خودشون توضیح بدند. میفهمند و میگندکه دست خودشون نیست چون کنترلشون دست شیطان و مقصر اصلی کسی که اینا رو به وجود اورده و پیامبر هم گفته که فرزند حاصل از زنا یا کسی که حد و احداد یا پدرش زنازاده باشد و رگی از حرام زادگی داشته باشد هیچ وقت به بهشت نمیرود چون کنترل رفتار خودش نداره و شیطان رو حو روانش تسخیر کرده شاید چند درصد اونم نوع خفیفش شامل حال انسانهای پاک نسب بشه حتی توی روایاتم گفتند زنی که شیر زنا داره از زنی که کافر و شیر کفر داره شیرش نحس تر و قبیحتره و نمیتونه دایه ی کسی بشه
سلام
حرف، حرف علمی و پزشکی است
نه اعتقادی
افراد زیادی نیاز به روانتحلیلی دارند تا ریشه مشکلات مشخصص گردد
تندرست باشید
کاملا درسته ولی شرحش مفصل برای همین درکش با توضیح شما سخت
واقعا انسان های آزار دهنده و زیر آب زن در محیط اداری هستند.
با سلام .
دقیقا مطالب این سایت با کیس عاطفی من درست هست . به هیچ عنوان حس همدلی نداشت در بدترین شرایط که همه کنار کیس عاطفی خود هستن آدم رو تنها میذارن و جوری برخورد میکنند که انگار ما داریم اشتباه میکنیم خلاصه بگم بسیار خودخواه، بیشعور ، رفتارهای آزاردهنده دارند کلی عذرخواهی ظاهری میکنن ولی باز هیچ تغییری نمیکنن ، بسیار ناسزا گو و تحقیر گر، و بسیار زورگو هستن یه جور رفتار میکنن آدم دلش بسوزه براش ولی واقعا آدم رو تخریب میکنن فقط دور شدن و فاصله گرفتن رو پیشنهاد میکنم .
دوستعزیز
امیدواریم تجربه های بهتری در آینده داشته باشید و انتخاب عاقلانه و اگاهانه.
تمام اون چیزی که ازش رنج بردم رو نوشتی
۲۸ ساله دارم با مردی که این شرایط رو داره زندگی می کنم !!!
سال ۹۲ جدا شدم و هنوز هم نتونستم رها شم!
نابودم کرده و الان دیگه متوجه شدم زندگی تنها فرزندم رو هم مثل خودم گروگان گرفته !
بخاطر فرزندم شروع کردم به تحقیق و تازه فهمیدم این اختلال رو داره …
به واقع ویرانگرند و من هنوز حتی نتونستم زندگیم رو جدا کنم بعد از جدایی چون تمام زندگیم رو به گروگان گرفته
خستم ولی برای نجات فرزندم چاره ای ندارم جز مبارزه با عزت نفسی که ازم گرفته شده و افسردگی و …
نمی دونم اینبار موفق شم یا نه ولی واقعا می ترسم ازش !
سلام. درک میکنیم چقدر این سالها برایتان طاقتفرسا بوده؛ زندگی با فردی با اختلال خودشیفتگی واقعاً ویرانگر است و ترسی که دارید، کاملاً طبیعیه شیرین عزیز. اما نکته مهم اینه که شما با آگاهی به این اختلال، قدم اول و بزرگترین را برداشتهاید. برای نجات خودتان و فرزندتان، لازم است حمایت حرفهای بگیرید؛ با یک روانشناس متخصص در حوزه خشونت و اختلال شخصیت صحبت کنید و همزمان با یک مددکار اجتماعی یا مشاور حقوقی برای گرفتن حضانت کامل فرزندتان برنامهریزی کنید. شما به تنهایی از پس این ترس و افسردگی برنمیآیید، اما با کمک تیمی از متخصصان میتوانید آزاد شوید.
بهترین دکتر روانشناس ایران
برای ارتباط گرفتن با پزشکان در سراسر ایران اپلیکیشن دکترتو را دانلود کنید.
من باهاشون برخورد داشتم.میتونم بگم آزار دهنده ترین موجوداتی هستند که تمام عزت نفس شما رو سرکوب میکنن.اما تا میتونید در برابرشون ایستادگی کنید.اصلا به انتقاداتشون گوش ندید.در نهایت آرامش کار خودتون رو بکنید.و در اوج آرامش هر حرفی که بهتون میزنه چه در غالب لغز و چه به صورت مستقیم جواب بدید.در نهایت کاملا روابطتتون را باهاشون کمرنگ کنید.موجودات خطرناکی هستند و اگر بخوان بر علیه شما کاری بکنند اصلا کاری به عواطف.نسبت های فامیلی.صمیمیت دوستانه .شرایط اندوهناک شما و…ندارند.کلا رسالتشون آزار دیگرانه.این نشونه ها رو که در سایت داده جدی بگیرید و به محض تطابق با کیسی که باهاش در ارتباط هستید چه دوست چه کیس ازدواج و …فاصله بگیرید و در افق محوشون کنید.هرگز براشون دلسوزی نکنید.
سلام
ببخشید این بیماری زمینش چیه؟؟؟
من اختلاف زناشویی دارم
8 سال هست با خانمی ازدواج کردم خیلی ویژگی هاش و اوصاف و حالت های رفتاریش شبیه به این بیماری هست
واقعا نمیدونم از دستش چه کنم؟؟؟
بچه دارم و گرنه راه جدایی راحت ترین گزینه هست.
بدبختانه به هیچ مشاوره و روانشناسی هم اعتقاد نداره
چند ترم روان شناسی خونده همه را بیمار میدونه الا خودش.
چند تا تست انجام بده
انتقاد: ازش انتقاد کن اگر دیدی پرخاشگری کرد خودشیفتس
فرافکنی: اگر دیدی عیب ایراداشو به تو نسبت میده خودشیفتس
بازی های روانی: خودشیفته ها استاد بازی های روانین اگر حس کردی تو بازیش هستی مثلا مدام ازت تحسین میکنه اما تو عمل کار دیگری میکنه بدون خودشیفتس
خیانت: افراد خودشیفته خیانت براشون عادیه،
سو استفاده از جنس مخالف: اگر دیدی با جنس مخالف ارتباط زیادی داره و برای منافعش داره ازشون سو استفاده میکنه بدون خودشیفتس
حسادت: اگر دیدی نسبت به چیز های کم اهمیت مثل یک خودکار قشنگ بهت حسودی میکنه بدون خودشیفتس( یه جایی خوندم زنهای خودشیفته حتی به آلت تناسلی مردان هم حسادت میکنند)
سادیسم: اگر نسبت به آزاد دادن تو یا بقیه حس خوبی پیدا میکنه خودشیفتس
روابط زناشویی: اگر در روابط زناشویی حس مالکیت میکنه و تو رو طعمه میبینه و روابط سادیسمی در روابط زناشویی داره بدون خودشیفتس
خودشیفته ها استاد عشوه گریه هستند جوری که جنس مخالف رو تبدیل به بنده خودشون میکنن
اما درکی از عشق ندارند
خوشیفته ها همه چی رو مال خودشون میدونن و کسی حق نداره ازشون بالاتر، پولدار تر، قشنگ تر، خوش صحبت تر باشه.
خودشیفته ها یک اختلال شخصیتی حاد که بسیاری از روانشناسایی مطرح از جمله فروید و کتنبرگ توصیه میکنند از این نوع آدمها فاصله بگیرید
پیشنهاد میکنم مقاله FOG که در رابطه با بازی های روانی فرد خودشیفته در ۷ مرحله انجام میشه رو مطالعه کنید.
من ۱ سال درگیر خودشیفته شدم به امید اصلاح
اما بعدا فهمیدم خودم دارم روانی میشم.
امیدوارم موفق باشی.
دقت بفرمایید که در خانمها هم خودشیفتگی وجود داره، همسر فعلی من قبل از ازدواج رسمی چندین ماه منو بمباران عاطفی کرد، ابراز علاقه و عشق و….، به محض اینکه رسما ازدواج کردیم نقاب از چهره برداشت، بسیار بلند پرواز هستن، و استاد دستکاری روانی طرف مقابل هستن، صبح عاشقن و شب فارغ! بسیار سلطه گر و پرخاشگر هستن، فحاشی میکنن، تهمت میزنن، کارهایی که خودشون در خفا میکنن به طرف مقابل نسبت میدن! بسیار در دروغگویی ماهر هستن، به بهانه های واهی قهر میکنن و خانه پدریشون میرن و بعد از یکی دوماه به دروغ ابراز شرمندگی و دلتنگی میکنن و وقتی برمیگردند همان آدم سابق میشن، زندگی کردن با این افراد یعنی مرگ تدریجی روح و روان، من اصلا نمیدونستم خودشیفتگی چی هست! و بعد از تحقیق و مطابقت با رفتارهای همسرم فهمیدم خودشیفته ست، نه برای همیشه میرن و نه موندگار میشن، و همیشه یه پای فرار کردن از منزل دارن، من ذره ذره دارم آب میشم، امیدی به بهبودیش ندارم، و توصیه به مجرد ها میکنم گول ظاهر رفتاری رو نخورید، حتما قبل ازدواج از صحت سلامتی همسر آیندتون مطمئن بشید.
چقدر خوب و دقیق نوشتید!!
صاحبکار من دقیقا همین علامت ها رو داره!!!