علت اصلی سیاتیک فشار یا تحریک عصب سیاتیک (بزرگترین عصب بدن) است که اغلب به دلیل فتق دیسک کمر رخ میدهد و دیسک بیرونزده به ریشه عصب فشار وارد میکند. سایر علل شامل تنگی کانال نخاعی، اسپوندیلولیستزیس (لغزش مهره)، سندرم پیریفورمیس، کیست یا تومور، بارداری (فشار رحم)، و آسیبهای ترومایی هستند. عوامل خطر شامل چاقی، کمتحرکی، کارهای سنگین، و سن بالا است. درد معمولاً یکطرفه و از کمر به باسن، ران و پا انتشار مییابد.
علائم سیاتیک پای راست اکثرا با درد شدید و تیرکشندهای در ناحیه کمر یا پایین کمر ظاهر میشود که به سمت باسن، ران و پایینتر به سمت ساق پا و انگشتان پا گسترش مییابد. این درد ممکن است به صورت سوزش، گزگز یا احساس ضعف در عضلات پا خود را نشان دهد. علاوه بر درد، ممکن است بیمار احساس کند که پای راست به سختی حرکت میکند یا هنگام نشستن یا ایستادن برای مدت طولانی، درد شدت مییابد. در برخی موارد، این علائم ممکن است به دلیل فشار روی عصب سیاتیک از سوی دیسکهای کمر یا سایر مشکلات ستون فقرات ایجاد شود. تشخیص و درمان سریع میتواند به کاهش علائم و جلوگیری از بروز مشکلات بلندمدت کمک کند.
بی حسی پاها یکی از مشکلات شایعی است که میتواند به دلایل مختلفی از جمله فشار عصبی، مشکلات گردش خون یا بیماریهای عصبی ایجاد شود. معمولاً بیحسی در ناحیه پا به علت فشار بر اعصاب یا اختلالات در سیستم عصبی رخ میدهد. در برخی موارد، مشکلاتی مانند دیسک کمر، سندرم تنگی کانال نخاعی یا حتی بیماریهایی مانند دیابت میتوانند علت اصلی بی حسی پاها باشند. در صورتی که بیحسی به طور مداوم یا شدید باشد، نیاز به مراجعه به پزشک برای تشخیص و درمان دقیق دارد.
ارتباط سرگیجه و چربی خون بالا (هیپرلیپیدمی) اغلب غیرمستقیم است و به دلیل آترواسکلروز (رسوب چربی در عروق) رخ میدهد که جریان خون به گوش داخلی یا مغز را کاهش میدهد. چربی خون بالا میتواند باعث سرگیجه وضعیتی، وزوز گوش یا سرگیجه مزمن شود، بهویژه در افراد با کلسترول بالا یا تریگلیسیرید زیاد. علائم شامل سرگیجه چرخشی، عدم تعادل، تهوع و گاهی سردرد است. عوامل خطر مشترک شامل رژیم غذایی ناسالم، چاقی و کمتحرکی هستند. درمان با استاتینها (کاهش کلسترول)، رژیم کمچربی، ورزش و کنترل وزن، سرگیجه را بهبود میبخشد. مطالعات نشان میدهند کاهش LDL تا ۳۰٪ علائم وستیبولار را کم میکند.
سرگیجه هنگام دراز کشیدن اغلب ناشی از سرگیجه وضعیتی خوشخیم پاروکسیسمال (BPPV) است که شایعترین علت سرگیجه در بزرگسالان محسوب میشود. این مشکل به دلیل جابهجایی کریستالهای کلسیم (اتوکونی) در کانالهای نیمدایرهای گوش داخلی رخ میدهد و با تغییر وضعیت سر (مانند دراز کشیدن یا غلت زدن در رختخواب) سرگیجه شدید و چرخشی کوتاهمدت (چند ثانیه تا یک دقیقه) ایجاد میکند. عوامل خطر شامل سن بالا، ضربه به سر، عفونت گوش داخلی و کمتحرکی هستند. سایر علل کمتر شایع شامل میگرن دهلیزی، نوریت وستیبولار، تومور عصب شنوایی یا مشکلات گردنی است. تشخیص با تست دیکس-هالپایک و درمان با مانورهای جابهجایی (مانند اپلی) در بیشتر موارد قطعی است.
سرگیجه و حالت تهوع در زنان ممکن است ناشی از عوامل متعددی از جمله تغییرات هورمونی در دوران قاعدگی، بارداری یا یائسگی باشد که تعادل داخلی بدن را تحت تأثیر قرار میدهد. علاوه بر این، کمخونی، افت فشار خون، استرس و اضطراب، مشکلات متابولیک مانند نوسانات قند خون و حتی عفونتهای گوش داخلی نیز میتوانند این علائم را تشدید کنند. در بسیاری موارد، سرگیجه و تهوع در زنان نشانهای از شرایط گذرا است، اما در صورت تکرار یا شدت، بررسی دقیق پزشکی برای تشخیص دقیق علت و درمان مناسب ضروری است.
درمان سرگیجه به علت آن بستگی دارد. در سرگیجه وضعیتی خوشخیم (BPPV)، مانور اپلی یا سِمونت در اکثر موارد درمان قطعی است. بیماری منیر با رژیم کمنمک، دیورتیک (هیدروکلروتیازید) و بتاهیستین کنترل میشود. میگرن دهلیزی با داروهای ضدمیگرن (تریپتان، توپیرامات) و رژیم غذایی بدون محرک درمان میشود. نوریت وستیبولار با کورتیکواستروئید و توانبخشی وستیبولار بهبود مییابد. سرگیجه مرکزی (سکته، تومور) نیاز به درمان فوری اورژانسی دارد. درمان حمایتی شامل هیدراتاسیون، آنتیهیستامین (دیمنهیدرینات)، بنزودیازپین (در موارد شدید) و توانبخشی وستیبولار برای همه انواع است.
سرگیجه های خطرناک (سرگیجه مرکزی) معمولاً ناگهانی، بسیار شدید و همراه با علائم عصبی هشداردهنده مانند دوبینی، ضعف یا بیحسی یکطرفه بدن، اختلال تکلم یا بلع، سردرد شدید و انفجاری، عدم توانایی راه رفتن، یا گیجی و کاهش هوشیاری هستند. این علائم اغلب نشاندهنده سکته مغزی (بهویژه در ساقه مغز)، خونریزی مغزی، تومور مغز، یا حمله حاد MS هستند. برخلاف سرگیجههای خوشخیم که با تغییر وضعیت تشدید میشوند، سرگیجه مرکزی مداوم است و با حرکات سر بدتر نمیشود. در صورت بروز حتی یکی از این نشانهها، باید فوراً با اورژانس تماس گرفت؛ زیرا تأخیر میتواند منجر به آسیب دائمی یا مرگ شود
داروی بیماری SMA (آتروفی عضلانی نخاعی) تحولی بزرگ در درمان یک بیماری ژنتیکی نادر و پیشرونده است که عمدتا عضلات حرکتی بدن را تحت تأثیر قرار میدهد. این داروها مانند اسپینرازا (Spinraza)، ریزدیپلام (Evrysdi) و زولژنزما (Zolgensma)، هر یک با مکانیزمهای متفاوت، به بهبود عملکرد ژن SMN1 یا افزایش تولید پروتئین SMN کمک میکنند که برای بقا و عملکرد نورونهای حرکتی ضروری است. گرچه این درمانها نمیتوانند آسیبهای گذشته را بهطور کامل معکوس کنند، اما در اغلب موارد میتوانند پیشرفت بیماری را کند یا متوقف کرده و کیفیت زندگی بیماران، بهویژه در سنین پایینتر، را بهطور چشمگیری بهبود بخشند. دسترسی به این داروها در کشورهای مختلف با چالشهایی مانند هزینه بالا، تأییدیههای سازمانی و زمان تشخیص زودهنگام مواجه است.
بیماری اس ام ای (Spinal Muscular Atrophy) یک اختلال ژنتیکی نادر است که باعث تخریب پیشرونده سلولهای حرکتی در مغز و نخاع میشود. این بیماری به دلیل جهش در ژن SMN1 ایجاد میشود که مسئول تولید پروتئین SMN (Survival Motor Neuron) است. این پروتئین برای بقای سلولهای عصبی حرکتی ضروری است و کمبود آن باعث تخریب این سلولها و ضعف عضلانی میشود. اسامای به طور معمول در دوران کودکی آغاز میشود، اما در برخی موارد ممکن است در بزرگسالی نیز ظاهر شود. علائم بیماری شامل ضعف عضلانی، افت قدرت عضلات، دشواری در حرکت و مشکلات تنفسی است. بسته به شدت بیماری، اس ام ای میتواند به سرعت پیشرفت کرده و کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
ضربه مغزی در تصادفات رانندگی یکی از اتفاقات شایع است و به دلیل شدت ضربه (مانند برخورد با فرمان یا شیشه) میتواند از خفیف تا شدید باشد. علائم شامل سردرد، گیجی، تهوع، استفراغ، اختلال حافظه، خوابآلودگی و تشنج هستند که ممکن است با تأخیر ظاهر شوند. مطالعات نشان میدهند در بیشتر موارد خفیف در طی ۷-۱۰ روز بهبود مییابند، اما موارد کمی دچار سندرم پس از ضربه مغزی میشوند. نظارت ۲۴-۴۸ ساعت اول، تصویربرداری (CT/MRI) در صورت علائم شدید و استراحت کامل ضروری است.
علائم خونریزی مغزی پس از ضربه شامل سردرد شدید و ناگهانی، تهوع، استفراغ مکرر، کاهش هوشیاری، گیجی، تشنج، ضعف یا بیحسی در اندامها، اختلال تکلم، تاری دید یا دوبینی و ترشح شفاف/خونی از گوش/بینی هستند. این علائم ممکن است در ۲۴-۴۸ ساعت اول ظاهر شوند. مطالعات نشان میدهند خونریزی داخلجمجمهای (هماتوم) خطر جانی دارد و نیاز به مداخله فوری دارد. تصویربرداری فوری (CT) برای تشخیص و جراحی در موارد شدید ضروری است. هرگونه تأخیر میتواند منجر به آسیب دائمی یا مرگ شود. مراجعه فوری به اورژانس در صورت بروز علائم حیاتی است.