فهرست مطالب
خلاصه این مطلب را در این پادکست گوش دهید:
ادامه این پادکست را میتوانید در این بخش گوش دهید:
خودکشی یکی از مهمترین مشکلات بهداشت اجتماعی و از ۱۰ علت اصلی مرگ در جهان شناخته میشود. شاید بتوان گفت خودکشی سختترین واکنش به موقعیتهای استرسزای زندگی است که میتواند افراد را در هر سنی تحت تاثیر قرار دهد. شناخت علائم هشداردهنده آن و شروع درمان حرفهای بهترین مسیر برای کنترل افکار مربوط به خودکشی هستند. اگر دچار چنین مشکلی هستید یا کسی از اطرافیانتان درگیر این افکار است، هرچه زودتر به روانشناس مراجعه کنید و مسیر درمانی خود را شروع کنید. در وبسایت دکترتو میتوانید لیستی از بهترین روانشناسان و روانپزشکان کشور را ببینید و نسبت به تعیین وقت ویزیت حضوری از روانشناس یا روانپزشک مورد نظرتان اقدام کنید.
درک خودکشی: خودکشی چیست؟
خودکشی به معنای اقدام آگاهانه برای پایان دادن به زندگی خود است که معمولاً در نتیجهی فشارهای روانی، اجتماعی یا مشکلات حلنشده رخ میدهد. این پدیده یک مشکل پیچیده است که میتواند از ترکیب عوامل بیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی ناشی شود. افسردگی، اضطراب شدید، اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی، یا تجربههای تلخ زندگی همچون از دست دادن عزیزان، شکستهای عاطفی یا مشکلات مالی، از علل رایج خودکشی هستند.
افرادی که به خودکشی فکر میکنند، اغلب احساس ناامیدی عمیق و ناتوانی در یافتن راهحل برای مشکلاتشان دارند. این افکار میتوانند با نشانههایی مانند انزوا، تغییرات شدید در خلقوخو، صحبت مکرر درباره مرگ، یا بخشیدن وسایل شخصی همراه باشند. خودکشی نهتنها بر فرد بلکه بر خانواده، دوستان و جامعه نیز تأثیر عمیقی میگذارد. از این رو، پیشگیری از آن نیازمند آگاهی عمومی، کاهش استیگما پیرامون مشکلات روانی و ارائه حمایتهای مناسب است.
برای کاهش خطر خودکشی، باید به علائم هشداردهنده توجه کرد و فرد را به دریافت کمک حرفهای از روانپزشکان، مشاوران یا مراکز حمایتی تشویق کرد. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و تقویت امید به آینده از جمله راههای مؤثر در پیشگیری هستند. خودکشی قابل پیشگیری است و مداخلهی بهموقع میتواند جانهای بسیاری را نجات دهد.
خودکشی در دین
در تمامی ادیان خودکشی نهی شده و گناه محسوب میشود. باورهای فرهنگی رایج در مورد خودکشی در تمامی کشورها این عمل را یک ضعف تلقی کرده و آن را یک راهحل اشتباه برای فرار از درد میدانند. در ادیان مختلف خودکشی به دلیل آسیب به بدن یک گناه بزرگ محسوب میشود.
زندگی یک موهبت از طرف خدا است و ازبینبردن آن نوعی عدم قدردانی از نعمتهای خدا بهحساب میآید. همین موضوع باعث شده بسیاری از انسانها در زمان مشکلات و فشارهای زندگی از خودکشی و آسیب به خود منصرف شوند.
باورهای غلط و رایج در مورد خودکشی
بسیاری از افرادی که به خود آسیب میزنند توسط اطرافیانشان درک نمیشوند. به این دلیل که برخی باورهای غلط در مورد آسیب به خود و خودکشی وجود دارد که باعث کمتر دیدهشدن علائم خطر میشود. برخی از این باورهای غلط عبارتاند از:
- افرادی که در مورد خودکشی صحبت میکنند، واقعاً این کار را انجام نمیدهند. این باور کاملاً غلط است. بسیاری از افراد قبل از خودکشی سرنخ یا هشدار دادهاند. حتی جملات و اشارات غیرمستقیم به مرگ میتواند از علائم این مشکل باشد. مانند: «وقتی من رفتم پیشمان میشوی»
- هرکسی که سعی میکند خود را بکشد، دیوانه است. این باور هم اشتباه است و بسیاری از این افراد روانپریش یا دیوانه نیستند. بسیاری از آنها ناامید، افسرده، ناراحت و غمگین هستند. این ناراحتی و درد عاطفی لزوماً به معنای بیماری روانی نیست.
- اگر کسی در خودکشی مصمم باشد، هیچچیز مانع او نمیشود. اما واقعیت اینطور نیست. انگیزه پایاندادن به زندگی دائمی نیست. حتی یک فرد بسیار افسرده هم ممکن است، احساسات متغیری نسبت به تمایل به زندگی و مرگ داشته باشد. این افراد بهجای تمایل به مرگ فقط میخواهند، درد را متوقف کنند و این درد از راههای دیگری هم میتواند متوقف شود.
- افرادی که مرگ را انتخاب میکنند، تمایلی به کمکگرفتن از دیگران ندارند. درصورتیکه این موضوع واقعیت ندارد. بسیاری از افراد قبل از خودکشی به دنبال کمک هستند. مطالعات نشان میدهد، بیش از نیمی از قربانیان در ۶ ماه قبل از مرگ به دنبال کمک روانشناس بودهاند.
- صحبت در مورد خودکشی میتواند، به شخص ایده بدهد. این باور غلط است. شما با صحبت در مورد این موضوع به کسی ایده نمیدهید. صحبت صریح و صادقانه در مورد این افکار و احساسات میتواند یک زندگی را نجات دهد.

انواع خودکشی
امیل دورکیم، جامعه شناس برجسته، ۴ نوع اصلی خودکشی را شناسایی کرده است که هر کدام بر اساس رابطه فرد با جامعه انجام میشوند:
- خودکشی خودخواهانه: این نوع آسیبزدن به خود زمانی اتفاق میافتد که فرد احساس انزوا و تنهایی را تجربه میکند. افرادی که احساس میکنند از حمایت دوستان و خانواده جدا شدند ممکن است خودکشی را تنها راه فرار از تنهایی عمیق خود بدانند.
- خودکشی فداکارانه: برخلاف خودکشی خودخواهانه، خودکشی فداکارانه ناشی از ارتباطات اجتماعی بیشازحد قوی است. افراد در چنین مواردی ممکن است زندگی خود را برای یک اتفاق بزرگتر فدا کنند.
- خودکشی آنومیک یا نابهنجار: این اتفاق در دورههای تحولات اجتماعی یا اقتصادی رخ میدهد. تحمل مقدار زیادی استرس، میتواند افراد را به سمت خودکشی به عنوان وسیلهای برای فرار هدایت کند.
- خودکشی سرنوشت ساز: شرایطی مانند بردهداری یا انتظارات شدید اجتماعی میتواند خودکشی را بهعنوان یک گزینه مناسب برای فرار از وضعیت فرد نشان دهد.
علائم اقدام به خودکشی
تمایل به خودکشی با علائم هشداردهنده مانند صحبت در مورد کشتن خود شروع میشود. درصورتیکه در مورد این علائم آگاهی داشته باشید، میتوانید برای درمان و پیشگیری از اتفاق افتادن آن اقدامات لازم را انجام دهید. هر یک از موارد زیر ممکن است زنگ خطری باشد که باید به آن توجه کرد.
البته این نکته را در نظر داشته باشید که این علائم هشداردهنده همیشه وجود ندارند و در افراد مختلف متفاوت هستند. برخی افراد نیت خود را بیان میکنند، درصورتیکه برخی دیگر افکار و احساسات خود را از بقیه مخفی نگه میدارند:
- صحبت در مورد خودکشی: جملاتی مانند «من خودم را میکشم»، «ایکاش من مرده بودم» یا «ایکاش من به دنیا نمیآمدم». یا اینکه فرد ابراز میکند که هیچ دلیلی برای ادامه زندگی ندارد.
- صحبتکردن در مورد احساس تنهایی، ناامیدی و یا گیرافتادن
- تهیه وسایلی برای آسیب به خود مثل نگهداری قرص
- کنارهگیری از اجتماعات و تمایل بهتنهایی زندگی کردن
- احساس اندوه و لذتنبردن از زندگی
- وجود نوسانات خلقی، احساسات شدید و هیجانات در یک روز و دلسردی شدید در روز دیگر
- تمایل به خشونت
- احساس گرفتاری یا ناامیدی در موقعیتهای خاص
- تنظیم وصیتنامه و واگذاری اموال گرانقیمت به اعضای خانواده یا دوستان
- افزایش مصرف الکل یا مواد مخدر
- تغییر روال عادی زندگی از جمله تغییر در الگوی غذا خوردن و خوابیدن مانند افزایش یا کاهش شدید خواب شبانه یا افزایش یا کاهش شدید اشتها و در نتیجه کاهش یا افزایش وزن
- انجام کارهای خطرناک مثل رانندگی بدون احتیاط
- خداحافظی از اطرافیان طوری که انگار دیگر آنها را نخواهد دید
- تغییرات شخصیتی یا اضطراب شدید بهخصوص زمانی که همراه با یکی از علائم ذکر شده قبلی باشد
در صورت مشاهده این علائم با کمکگرفتن از روانشناس میتوانید از اقدام به خودکشی و مرگ جلوگیری کنید.
خطر خودکشی با انواع داروها: علائم خودکشی با قرص
مطالعهای که بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ میلادی انجام شد نشان داد که مسکنها، تببرها، داروهای ضدافسردگی و داروهای ضد روانپریشی بیشترین داروهایی هستند که در خودآزاری استفاده میشود. افراد جوانتر معمولاً در اقدام به خودکشی از داروهای ضدافسردگی استفاده میکنند درحالیکه افراد مسن بیشتر از داروهای خوابآور استفاده میکنند.
در برخی موارد کودکان، نوجوانان و جوانان زیر ۲۵ سال هنگام شروع مصرف داروهای ضدافسردگی بهویژه در چند هفته اول یا هنگام تغییر دوز، با افکار خودکشی مواجه شده یا رفتارهای مربوط به آن در فرد افزایش پیدا میکند. بااینحال به این نکته توجه کنید که داروهای ضدافسردگی در بلندمدت با بهبود خلقوخو احتمال آسیب به خود را کاهش میدهند.
علائم مسمومیت دارویی در سنین مختلف عبارت است از:
- کاهش سطح هوشیاری
- تنگ شدن مردمکها
- مشکلات تنفسی
- کاهش فشارخون
- شلشدن ماهیچهها
- تغییرات خلق
- خوابآلودگی و سرگیجه
- بیقراری
- تهوع و استفراغ
- تشنج
- توهم
علت خودکشی چیست؟
خودکشی ممکن است مربوط به روابط ژنتیکی باشد. در بسیاری از افرادی که خود را میکشند یا افکار کشتن خود را دارند، سابقه خودکشی خانوادگی دیده میشود. روانشناسان مواجهه با شرایط سخت را علت اصلی آسیب به خود میدانند. افراد معمولاً به علت یکی از موارد زیر تمایل به خودکشی پیدا میکنند:
- سابقه اقدام به خودکشی
- اختلال روانی زمینهای و ترومای روحی مانند افسردگی حاد، اختلال استرس پس از سانحه یا اختلال دوقطبی
- تجربه زورگویی یا تبعیض
- انواع مختلف سوءاستفاده از جمله تجاوز، سوءاستفاده خانگی، جسمی یا جسمی
- ازدستدادن یکی از عزیزان
- پایان یک رابطه
- درد یا بیماری جسمی طولانیمدت
- سازگار نشدن با تغییرات بزرگ مثل بازنشستگی یا اخراج
- مشکلات مالی
- مشکلات مسکن از جمله بیخانمانی
- انزوا یا تنهایی
- زندان رفتن
- تجربه موقعیت استرسزا مانند خدمت سربازی یا کنکور
- احساس ناکافی بودن یا شکست در یک مسیر
- اعتیاد به مواد مخدر
- بارداری، زایمان یا افسردگی بعد از زایمان
- مشکوک شدن به هویت جنسی یا جنسیت خود
- فشارهای فرهنگی مانند ازدواج اجباری
- سابقه خانوادگی اختلالات روانی، سوءمصرف مواد، خشونت جسمی یا جنسی
اگر فردی را دیدید که تمایل به خودکشی دارد، با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی یا ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی تماس بگیرید و رایگان مشاوره بگیرید.
دلایل خودکشی در نوجوانان و جوانان
آسیب به خود در کودکان و نوجوانان میتواند، به دلیل رویدادهای استرسزای زندگی باشد. در شرایطی ممکن است خودکشی یه دنبال مشکلات روانی نوجوانان موضوعی غیرقابلحل باشد؛ درصورتیکه آن مشکل برای بزرگسالان بیاهمیت جلوه کند.
شرایطی مانند مشکلات مدرسه یا ازدستدادن دوست میتواند خطر خودکشی نوجوانان را افزایش دهد. در برخی مواقع هم کودک یا نوجوان در شرایط خاصی قرار دارد که مایل به صحبت در مورد آن نیست. اما این عوامل میتوانند یک زنگ خطر باشند. مهمترین علت خودکشی جوانان نیز شرایط استرسزا است. ممکن است این استرس باگذشت زمان افزایش پیدا کند و شرایط حاد شود.
علل خودکشی در افراد مسن
یکی از گروههای سنی که در معرض خطر آسیب به خود به دلیل بیماریهای روحی مانند افسردگی قرار دارند، افراد بالای ۶۵ سال هستند. مهمترین عواملی که میتواند از علل آسیب در این گروه سنی باشد عبارتاند از:
- مرگ یکی از عزیزان، انزوا و تنهایی
- بیماری جسمی، ناتوانی یا درد جسمی
- تغییرات اساسی در زندگی مثل بازنشستگی یا ازدستدادن استقلال
- ازدستدادن هدف در زندگی
متن انگلیسی:
به نقل از سایت my.clevelandclinic
Suicide is death caused by self-harm with the goal of dying.
ترجمه فارسی:
خودکشی نوعی خودآزاری با هدف مرگ است.
بیماری روانی و خودکشی
طبق آماری که از بررسی افراد بهدستآمده است، حدود ۶۰ درصد از کسانی که با آسیب به خود جانشان را ازدستدادهاند، دارای اختلال روانی از جمله افسردگی حاد، اختلال دوقطبی یا دیستمی (افسردگی مداوم) بودند. در افراد جوان علاوه بر افسردگی، اختلال سوءمصرف مواد هم تأثیر گذار است.
طبق دادهها ۲ درصد از افرادی که برای درمان افسردگی به روانشناس مراجعه میکنند خودکشی میکنند. این آمار دررابطهبا افرادی که افسردگی حاد دارند و در بیمارستان بستری شدهاند، ۴ درصد اعلام شده است. در خطر مرگ به دلیل افسردگی تفاوتهای جنسیتی بسیار تأثیرگذار است. به طوری که ۷ درصد از مردان با سابقه افسردگی طولانیمدت بر اثر آسیب به خود جانشان را ازدستدادهاند. آمار خودکشی موفق در زنان با سابقه افسردگی طولانیمدت تنها ۱ درصد است.
بیماری اسکیزوفرنی نیز با آسیب به خود و خودکشی در ارتباط است. این افراد گاهی بدون هیچ علائم قبلی به خود آسیب میزنند. به همین دلیل باید اعضای خانواده، دوستان و روانشناس با آگاهی و دقت کامل رفتار شخص را رصد کنند. این بیماری بیشتر در مردان جوان دیده میشود.

خودکشی با سو مصرف مواد و الکل
۴۰ تا ۶۰ درصد از کسانی که در اثر خودکشی میمیرند در هنگام مرگ مست هستند. خطر خودکشی در مصرفکنندگان مواد مخدر و الکل در مقایسه با افراد عادی بیشتر است و بیشتر در جوانان اتفاق میافتد. مشکلات سوءمصرف الکل و مواد مخدر از چند جهت باعث تقویت افکار آسیب رساندن به خود میشود:
- مسمومیت با مواد مخدر یا الکل ممکن است با افزایش پرخاشگری، اختلال در قضاوت و کاهش مهارتها باعث افزایش خطر خودکشی شود.
- استفاده از موادی مانند الکل باعث افزایش کشندگی برخی از داروها میشود.
- افرادی که به مواد وابسته هستند معمولا دارای تعدادی از عوامل خطر دیگر برای خودکشی مثل بیخانمانی هستند.
- اختلال استفاده از مواد در میان افراد تکانشی (impulsive) و افرادی که رفتارهای پرخطر دارند، باعث خودآزاری میشود.
چه کسانی بیشتر در معرض خطر خودکشی هستند؟
خودکشی تبعیض قائل نیست و میتواند هرکسی را در هر مکان و هر زمانی گرفتار کند. اما عوامل خاصی وجود دارد که میتواند در افزایش خطر خودکشی مؤثر باشد از جمله:
- اقدام قبلی به خودکشی
- افسردگی یا سایر اختلالات روانشناسی و روانپزشکی
- اختلال در مصرف الکل یا مواد مخدر
- سابقه خانوادگی خودکشی
- خشونت خانگی از جمله آزار جسمی یا جنسی و تجاوز
- دیدن خودکشی دیگران
- وقوع رویداد استرسزا در زندگی مانند ازدستدادن شغل، مشکلات مالی، ازدستدادن یکی از عزیزان یا قطع رابطه
- بیماریهای جسمی از جمله دردهای مزمن، سرطان و بیماریهای لاعلاج
- سنین بین ۱۵ تا ۲۴ سال یا بالای ۶۰ سال
اگر شما هم یکی از افراد دستهی بالا هستید و درگیر فکر خودکشی هستید، وقت آن است که با یک روانشناس حرفهای در مورد افکار و احساساتتان صحبت کنید.
اگر کسی خودکشی کرد چه کار کنیم؟
درصورتیکه یکی از عزیزان شما به خود آسیب جدی وارد کرد، سریعاً با تلفن اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید. بههیچوجه بدون نظر افراد متخصص کاری انجام ندهید. ممکن است، هرگونه اقدام غیرتخصصی باعث مرگ شخص شود.
اورژانس برای کمک به شما بهسرعت نیرو اعزام کرده و تا زمان رسیدن نیرو از طریق تلفن راهنماییهای لازم را اعلام میکند. سعی کنید، در این مدتزمان آرامش خود را حفظ کرده و با دقت به سؤالات مسئول مربوطه جواب داده و قدمبهقدم کارهای گفته شده را انجام دهید.
عوارض خودکشی
افکار خودکشی و اقدام به آن آسیبهای عاطفی جدی به دنبال دارد. بهعنوانمثال ممکن است فرد بهقدری در این افکار غرق باشد که نتواند در زندگی خوب عمل کند. در بسیاری از افراد آسیب به خود منجر به مرگ نشده و صدمات جدی و جبرانناپذیری مانند نارسایی اعضای بدن یا آسیب مغزی ایجاد میشود.
علاوه بر عوارضی که برای خود شخص ایجاد میشود، خانواده و اطرافیان هم از این موضوع آسیب میبینند. در این افراد غم، عصبانیت، افسردگی و احساس گناه شایع است. به طور کلی عوارض خودکشی عبارت است از:
- مشکلات سلامت روان
- مشکلات سلامت جسمی
- بیکاری
- انزوای اجتماعی
راه های پیشگیری از خودکشی: چگونه به کسی که قصد خودکشی دارد کمک کنیم؟
اگر در میان اعضای خانواده یا دوستانتان شخصی وجود دارد که احتمال میدهید به خود آسیب وارد کند؛ باید اقداماتی را انجام دهید. درصورتیکه خطر این آسیب زیاد است، حتماً با یک متخصص روانشناس یا روانپزشک صحبت کنید و طبق دستورالعملهای پزشک اقدام کنید. برخی از اقدامات مؤثر در این موضوع ساده اما مؤثر هستند:
- احساسات شخص را جدی بگیرید و بدون قضاوت به حرفهای او گوش دهید
- به خودکشی بهعنوان نشانه کمک نگاه کنید
- سعی کنید صبور و پذیرنده باشید و از مشاجره یا تلاش برای ارائه راهحلهای ساده خودداری کنید
- شخص را تشویق به دریافت کمک کنید
- از احساس شخص در مورد خودکشی سؤال کنید
- این افراد را تنها نگذارید
- در این شرایط راز نگهدار نباشید و فرد را به روان درمانگر معرفی کنید
- وسایل خودکشی را از دسترس او دور کنید
| علائم | علت |
|---|---|
| تهیه وسایلی برای آسیب به خود مثل نگهداری قرص | سابقه اقدام به خودکشی |
| احساس اندوه و لذتنبردن از زندگی | افسردگی حاد |
| نوسانات خلقی | تجربه زورگویی یا تبعیض |
| تمایل به خشونت | ازدستدادن یکی از عزیزان |
نتیجه گیری و راهنمای مراجعه به دکتر
اگر احساس میکنید، تمایل به خودکشی دارید یا علائم ذکر شده مربوط به خودکشی در اطرافیانتان وجود دارد، حتماً با یک دوست یا فردی نزدیک تماس بگیرید و از او کمک بخواهید. یکی از اقدامات مهم و مؤثر، مشاوره با بهترین دکتر روانشناس ایران یا بهترین دکتر روانپزشک ایران است. روانشناس خوب برای خودکشی با ارزیابی شخص علت خودکشی را شناسایی کرده و درمان لازم را شروع میکند. برای مشاوره با بهترین روانشناسان میتوانید، به سایت دکترتو مراجعه کرده و برای شروع درمان وقت بگیرید.
دکترتو مراقب سلامتی شماست!
کاش هیچ وقت،هیشکی به مرحله ناامیدی و خودکشی نرسه،خیلی بده،ازیه طرف بخاطر اینکه به خانواده آسیب نرسه نمیتونی خودتو بکشی ازیه طرف هرروز داری میمیری، تموم افسردگیها منشأ از کوچیکیمان داره،به امید روزی که انقد زجه نزنیم و گریه نکنیم تو خلوت و مرده باشیم و امیدوارم روحمون به آرامش برسه.
سلام. ممنونم
در چنین شرایط سختی که احساس ناامیدی عمیق میکنید، مهمترین قدم پذیرش نیاز به کمک تخصصی است. توصیه میکنم حتماً و بدون معطلی به یک روانپزشک یا روانشناس بالینی مراجعه کنید تا با همراهی حرفهای و درمان مناسب، بتوانید این درد را کاهش دهید و به آرامش نزدیکتر شوید. شما تنها نیستید و با پشتیبانی درست، امکان بهبود و یافتن امید مجدد وجود دارد.
سلام من ۱۷ سالمه خیلی تنهام.از قیافم بدم میاد متنفرم تو تحصیلم شکست خوردم پدر مادرمم بی پولن دیگه نمیخوام زنده باشم هیچ رفیقی ندارم از خودم متنفرم
سلام بر شما
میفهمیم که تحمل این احساسات چقدر سخت است اما این احساسها قابلیت حل شدن دارند. با کسی که به او اعتماد دارید یا روانشناس صحبت کنید. صحبت با روانشناس امن بسیار کمککننده است.
دکتر روانشناس
امشب شب تولدم بود،ازمردادماه،کسی ک دوسش،داشتم ترکم کرد،من تهران بودم واون بروجردمن رفتم باخانوادشم حرف زدم،امارهام کرد،یهورفتم توی تنهاییم،انزوا.ازطرفیم یکساله بیکارم،هرجورکاریوبگین رفتم ورزومه دادم وکسی قبولم نکرد،ازرفیقام جداشدم وانگاروجودندارم وکسی سراغمونمیگیره،برای خانوادمم اصلامهم نیستم،امشب ک تولدم بودکسی ب روی خودش نیاورد.
خیلی دعاکردم،نمازخوندم،قران خوندم،گریه کردم،کارم شده گریه وناله ب درگاه خدا،اماانگاروجودنداره.
هرراهی ک هرادمی گفت امتحان کردم امانشدکه بشه.
خیلی دوسش داشتم،امااون رفت چون دلش،بایکی دیگه بود،فکرمیکردم امشب بهم پیام میده،امانه نداد:)
امشب رفتم تو۲۴سالگی.
اماهرشب ب خدامیگم خدایامنوازاین دنیاببر.
ب خودکشیم خیلی فکرمیکنم،دلمم میخوادفرارکنم وبرم یه گوشه ای تنهاودورازهمه ی ادمازندگی کنم اماپول ندارم.
پول مشاوره ام ندارم.
فقط خستم خیلی،دلم میخوادبمیرم وهمه چی تموم،بشه.
این عشق توی وجودم بمیره:)
سلام. اول از همه، تولدتون مبارک. میدونم این کلمات در این شرایط شاید آرومتون نکنن، اما واقعاً بهتون تبریک میگم که تا اینجا اومدین و با اینهمه درد، هنوز نفس میکشید. این نشوندهنده قدرت زیادی تو وجودته. از دست دادن عشق، احساس طردشدگی، بیکاری و انزوا — واقعاً طاقتسوزه. این احساس که هیچکس تو رو نمیبینه یا وجودت مهم نیست، یکی از سنگینترین بارهای روحیه. ولی حقیقت اینه که تو تنها نیستی؛ خیلیها این تاریکی رو تجربه میکنن، حتی اگر نشون ندن.
فکر خودکشی یه فریاد کمکخواهیِ روح خستهست، نه یه راه حل.
برای لحظهای هم که شده، فرار به تنهایی رو فراموش کنین. الان نیاز به یک دست کمککننده داری، نه فرار. قدم بعدی میتونه مراجعه به یک مرکز خدمات روانی دولتی یا دانشگاهی باشه که هزینه بسیار کم یا رایگان دارن.
امشب سختترین شب سالتون بود، اما صبح فردا یه روز جدید شروع میشه. لطفاً به خودت یه فرصت دیگه بده.
امشب شب تولدم بود،ازمردادماه،کسی ک دوسش،داشتم ترکم کرد،من تهران بودم واون بروجردمن رفتم باخانوادشم حرف زدم،امارهام کرد،یهورفتم توی تنهاییم،انزوا.ازطرفیم یکساله بیکارم،هرجورکاریوبگین رفتم ورزومه دادم وکسی قبولم نکرد،ازرفیقام جداشدم وانگاروجودندارم وکسی سراغمونمیگیره،برای خانوادمم اصلامهم نیستم،امشب ک تولدم بودکسی ب روی خودش نیاورد.
خیلی دعاکردم،نمازخوندم،قران خوندم،گریه کردم،کارم شده گریه وناله ب درگاه خدا،اماانگاروجودنداره.
هرراهی ک هرادمی گفت امتحان کردم امانشدکه بشه.
خیلی دوسش داشتم،امااون رفت چون دلش،بایکی دیگه بود،فکرمیکردم امشب بهم پیام میده،امانه نداد:)
امشب رفتم تو۲۴سالگی.
اماهرشب ب خدامیگم خدایامنوازاین دنیاببر.
ب خودکشیم خیلی فکرمیکنم،دلمم میخوادفرارکنم وبرم یه گوشه ای تنهاودورازهمه ی ادمازندگی کنم اماپول ندارم.
پول مشاوره ام ندارم.
فقط خستم خیلی،دلم میخوادبمیرم وهمه چی تموم،بشه.
این عشق توی وجودم بمیره:)
سلام امیرم ۱۷سالمه توی این سال هایی که زندگی کردم خیلی زجر کشیدم مشکلات خانوادگی سرکار فشار امتحانات نهایی و درس خوندن هیچ دوستی ندارم هیچ تفریحی ندارم فشار عصبی زیادی رومه زود عصبی میشم استرس و اضطراب شدید دارم قرص مصرف میکنم هیچ دلخوشی به زندگی ندارم نمیتونم تمرکز کنم درس بخونم سر درد تپش قلب سردی دست و پا از ۱۳سالگی سر کار میرم آرزو هایی داشتم که همش از بین رفت داشتن ی کنسول بازی ی گوشی خوب که اکثر دوستام داشتن منزوی ام
سلام امیرم ۱۷سالمه توی این سال هایی که زندگی کردم خیلی زجر کشیدم مشکلات خانوادگی سرکار فشار امتحانات نهایی و درس خوندن هیچ دوستی ندارم هیچ تفریحی ندارم فشار عصبی زیادی رومه زود عصبی میشم استرس و اضطراب شدید دارم قرص مصرف میکنم هیچ دلخوشی به زندگی ندارم نمیتونم تمرکز کنم درس بخونم سر درد تپش قلب سردی دست و پا از ۱۳سالگی سر کار میرم آرزو هایی داشتم که همش از بین رفت داشتن ی کنسول بازی ی گوشی خوب که اکثر دوستام داشتن منزوی ام قدرت تکلمم خوب نیست لهجه دارم و وقتی حرف میزنم خجالت میکشم
سلام امیر عزیز، حرفهای شما نشان میدهد که بار سنگینی را به دوش میکشید و این کاملاً قابل درک است. با این حجم از فشار، طبیعی است که احساس خستگی و ناامیدی کنی. مهم است بدانی که این احساسات و شرایط، نتیجه مقاومت و تحمل بالای تو در این سالهاست، نه ضعف.
قدم بعدی و ضروری، صحبت با یک روانشناس یا روانپزشک متخصص نوجوانان است. آنها میتوانند به تو کمک کنند تا مهارتهای مقابله با استرس را یاد بگیری، تمرکزت را بهبود ببخشی و بار فشارها را سبکتر کنی. این حمایت تخصصی میتواند نقطه شروعی برای ساختن شرایط بهتر باشد. تو لایق زندگی آرامتر و شادتری هستی.
روانشناس خوب
سلام، من خیلی درد ورنج کشیدم، سالها بدون جا مکان بودم ، پدر مادرم فوت کردن، هر کسی هر چند ماهی بمن جا داد، و الان رسیدم ته خط، حتی انگیزه ندارم برم غذایی برای خودم بخرم بخورم،این چندروز اخر بدون خرید خوراک فقط موندم تا بمیرم، خیلی برام سخت گذشت سالها ،رسبدم به بن بست، وجودش ندارم خودکشی کنم ولی میدونم زورای آخرمه، دلم تنگه خانواده برادر خواهرام ووو دوستانی که بهم تا اینجا لطف کردن میشه،ولی هیچ راه حلی وحودنداره غیر مردن و خودکشی
سلام. از ته قلب متأسفم که چنین دوران سختی را پشت سر میگذارید و این احساس تنهایی و بنبست را تجربه میکنید. این درد و رنجی که توصیف میکنید، واقعی و بسیار سنگین است.
حتی یک تماس ساده با یک دویت یا رفیق میتواند دریچهای برای شروع مسیر کمک و بهبود باشد. جان شما بسیار ارزشمند است و شایسته دریافت حمایت و آرامش است
در چنین شرایطی، اولین و ضروریترین قدم، دریافت کمک فوری از یک متخصص سلامت روان، مانند روانپزشک یا روانشناس است. آنها میتوانند در مدیریت این لحظات بسیار دشوار و یافتن امید و راهحل، همراه شما باشند. شما تنها نیستید و این احساس که به ته خط رسیدهاید، میتواند با حمایت درست بهبود یابد.
کنکور لعنتی امیدمو گرفته … مقایسه بی اندازه خانواده حجم درسا نتایج ازمونا عقب افتادگی های درسی امتحانات مدرسه و هزار چیز دیگه …. دیگه نمی تونم … چندین بار این فکر به سرم زده و هر سری یجور ادامه دادم ولی این سری حتی امیدی هم ندارم و میخوام زودتر تموم بشه …. بخاطر مقایسه و فشار های زیاد افسردگی گرفتم ولی سعی میکنم کسی چیزی نفهمه که بهم نگن مریض ….. فقط نگران عذاب الهیم …. وگرنه دیگه هیچی برام مهم نیست….
مینای عزیز این حرفهای شما، ترکیب بسیار سنگینی از استرس، اضطراب، افسردگی و فشار روانیه که در شرایط کنکور برای برخی پیش میآد. احساس درماندگی این نشانه “مریض بودن” نیست، بلکه نشانه زیر بار سنگینی رفتن است که از عهده هر انسانی خارج است.
اولین و ضروریترین قدم، صحبت کردن با یک روانشناس یا مشاور است. آنجا مکانی امن است و کسی قضاوتت نمیکند. آنها دقیقاً برای کمک در چنین موقعیتهایی آموزش دیدهاند. در کنار آن، اگر امکانش هست، صحبت با یک فرد قابل اعتماد در خانواده (حتی اگر فکر میکنی متوجه نمیشوند) یا یک مشاور مدرسه میتواند نقطه شروعی برای کاهش فشار باشد.
روانشناس خوب
سلام من پسرم 16 سالمه
و بگم پدرومادر بزرگم با ما زندگی میکنن و بچگی خیلی عجیبی داشتم و پر از دعوا و کتک و فحش
و نتیجه شد کلی استرس و حملات پانیک برام درست کرد که تا الان درگیر آنها هستم و حقيقتا درسته زندگی نسبتا خوبی داریم و همیشه تو خونه ما کلی دعوا و فحش هستش و هیچوقت روز آرومی نداشتم و همه خوانوادم عقده ای و تیکه عصبی دارن که متاسفانه ارثی هستش و فقط به من ارث نرسیده.
من همیشه ساکت بودم و دربارهی مسخره کردن ویا کتک زدن آنها همیشه ساکت بودم
ولی چیز عجیب که من داشتم همیشه درون من امید بود که الان رفته و دیگه صبر و امید من قطع شده.
چون من تنها امیدی که داشتم
من از یک دختری خوشم آمده بوده و بهش گفتم و منو رد کرد و الان حقيقتا هیچ حال خوبی ندارم و افسردگی خیلی بدی گرفتم
من همیشه برای کم کردن استرس یا حملات پانیک قرص کدئین میخوردم یا سیگار میکشدم و بعضی اوقات الکل
ولی الان هیچ فایده نداره
مصرف من زیادت تر شد ولی اصلا دیگه آروم نمیشم
و هروز دارم درد میکشم و هروز به خودم میگم تنها راه فرار از این درد خودکشی هستش
و حقيقتا بابام تفنگ داره و خیلی دارم فکر میکنم خودم رو خلاص کنم
سلام. واقعاً میفهمم چه فشار و درد روانی را تجربه میکنید و این حس که هیچ راهی ندارید، خیلی سنگین است، اما مهم است بدانید که شرایط فعلی شما موقت است و درمان میتواند اثر واقعی داشته باشد. حملات پانیک، افسردگی و استرس طولانیمدت با دارو و رواندرمانی قابل کنترل هستند و بسیاری از افرادی که تجربه شرایط شبیه شما را داشتهاند، حالا زندگی عادی و پر امیدی دارند.
به علاوه، اینکه شما متوجه رفتارهای خانواده و واکنشهای خودتان هستید یعنی قدرت خودآگاهی بالایی دارید و این بزرگترین قدم برای تغییر است. راههای سالمی برای آرامش وجود دارد؛ تکنیکهای تنفس عمیق، ورزش سبک، برنامه منظم خواب و ارتباط با یک مشاور میتواند آرامش شما را کمکم بازگرداند.
امیدتان را از دست ندهید، این مرحله سخت است ولی گذراست، و کمک گرفتن از متخصص، واقعاً میتواند زندگی شما را به حالت بهتری برگرداند. حتی گامهای کوچک روزانه مثل صحبت با یک مشاور یا نوشتن احساساتتان، اثر بزرگ روی آرامش ذهنی دارد. شما تنها نیستید و راهی برای بهتر شدن هست.
متخصص روانپزشک
سلام.
پسری ۱۷ ساله هستم. از یک خانواده متوسط با محدودیتها و مشکلات مالی و خانوادگی. از ۱۵ سالگی به منظور جبران عقدهها و حقارتها، به مطالعه فلسفه و علم پرداختم. با مطالعه در زمینه زیستشناسی تکاملی و بیوشیمی و فیزیک، به این نتیجه رسیدم که در نهایت یک ماشین پیچیده شیمیایی حامل اطلاعات ژنتیکی برای تکثیر هستم! و به پوچ بودن زندگی، اخلاق و مفاهیم انسانی رسیدم. به جبرگرایی اعتقاد پیدا کردم. هیچ امید خاصی ندارم و رمقی برای ادامه دادن در وجودم نیست و مشکلات خانوادگی و مالی نیز بسیار مرا آزار میدهد. دوستان زیادی نیز ندارم. اگر امکان دارد بنده را راهنمایی کنید، زیرا مدت زیادی است که به طور جدی به مرگ و نیستی و برنامهریزی برای تحقق آن در آینده فکر میکنم، سپاسگزارم، با آرزوی نیکبختی.
سلام. حرفهایی که زدید نشان میدهد فشار روانی بسیار شدیدی را تحمل میکنید و اینکه به مرگ فکر میکنید نشانه ضعف نیست، نشانه این است که به کمک فوری نیاز دارید. نگاه علمی به انسان درست است، اما نتیجهگیری «پوچیِ الزامآور» تنها تفسیر ممکن نیست؛ مغزِ در رنج، معنا و امید را موقتاً خاموش میکند و این حالت با درمان قابل تغییر است. لطفاً این را تنها نگذرانید و هرچه زودتر با روانپزشک یا روانشناس بالینی صحبت کنید؛ درمان میتواند افکار جبرگرایانه و ناامیدی را بهطور واقعی کاهش دهد.
روانشناس خوب