فهرست مطالب
خلاصه این مطلب را در این پادکست گوش دهید:
ادامه این پادکست را میتوانید در این بخش گوش دهید:
خودکشی یکی از مهمترین مشکلات بهداشت اجتماعی و از ۱۰ علت اصلی مرگ در جهان شناخته میشود. شاید بتوان گفت خودکشی سختترین واکنش به موقعیتهای استرسزای زندگی است که میتواند افراد را در هر سنی تحت تاثیر قرار دهد. شناخت علائم هشداردهنده آن و شروع درمان حرفهای بهترین مسیر برای کنترل افکار مربوط به خودکشی هستند. اگر دچار چنین مشکلی هستید یا کسی از اطرافیانتان درگیر این افکار است، هرچه زودتر به روانشناس مراجعه کنید و مسیر درمانی خود را شروع کنید. در وبسایت دکترتو میتوانید لیستی از بهترین روانشناسان و روانپزشکان کشور را ببینید و نسبت به تعیین وقت ویزیت حضوری از روانشناس یا روانپزشک مورد نظرتان اقدام کنید.
درک خودکشی: خودکشی چیست؟
خودکشی به معنای اقدام آگاهانه برای پایان دادن به زندگی خود است که معمولاً در نتیجهی فشارهای روانی، اجتماعی یا مشکلات حلنشده رخ میدهد. این پدیده یک مشکل پیچیده است که میتواند از ترکیب عوامل بیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی ناشی شود. افسردگی، اضطراب شدید، اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی، یا تجربههای تلخ زندگی همچون از دست دادن عزیزان، شکستهای عاطفی یا مشکلات مالی، از علل رایج خودکشی هستند.
افرادی که به خودکشی فکر میکنند، اغلب احساس ناامیدی عمیق و ناتوانی در یافتن راهحل برای مشکلاتشان دارند. این افکار میتوانند با نشانههایی مانند انزوا، تغییرات شدید در خلقوخو، صحبت مکرر درباره مرگ، یا بخشیدن وسایل شخصی همراه باشند. خودکشی نهتنها بر فرد بلکه بر خانواده، دوستان و جامعه نیز تأثیر عمیقی میگذارد. از این رو، پیشگیری از آن نیازمند آگاهی عمومی، کاهش استیگما پیرامون مشکلات روانی و ارائه حمایتهای مناسب است.
برای کاهش خطر خودکشی، باید به علائم هشداردهنده توجه کرد و فرد را به دریافت کمک حرفهای از روانپزشکان، مشاوران یا مراکز حمایتی تشویق کرد. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و تقویت امید به آینده از جمله راههای مؤثر در پیشگیری هستند. خودکشی قابل پیشگیری است و مداخلهی بهموقع میتواند جانهای بسیاری را نجات دهد.
خودکشی در دین
در تمامی ادیان خودکشی نهی شده و گناه محسوب میشود. باورهای فرهنگی رایج در مورد خودکشی در تمامی کشورها این عمل را یک ضعف تلقی کرده و آن را یک راهحل اشتباه برای فرار از درد میدانند. در ادیان مختلف خودکشی به دلیل آسیب به بدن یک گناه بزرگ محسوب میشود.
زندگی یک موهبت از طرف خدا است و ازبینبردن آن نوعی عدم قدردانی از نعمتهای خدا بهحساب میآید. همین موضوع باعث شده بسیاری از انسانها در زمان مشکلات و فشارهای زندگی از خودکشی و آسیب به خود منصرف شوند.
باورهای غلط و رایج در مورد خودکشی
بسیاری از افرادی که به خود آسیب میزنند توسط اطرافیانشان درک نمیشوند. به این دلیل که برخی باورهای غلط در مورد آسیب به خود و خودکشی وجود دارد که باعث کمتر دیدهشدن علائم خطر میشود. برخی از این باورهای غلط عبارتاند از:
- افرادی که در مورد خودکشی صحبت میکنند، واقعاً این کار را انجام نمیدهند. این باور کاملاً غلط است. بسیاری از افراد قبل از خودکشی سرنخ یا هشدار دادهاند. حتی جملات و اشارات غیرمستقیم به مرگ میتواند از علائم این مشکل باشد. مانند: «وقتی من رفتم پیشمان میشوی»
- هرکسی که سعی میکند خود را بکشد، دیوانه است. این باور هم اشتباه است و بسیاری از این افراد روانپریش یا دیوانه نیستند. بسیاری از آنها ناامید، افسرده، ناراحت و غمگین هستند. این ناراحتی و درد عاطفی لزوماً به معنای بیماری روانی نیست.
- اگر کسی در خودکشی مصمم باشد، هیچچیز مانع او نمیشود. اما واقعیت اینطور نیست. انگیزه پایاندادن به زندگی دائمی نیست. حتی یک فرد بسیار افسرده هم ممکن است، احساسات متغیری نسبت به تمایل به زندگی و مرگ داشته باشد. این افراد بهجای تمایل به مرگ فقط میخواهند، درد را متوقف کنند و این درد از راههای دیگری هم میتواند متوقف شود.
- افرادی که مرگ را انتخاب میکنند، تمایلی به کمکگرفتن از دیگران ندارند. درصورتیکه این موضوع واقعیت ندارد. بسیاری از افراد قبل از خودکشی به دنبال کمک هستند. مطالعات نشان میدهد، بیش از نیمی از قربانیان در ۶ ماه قبل از مرگ به دنبال کمک روانشناس بودهاند.
- صحبت در مورد خودکشی میتواند، به شخص ایده بدهد. این باور غلط است. شما با صحبت در مورد این موضوع به کسی ایده نمیدهید. صحبت صریح و صادقانه در مورد این افکار و احساسات میتواند یک زندگی را نجات دهد.
انواع خودکشی
امیل دورکیم، جامعه شناس برجسته، ۴ نوع اصلی خودکشی را شناسایی کرده است که هر کدام بر اساس رابطه فرد با جامعه انجام میشوند:
- خودکشی خودخواهانه: این نوع آسیبزدن به خود زمانی اتفاق میافتد که فرد احساس انزوا و تنهایی را تجربه میکند. افرادی که احساس میکنند از حمایت دوستان و خانواده جدا شدند ممکن است خودکشی را تنها راه فرار از تنهایی عمیق خود بدانند.
- خودکشی فداکارانه: برخلاف خودکشی خودخواهانه، خودکشی فداکارانه ناشی از ارتباطات اجتماعی بیشازحد قوی است. افراد در چنین مواردی ممکن است زندگی خود را برای یک اتفاق بزرگتر فدا کنند.
- خودکشی آنومیک یا نابهنجار: این اتفاق در دورههای تحولات اجتماعی یا اقتصادی رخ میدهد. تحمل مقدار زیادی استرس، میتواند افراد را به سمت خودکشی به عنوان وسیلهای برای فرار هدایت کند.
- خودکشی سرنوشت ساز: شرایطی مانند بردهداری یا انتظارات شدید اجتماعی میتواند خودکشی را بهعنوان یک گزینه مناسب برای فرار از وضعیت فرد نشان دهد.
علائم اقدام به خودکشی
تمایل به خودکشی با علائم هشداردهنده مانند صحبت در مورد کشتن خود شروع میشود. درصورتیکه در مورد این علائم آگاهی داشته باشید، میتوانید برای درمان و پیشگیری از اتفاق افتادن آن اقدامات لازم را انجام دهید. هر یک از موارد زیر ممکن است زنگ خطری باشد که باید به آن توجه کرد.
البته این نکته را در نظر داشته باشید که این علائم هشداردهنده همیشه وجود ندارند و در افراد مختلف متفاوت هستند. برخی افراد نیت خود را بیان میکنند، درصورتیکه برخی دیگر افکار و احساسات خود را از بقیه مخفی نگه میدارند:
- صحبت در مورد خودکشی: جملاتی مانند «من خودم را میکشم»، «ایکاش من مرده بودم» یا «ایکاش من به دنیا نمیآمدم». یا اینکه فرد ابراز میکند که هیچ دلیلی برای ادامه زندگی ندارد.
- صحبتکردن در مورد احساس تنهایی، ناامیدی و یا گیرافتادن
- تهیه وسایلی برای آسیب به خود مثل نگهداری قرص
- کنارهگیری از اجتماعات و تمایل بهتنهایی زندگی کردن
- احساس اندوه و لذتنبردن از زندگی
- وجود نوسانات خلقی، احساسات شدید و هیجانات در یک روز و دلسردی شدید در روز دیگر
- تمایل به خشونت
- احساس گرفتاری یا ناامیدی در موقعیتهای خاص
- تنظیم وصیتنامه و واگذاری اموال گرانقیمت به اعضای خانواده یا دوستان
- افزایش مصرف الکل یا مواد مخدر
- تغییر روال عادی زندگی از جمله تغییر در الگوی غذا خوردن و خوابیدن مانند افزایش یا کاهش شدید خواب شبانه یا افزایش یا کاهش شدید اشتها و در نتیجه کاهش یا افزایش وزن
- انجام کارهای خطرناک مثل رانندگی بدون احتیاط
- خداحافظی از اطرافیان طوری که انگار دیگر آنها را نخواهد دید
- تغییرات شخصیتی یا اضطراب شدید بهخصوص زمانی که همراه با یکی از علائم ذکر شده قبلی باشد
در صورت مشاهده این علائم با کمکگرفتن از روانشناس میتوانید از اقدام به خودکشی و مرگ جلوگیری کنید.
خطر خودکشی با انواع داروها: علائم خودکشی با قرص
مطالعهای که بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ میلادی انجام شد نشان داد که مسکنها، تببرها، داروهای ضدافسردگی و داروهای ضد روانپریشی بیشترین داروهایی هستند که در خودآزاری استفاده میشود. افراد جوانتر معمولاً در اقدام به خودکشی از داروهای ضدافسردگی استفاده میکنند درحالیکه افراد مسن بیشتر از داروهای خوابآور استفاده میکنند.
در برخی موارد کودکان، نوجوانان و جوانان زیر ۲۵ سال هنگام شروع مصرف داروهای ضدافسردگی بهویژه در چند هفته اول یا هنگام تغییر دوز، با افکار خودکشی مواجه شده یا رفتارهای مربوط به آن در فرد افزایش پیدا میکند. بااینحال به این نکته توجه کنید که داروهای ضدافسردگی در بلندمدت با بهبود خلقوخو احتمال آسیب به خود را کاهش میدهند.
علائم مسمومیت دارویی در سنین مختلف عبارت است از:
- کاهش سطح هوشیاری
- تنگ شدن مردمکها
- مشکلات تنفسی
- کاهش فشارخون
- شلشدن ماهیچهها
- تغییرات خلق
- خوابآلودگی و سرگیجه
- بیقراری
- تهوع و استفراغ
- تشنج
- توهم
علت خودکشی چیست؟
خودکشی ممکن است مربوط به روابط ژنتیکی باشد. در بسیاری از افرادی که خود را میکشند یا افکار کشتن خود را دارند، سابقه خودکشی خانوادگی دیده میشود. روانشناسان مواجهه با شرایط سخت را علت اصلی آسیب به خود میدانند. افراد معمولاً به علت یکی از موارد زیر تمایل به خودکشی پیدا میکنند:
- سابقه اقدام به خودکشی
- اختلال روانی زمینهای و ترومای روحی مانند افسردگی حاد، اختلال استرس پس از سانحه یا اختلال دوقطبی
- تجربه زورگویی یا تبعیض
- انواع مختلف سوءاستفاده از جمله تجاوز، سوءاستفاده خانگی، جسمی یا جسمی
- ازدستدادن یکی از عزیزان
- پایان یک رابطه
- درد یا بیماری جسمی طولانیمدت
- سازگار نشدن با تغییرات بزرگ مثل بازنشستگی یا اخراج
- مشکلات مالی
- مشکلات مسکن از جمله بیخانمانی
- انزوا یا تنهایی
- زندان رفتن
- تجربه موقعیت استرسزا مانند خدمت سربازی یا کنکور
- احساس ناکافی بودن یا شکست در یک مسیر
- اعتیاد به مواد مخدر
- بارداری، زایمان یا افسردگی بعد از زایمان
- مشکوک شدن به هویت جنسی یا جنسیت خود
- فشارهای فرهنگی مانند ازدواج اجباری
- سابقه خانوادگی اختلالات روانی، سوءمصرف مواد، خشونت جسمی یا جنسی
اگر فردی را دیدید که تمایل به خودکشی دارد، با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی یا ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی تماس بگیرید و رایگان مشاوره بگیرید.
دلایل خودکشی در نوجوانان و جوانان
آسیب به خود در کودکان و نوجوانان میتواند، به دلیل رویدادهای استرسزای زندگی باشد. در شرایطی ممکن است خودکشی یه دنبال مشکلات روانی نوجوانان موضوعی غیرقابلحل باشد؛ درصورتیکه آن مشکل برای بزرگسالان بیاهمیت جلوه کند.
شرایطی مانند مشکلات مدرسه یا ازدستدادن دوست میتواند خطر خودکشی نوجوانان را افزایش دهد. در برخی مواقع هم کودک یا نوجوان در شرایط خاصی قرار دارد که مایل به صحبت در مورد آن نیست. اما این عوامل میتوانند یک زنگ خطر باشند. مهمترین علت خودکشی جوانان نیز شرایط استرسزا است. ممکن است این استرس باگذشت زمان افزایش پیدا کند و شرایط حاد شود.
علل خودکشی در افراد مسن
یکی از گروههای سنی که در معرض خطر آسیب به خود به دلیل بیماریهای روحی مانند افسردگی قرار دارند، افراد بالای ۶۵ سال هستند. مهمترین عواملی که میتواند از علل آسیب در این گروه سنی باشد عبارتاند از:
- مرگ یکی از عزیزان، انزوا و تنهایی
- بیماری جسمی، ناتوانی یا درد جسمی
- تغییرات اساسی در زندگی مثل بازنشستگی یا ازدستدادن استقلال
- ازدستدادن هدف در زندگی
متن انگلیسی:
به نقل از سایت my.clevelandclinic
Suicide is death caused by self-harm with the goal of dying.
ترجمه فارسی:
خودکشی نوعی خودآزاری با هدف مرگ است.
بیماری روانی و خودکشی
طبق آماری که از بررسی افراد بهدستآمده است، حدود ۶۰ درصد از کسانی که با آسیب به خود جانشان را ازدستدادهاند، دارای اختلال روانی از جمله افسردگی حاد، اختلال دوقطبی یا دیستمی (افسردگی مداوم) بودند. در افراد جوان علاوه بر افسردگی، اختلال سوءمصرف مواد هم تأثیر گذار است.
طبق دادهها ۲ درصد از افرادی که برای درمان افسردگی به روانشناس مراجعه میکنند خودکشی میکنند. این آمار دررابطهبا افرادی که افسردگی حاد دارند و در بیمارستان بستری شدهاند، ۴ درصد اعلام شده است. در خطر مرگ به دلیل افسردگی تفاوتهای جنسیتی بسیار تأثیرگذار است. به طوری که ۷ درصد از مردان با سابقه افسردگی طولانیمدت بر اثر آسیب به خود جانشان را ازدستدادهاند. آمار خودکشی موفق در زنان با سابقه افسردگی طولانیمدت تنها ۱ درصد است.
بیماری اسکیزوفرنی نیز با آسیب به خود و خودکشی در ارتباط است. این افراد گاهی بدون هیچ علائم قبلی به خود آسیب میزنند. به همین دلیل باید اعضای خانواده، دوستان و روانشناس با آگاهی و دقت کامل رفتار شخص را رصد کنند. این بیماری بیشتر در مردان جوان دیده میشود.
خودکشی با سو مصرف مواد و الکل
۴۰ تا ۶۰ درصد از کسانی که در اثر خودکشی میمیرند در هنگام مرگ مست هستند. خطر خودکشی در مصرفکنندگان مواد مخدر و الکل در مقایسه با افراد عادی بیشتر است و بیشتر در جوانان اتفاق میافتد. مشکلات سوءمصرف الکل و مواد مخدر از چند جهت باعث تقویت افکار آسیب رساندن به خود میشود:
- مسمومیت با مواد مخدر یا الکل ممکن است با افزایش پرخاشگری، اختلال در قضاوت و کاهش مهارتها باعث افزایش خطر خودکشی شود.
- استفاده از موادی مانند الکل باعث افزایش کشندگی برخی از داروها میشود.
- افرادی که به مواد وابسته هستند معمولا دارای تعدادی از عوامل خطر دیگر برای خودکشی مثل بیخانمانی هستند.
- اختلال استفاده از مواد در میان افراد تکانشی (impulsive) و افرادی که رفتارهای پرخطر دارند، باعث خودآزاری میشود.
چه کسانی بیشتر در معرض خطر خودکشی هستند؟
خودکشی تبعیض قائل نیست و میتواند هرکسی را در هر مکان و هر زمانی گرفتار کند. اما عوامل خاصی وجود دارد که میتواند در افزایش خطر خودکشی مؤثر باشد از جمله:
- اقدام قبلی به خودکشی
- افسردگی یا سایر اختلالات روانشناسی و روانپزشکی
- اختلال در مصرف الکل یا مواد مخدر
- سابقه خانوادگی خودکشی
- خشونت خانگی از جمله آزار جسمی یا جنسی و تجاوز
- دیدن خودکشی دیگران
- وقوع رویداد استرسزا در زندگی مانند ازدستدادن شغل، مشکلات مالی، ازدستدادن یکی از عزیزان یا قطع رابطه
- بیماریهای جسمی از جمله دردهای مزمن، سرطان و بیماریهای لاعلاج
- سنین بین ۱۵ تا ۲۴ سال یا بالای ۶۰ سال
اگر شما هم یکی از افراد دستهی بالا هستید و درگیر فکر خودکشی هستید، وقت آن است که با یک روانشناس حرفهای در مورد افکار و احساساتتان صحبت کنید.
اگر کسی خودکشی کرد چه کار کنیم؟
درصورتیکه یکی از عزیزان شما به خود آسیب جدی وارد کرد، سریعاً با تلفن اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید. بههیچوجه بدون نظر افراد متخصص کاری انجام ندهید. ممکن است، هرگونه اقدام غیرتخصصی باعث مرگ شخص شود.
اورژانس برای کمک به شما بهسرعت نیرو اعزام کرده و تا زمان رسیدن نیرو از طریق تلفن راهنماییهای لازم را اعلام میکند. سعی کنید، در این مدتزمان آرامش خود را حفظ کرده و با دقت به سؤالات مسئول مربوطه جواب داده و قدمبهقدم کارهای گفته شده را انجام دهید.
عوارض خودکشی
افکار خودکشی و اقدام به آن آسیبهای عاطفی جدی به دنبال دارد. بهعنوانمثال ممکن است فرد بهقدری در این افکار غرق باشد که نتواند در زندگی خوب عمل کند. در بسیاری از افراد آسیب به خود منجر به مرگ نشده و صدمات جدی و جبرانناپذیری مانند نارسایی اعضای بدن یا آسیب مغزی ایجاد میشود.
علاوه بر عوارضی که برای خود شخص ایجاد میشود، خانواده و اطرافیان هم از این موضوع آسیب میبینند. در این افراد غم، عصبانیت، افسردگی و احساس گناه شایع است. به طور کلی عوارض خودکشی عبارت است از:
- مشکلات سلامت روان
- مشکلات سلامت جسمی
- بیکاری
- انزوای اجتماعی
راه های پیشگیری از خودکشی: چگونه به کسی که قصد خودکشی دارد کمک کنیم؟
اگر در میان اعضای خانواده یا دوستانتان شخصی وجود دارد که احتمال میدهید به خود آسیب وارد کند؛ باید اقداماتی را انجام دهید. درصورتیکه خطر این آسیب زیاد است، حتماً با یک متخصص روانشناس یا روانپزشک صحبت کنید و طبق دستورالعملهای پزشک اقدام کنید. برخی از اقدامات مؤثر در این موضوع ساده اما مؤثر هستند:
- احساسات شخص را جدی بگیرید و بدون قضاوت به حرفهای او گوش دهید
- به خودکشی بهعنوان نشانه کمک نگاه کنید
- سعی کنید صبور و پذیرنده باشید و از مشاجره یا تلاش برای ارائه راهحلهای ساده خودداری کنید
- شخص را تشویق به دریافت کمک کنید
- از احساس شخص در مورد خودکشی سؤال کنید
- این افراد را تنها نگذارید
- در این شرایط راز نگهدار نباشید و فرد را به روان درمانگر معرفی کنید
- وسایل خودکشی را از دسترس او دور کنید
علائم | علت |
---|---|
تهیه وسایلی برای آسیب به خود مثل نگهداری قرص | سابقه اقدام به خودکشی |
احساس اندوه و لذتنبردن از زندگی | افسردگی حاد |
نوسانات خلقی | تجربه زورگویی یا تبعیض |
تمایل به خشونت | ازدستدادن یکی از عزیزان |
نتیجه گیری و راهنمای مراجعه به دکتر
اگر احساس میکنید، تمایل به خودکشی دارید یا علائم ذکر شده مربوط به خودکشی در اطرافیانتان وجود دارد، حتماً با یک دوست یا فردی نزدیک تماس بگیرید و از او کمک بخواهید. یکی از اقدامات مهم و مؤثر، مشاوره با فوق تخصص روانشناسی یا دکتر روانپزشک است. روانشناس خوب برای خودکشی با ارزیابی شخص علت خودکشی را شناسایی کرده و درمان لازم را شروع میکند. برای مشاوره با بهترین روانشناسان میتوانید، به سایت دکترتو مراجعه کرده و برای شروع درمان وقت بگیرید.
دکترتو مراقب سلامتی شماست!
سلام من یه پسر ۲۱ ساله استم از ۱۰ سالگی تا الان دارن رنج میکشم و درد اوضاع مالی خوبه در این میان بابام با توهین هاش تنبیه های بدنی زدن من خیلی بهم گیر میده همیشه غر میزنه سرم اینقد کتکم زده توهین کرده تحقیر کرده که الان ۳ ساله عقده شده تو دلم ازش تنفر دارم هر بار میبینمش حالم بد میشه این کارا اینقد تو دلم مونده که سردرد شدم تپش قلب دارم بیخوابی دارم وانواع واقصام بیماری بوجود اومده اینو میدونم اگه این درد ها رو بهش بگم خوب میشم ولی ازش میترسم اینادو بهش بگم یا منو با چیزی میزنه یا اینکه میگه عاق میکنم من از عاق ش خیلی میترسم هیچ راهی ندارم هیچ کدوم از خونواده منم که بهم اهمیت نمیدن ودرک نمیکنم انگار که نیستم .هیچ راهی ندارم جز خود کشی وخود کشی اولین آخرین راهمه بخدا خسته شدم ازین اوضاع
سلام.کسی که این مقاله رونوشته هیچوقت دروضعیت وموقعیت مایی که دراین وضع هسیم نیست ودرک درستی ازاوضاع مانداره .بجای این مقاله راه بدون درد وکمک به پایان دادن به زندگی بامیل ورضایت انسان بهمون یادمیدادن وکمکمون میکردن.حتی راضی هسم بارضایت خودم بیهوشم کنید واعضای بدنم هم اهداکنید.اینجوری خیلی بهتره.
سپاس
تا حد زیادی به ششما حق میدهیم
هرکسی درد خودش را دارد
ولی مقاله به طور کلی رهنمود می سازد
امیدوارم بهترین اتفاق برای شما بیفتد عباس عزیز
من ۱۶ سالمه توی یک خانواده بد زندگی میکنم من در مدرسه مثل تیزهوشان و اینا نتونستم برم ولی معدلم ۲۰ بوده رفتم مدرسه ای که همش روستایی ها میان الان مامانم عابروم رو برده میگه تو بدبختی تو قراره نوکری خواهر برادر تو کنی همش منو سرزنش میکنه این خواهرمم هم سواستفاده میکنه مامانمو به جونم تیز میکنه بخدا انقدر حالم بده واقعا دوست دارم بمیرم اگه میشه یک راهکاری به من بدید من خیلی به خانوادم لطف کردم دیدم جیبشون خالیه اما خودم سکوت کردم و از هیچ امکاناتی استفاده نکردم که بخوام قبول شم مدرسه سطح پایینی هم درس میخوندم چند بار خودمم خواستم برم کار کنم اما نذاشتن و باهام دعوا کردن من خیلی حالم خرابه من توی هیچ زمینه ای موفق نشدم واقعا خیلی اعصابم خورده امروز دستم شروع کرده به لرزیدن نزدیکه بیماری عصبی بگیرم ولی نمیدونم چطوری اقدام به مرگ کنم که واقعا بمیرم
عزیزم تو هنوز خیلی جوانی،،،آینده مال توس،ازش استفاده کن
منم خسته شدم، همش ذهنم درگیره، همش استرس و اظطراب دارم، میخوام تموم بشه، خسته شدم، یه لحظه آروم نداره. همش دارم مقایسه میکنم. تمام مو هام ریخته. دیگه اعتماد به نفس قبل رو ندارم
سلام
مثل هر بیماری دیگری
در این شرایط نیاز به پزشک دارید
و اتفاقا واجب تر از خیلی از بیماری هاست
همه علایمی که ذکر کردید قابل کنترل و درمان است:
متخصص روانپزشک
سلام من ۱۷ سالمه دیگه از زندگی متنفرم حالم بهم می خوره من اصلا نباید به دنیا می اومدم دیگه می خواهم خودکشی کنم.
من یه ورق دیازپام خوردم یه ورق کدیین چند تا ژلوفن یه ورق اسنترا فقط میترسم
سلام
فورا با اوورژانس ۱۱۵ تماس بگیرید
سلام ۱۹سالمه آدم بشدت اجتماعی وپرانرژی بودم ولی تو جمع خانواده اصلا نمیتونم حرف بزنم همش تهش یا دعوای یا توسری زدن دانشگاه رشته ی خوبی قبول شدم مهندسی مکانیک ولی یه رشته دیگه رو میخواست ولی با اجتماعی بودنم دیگه نمیتونم با کسی دوست شم همه دوستای صمیمیم بهم خیانت کردن یجوری حالا هیچ کسیو ندارم دردمو بگم ۱ساله پیش روانپزشک میرم وهیچ تغییری نکرد هرثانیه گریه میکنم واقعا خستم
سلام
از نظر اختلال اضطرابی و اسکیزویید باید بررسی شوید
بیشتر به روانشناس نیاز دارید تا روانپزشک
جدی بگیرید
چون در کلیت زندگی تان تاثیر می گذارد
روانشناس خوب
۲۵ سالمه ارشد میخونم و ی پروژه خیلی سخت واسه پایان نامه دارم آماده میکنم ک خسته آن کرده تو کارم شکست خوردم و از بچگی همش مقایسه شدم خسته شدم از اینکه آنقدر احساس میکنم هیچی نیستم و دلم میخاد بمیرم …خانواده هیجوقت درکم نکرده هیجوقت
سلام
زندگی هنر سازگاری است
گرچه شرایط و درک نشدن و حتی حس طردشدن احساس های غیرقابل تحملی است
ولی می توانید این مسایل را حل کنید
بهتر است زیر نظر مشاور باشید
روانشناس خوب
۳۵ سالمه یه روز خوش نداشتم همیشه سر نخواستنم دعوا بود از وقتی دنیا اومدم پدرو مادرم جداشدن هیچکدوم نخواستنم مادرم منو به اضای مهریه اش برداشت و داد به پدربزرگم اونام با تو سری و خاری و خفت و اعلان اینکه نمیخوانم و خسته شدن بزرگم کردن هیچکس منو نخواست هیچکس به اجبار ازدواج کردم یه شکست خیلی خیلی خیلی بزرگ دیگه جدا شدم اما چون نه کسیو داشتم نه جایی برای رفتن باز برگشتم بهش از خوابگاه پیام میذارم در حالی که ۶ روز هزینه اشو ندادم و همسرم میگه ندارم نتونستم کار پیدا کنم پولی ندارم کسیم ندارم میل به زندگی خیلی شدیده ولی مرگ بهترین راهه خیلی خسته ام فقط یه سری قرصای سرماخوردگی دارم امیدوارم جواب بده و راحت تموم کنم چون توی زندگی به اندازه کافی زجر و اذیت کشیدم حداقل مرگم آسون باشه
یه چیزی رو دلم سنگینی میکنه که اینجا بگم لحظه ای که من به مرگ فکر میکنم هم اتاقی ساکن تخت طبقه پایینم بهم میگه میخوام بخوابم تکون نخور
۳۲ سالمه.برادرم برای دومین بار دچار اعتیاد شده.بردمش دکتر و تحت درمان.ولی مدام بهش شک دارم و دچار استرس شدیدم..کاری ازم بر نمیاد.خودکشی راحترین راهه برام
سلام
شما کار خودتان را بکنید
تلاش بکنید
و در یک مرکز مطمین مشاوره بگیرید حتمن نتیجه میگیرید
و سعی کنید از طرفی بیشتر به فکر خودتان هم باد
ممنونم از شما
متخصص روانپزشک